فراتر از مرزهای آموزشی
چگونه مدارس میتوانند فرزندان ما را برای رویارویی با چالشهای آینده آماده کنند؟
نویسندگان: کلی گلگر-مکی و نانسی اشتاینهار
ترجمه: بدر الزمان پزشکزاد
نشر نی

آمادهکردن کودکان و نوجوانان برای آیندهای که بسیاری از ویژگیهای آن را هنوز نمیشناسیم، یکی از پرسشهای مهم آموزش امروز است. چه چیزهایی باید در مدرسه آموخته شوند و مدرسه چگونه میتواند دانشآموزان را برای شرایطی آماده کند که دائماً در حال تغییر است؟
کتاب “فراتر از مرزهای آموزشی” به این پرسشها از خلال تجربههای واقعی مدارس کانادا میپردازد. نویسندگان به جای ارائهی الگویی انتزاعی از “مدرسه آینده” سراغ مدارسی میروند که برخی از شیوههای متفاوت آموزش و یادگیری را همین امروز تجربه میکنند. در میان این تجربهها، مدرسه جورج وبستر جایگاه ویژهای دارد و بخش مهمی از روایت کتاب از تجربهها و تغییراتی شکل میگیرد که در این مدرسه و دیگر مدارس مورد بررسی نویسندگان رخ داده است.
نویسندگان نشان میدهند که آمادهسازی دانشآموزان برای آینده به معنای کنارگذاشتن دانش و مهارتهای پایه نیست. خواندن، نوشتن و ریاضیات همچنان اهمیت دارند، اما آموزش این مهارتها میتواند با پرورش تواناییهایی مانند حل مسئله، خلاقیت، همکاری و بهکارگیری آموختهها در موقعیتهای تازه همراه شود. کتاب، از جمله، به این میپردازد که چگونه میتوان نگاه و روشهای متفاوتی را در آموزش ریاضیات و دیگر حوزههای درسی به کار گرفت.
خلاقیت نیز یکی از موضوعات مهم کتاب است. از نگاه نویسندگان، مدرسه نباید تنها محل انتقال پاسخهای ازپیشتعیینشده باشد؛ بلکه باید فرصتهایی برای پرسیدن، تجربهکردن، ساختن و پیدا کردن راهحلهای متفاوت فراهم کند. در کنار آن، یادگیری اجتماعی و عاطفی نیز بخشی از آمادهسازی دانشآموزان برای زندگی در جهان امروز است؛ زیرا مدرسه تنها با انتقال محتوای درسی سروکار ندارد و روابط، همکاری، شناخت خود و دیگران و توانایی مواجهه با موقعیتهای دشوار نیز در تجربهی آموزشی نقش دارند.
بخش دیگری از کتاب به فناوری و شهروندی دیجیتال اختصاص دارد. مسئله صرفاً استفاده از ابزارهای دیجیتال در کلاس نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که مدرسه چگونه میتواند دانشآموزان را برای زیستن و مشارکت مسئولانه در جهانی که فناوری بخش جداییناپذیر آن شده است آماده کند.
کتاب همچنین به موضوع مدارس و طرحهای تحصیلی ویژه و انتخابی میپردازد؛ موضوعی که پرسشهایی درباره فرصتهای آموزشی، دسترسی دانشآموزان مختلف به برنامههای آموزشی و نسبت میان انتخابهای آموزشی و عدالت آموزشی ایجاد میکند. از این منظر، بحث درباره مدرسه آینده تنها بحثی درباره روشهای نوین تدریس نیست، بلکه به این پرسش نیز مربوط میشود که چه کسانی به فرصتهای آموزشی گوناگون دسترسی پیدا میکنند و ساختار مدرسه چگونه میتواند این فرصتها را گسترش دهد.
در کنار همهی این موضوعات، نقش معلم، مدیر مدرسه، خانواده و جامعه نیز در کتاب اهمیت دارد. تغییر آموزشی صرفا با تغییر برنامهی درسی یا افزودن فناوری اتفاق نمیافتد؛ بلکه به روابط میان افراد و نهادهای درگیر در زندگی مدرسه و به امکان تجربه و آزمودن شیوههای تازه وابسته است.
اهمیت کتاب در همین پیوند میان ایده و تجربه است. نویسندگان درباره آینده آموزش صرفا نظریهپردازی نمیکنند، بلکه نمونههایی از مدارس و معلمانی را روایت میکنند که در بستر نظام آموزشی کانادا در حال آزمودن راههای دیگری برای آموزشاند. از خلال این تجربهها، مدرسه آینده دیگر تصویری دور از دسترس نیست؛ بلکه مجموعهای از امکانهایی است که میتوان نمونههای آن را همین امروز در برخی مدارس مشاهده کرد.
چرا این کتاب برای ما اهمیت دارد؟
اهمیت این کتاب برای خواننده ایرانی بیش از آنکه در ارائهی یک الگوی آماده برای اصلاح مدرسه باشد، در نشاندادن امکان تغییر از خلال تجربههای واقعی مدرسه است. در شرایطی که بحث آموزش اغلب میان حفظ شیوههای موجود و طرح الگوهای کلی و آرمانی در نوسان است، این کتاب توجه ما را به پرسشهای ملموستری جلب میکند: مدرسه چگونه میتواند فرصتهای آموزشی متنوعتری فراهم کند؟ معلم و دانشآموز چه نقشی در این تغییر دارند؟ و چگونه میتوان میان آموزش دانش و پرورش تواناییهایی که برای زندگی امروز ضروریاند پیوند برقرار کرد؟ تجربههای روایتشده در کتاب متعلق به نظام آموزشی کاناداست و نمیتوان آنها را بیواسطه به ایران منتقل کرد؛ اما همین فاصله میتواند امکان مقایسه و پرسش درباره وضعیت مدرسه و فرصتهای تغییر در آموزش ایران را فراهم کند.
