افول منزلت اجتماعی معلمان و گسترش مداخلات اولیا

      دیدگاه‌ها برای افول منزلت اجتماعی معلمان و گسترش مداخلات اولیا بسته هستند

✍🏻زینب پارسا

کاهش جایگاه معلم در ایران را نمی‌توان صرفاً به مسائل اقتصادی فروکاست؛ مسئله عمیق‌تر، فرسایش تدریجی اقتدار حرفه‌ای، استقلال تخصصی و اعتماد اجتماعی به معلم است.

معلم شاید در گفتار عمومی همچنان محترم باشد، اما در عمل، استقلال و اختیارات حرفه‌ای او از سوی ساختار آموزشی و گاه خانواده‌ها محدود می‌شود. الزام به اجرای کامل محتوای کتاب‌ها و برنامه‌های ازپیش‌تعیین‌شده، محدودیت‌های کالبدی کلاس‌ها و فقدان انعطاف در نظام آموزشی، بخشی از این فرسایش را رقم می‌زند.

در کنار این عوامل، گسترش مداخلات غیرتخصصی برخی اولیا نیز به چالشی جدی تبدیل شده است؛ به‌ویژه آنجا که پولی‌شدن بخشی از آموزش، این تصور را ایجاد می‌کند که پرداخت هزینه، به‌معنای برخورداری از حق مداخله در تصمیمات تخصصی مدرسه است. در چنین شرایطی، داوری‌های شخصی و انتظارات غیرتخصصی جایگزین معیارهای حرفه‌ای می‌شوند و گاه، در نبود سازوکارهای حمایتی و رسیدگی منصفانه، به تضعیف اعتبار یا حتی حذف معلم می‌انجامند.

این مداخلات، علاوه بر آسیب به استقلال معلم، می‌توانند عدالت آموزشی را نیز مخدوش کنند؛ زیرا امتیازخواهی و فشار خانواده‌های برخوردارتر، ممکن است فرصت‌های برابر سایر دانش‌آموزان را تحت‌تأثیر قرار دهد.

البته دفاع از شأن معلم به‌معنای مصونیت او از نقد نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که نقد عملکرد معلم باید مبتنی بر شواهد، معیارهای تخصصی و سازوکارهای عادلانه باشد، نه فشار، قضاوت شخصی و قدرت اقتصادی.

تجربه نظام‌های آموزشی موفقی چون فنلاند، سنگاپور، ژاپن و کانادا نیز بر ضرورت توازن میان سه مؤلفه تأکید دارد: استقلال و صلاحیت حرفه‌ای معلم، مشارکت مسئولانه خانواده و وجود سازوکارهای شفاف و منصفانه برای رسیدگی به شکایات.

مسئله، حذف خانواده از مدرسه نیست؛ مسئله، مرزبندی میان مشارکت آگاهانه والدین و مداخله در قلمرو تخصصی معلم است.