روایت های طرد

      دیدگاه‌ها برای روایت های طرد بسته هستند

سمیه شهریسوند، فعال اجتماعی و عضو کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز

چند وقت‌پیش که بحثمان در مورد معلمان دارای معلولیت داغ بود دوست عزیزمان نسرین‌خانمِ جعفری از معلمی گفتند که نابینا و از بهترین معلمان بودند.
از ایشان خواستم که اگر مایلند در مورد معلمشان بنویسند تا به نام خودشان منتشر کنم و این نوشته عمق احساس شاگردی را به معلمش بیان می‌کند.
معلمی که شاید اگر امروز بود به خاطر قوانین وزارت‌خانه حتی دستش به صندلی معلمی نمی‌رسید.
من شناختی نداشتم تا خودشان گفتند چهره مشهوری بوده‌اند. رفتم جستجو و دیدم که ایشان خواهرزاده محمد بهمن‌بیگی بوده و استاد موسیقی.
از تبار بهمن‌بیگی جز این خلق نمی‌شود. معلمی که عاشقانه ایلی را متحول کرد و بنیانگذار آموزش عشایری ایران بود.

و اینک دلنوشته نسرینِ جان

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

تقدیم به استاد یگانه ام دکتر فرهاد گرگین پور
استاد بی‌بدیل من!
نام شما نه فقط یک نام بر تارک یادهای دیرین، که واژه‌ای‌ست به وسعت تمام نوری که در تاریک‌خانه‌ ذهن من روشن کردید.
امروز اگر می‌توانم در پس پرده‌ی هر واژه‌ای، حقیقتی را بجویم، وام‌دار انگشتان اشارتگر شما هستم که راه دشوار فهمیدن را برایم هموار کردید.
شما تنها ادبیات درس ندادید، شما زیستن را با خطی خوش بر لوح وجودم حک کردید…شما چونان صاحبدلی مرهم گذار، نوشداروی ادبیات را مرهم جانم کردید… شما بودید که پیامبرانه به من آموختید که زائر کتاب ها باشم و به واژه ها ایمان بياورم.
شما در من تکثیر شده‌اید و در هر دانش‌آموزی که از من می‌شنود… بذری که شما در دلم افشاندید هزاران جوانه می‌زندنام شما بر پیشانی تمام دانسته‌های من می‌درخشد.
آسوده بخوابید ای آموزگار نجیب واژه‌ها، که چراغی که برافروختید تا همیشه روشن است.

راحت و ریحان نثار روح پاکت

شاگرد شما نسرین جعفری