سیاست پرشور؛ احساسات و جنبش‌های اجتماعی “معرفی کتاب (۱۳)”

      دیدگاه‌ها برای سیاست پرشور؛ احساسات و جنبش‌های اجتماعی “معرفی کتاب (۱۳)” بسته هستند

ویراستاران: جف گادوین، جیمز ام. جاسپر و فرانسیسکا پلتا
ترجمه: فاطمه کریم‌خان

کتاب ارزشمند سیاست پرشور توسط خانم فاطمه کریم خان ترجمه شد. ولی متاسفانه مجوز انتشار دریافت نکرد و ایشان هم فایل را رایگان در اختیار عموم علاقمندان به مباحث جنبش ها و جامعه شناسی قرار دادند .

لینک مستقیم برای دانلود کتاب در قالب PDF

برای دهه‌ها، دانشمندان علوم اجتماعی هنگام مطالعه جنبش‌های اجتماعی، معترضان را یا کنشگرانی عقلانی می‌دیدند که هزینه‌ها و منافع مشارکت را محاسبه می‌کنند، یا برعکس، آنها را جمعیت‌هایی هیجانی و غیرمنطقی تصور می‌کردند که تحت تأثیر سرایت عاطفی و هیجان جمعی به خیابان می‌آیند. اما کتاب “سیاست پرشور” از نقطه‌ای دیگر آغاز می‌کند: چرا باید احساسات را در برابر عقلانیت قرار دهیم؟

این کتاب که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد، با گردآوری شانزده مقاله از پژوهشگران جنبش‌های اجتماعی، می‌کوشد احساسات را از حاشیه به متن مطالعه کنش سیاسی بازگرداند. خشم، ترس، شرم، غرور، عشق، نفرت، امید و حتی لذت، صرفا حالات درونی افراد نیستند؛ آنها در شکل‌گیری هویت‌های سیاسی، پیوندهای میان کنشگران، جذب افراد به جنبش‌ها، رویارویی با مخالفان و نیز دوام یا افول جنبش‌ها نقش دارند.

مسئله اصلی کتاب دفاع ساده از “احساسی بودن” سیاست نیست. نویسندگان می‌خواهند از دو تلقی متقابل فاصله بگیرند: از یک سو، نظریه‌هایی که کنشگر سیاسی را موجودی محاسبه‌گر و منفعت‌جو فرض می‌کنند؛ و از سوی دیگر، سنت‌هایی که احساسات جمعی را نشانه فقدان عقلانیت می‌دانند. در مقابل، کتاب نشان می‌دهد که احساسات نیز منطق دارند و نمی‌توان آنها را صرفا نیروهایی غیرعقلانی و مزاحم در مسیر کنش سیاسی دانست.

از این منظر، توافق بر سر یک مسئله لزوما به کنش منجر نمی‌شود. ممکن است افراد بدانند که وضعیتی ناعادلانه است، اما هنوز خشمگین نشده باشند؛ ممکن است یک فرصت سیاسی به وجود آمده باشد، اما افراد آن را به‌عنوان امکان واقعی عمل تجربه نکنند؛ و ممکن است شبکه‌ای اجتماعی وجود داشته باشد، اما پیوندهای عاطفی درون آن نباشد که افراد را به مشارکت ترغیب کند. گاهی آدم‌ها نه فقط به این دلیل که به یک ایده باور دارند، بلکه به این دلیل وارد جنبش می‌شوند که به دوستانشان اعتماد دارند، از طردشدن می‌ترسند یا احساس می‌کنند در کنار دیگران چیزی را تجربه می‌کنند که به‌تنهایی امکان‌پذیر نیست.

در اینجا خشم نیز صرفا فوران هیجان نیست. خشم اخلاقی می‌تواند زمانی شکل بگیرد که افراد یک وضعیت را نقض ارزش‌هایی بدانند که برایشان اهمیت دارد؛ و همین احساس می‌تواند تجربه بی‌عدالتی را به انگیزه‌ای برای اعتراض جمعی تبدیل کند. اما احساسات همیشه به بسیج منجر نمی‌شوند: ترس می‌تواند افراد را به عقب براند، شرم می‌تواند آنها را منفعل کند و خستگی و فرسودگی می‌تواند حتی جنبش‌های پرقدرت را تضعیف کند.

کتاب در چهار بخش تنظیم شده است. بخش نخست به چشم‌اندازهای نظری و جایگاه احساسات در مطالعه جنبش‌های اجتماعی می‌پردازد؛ از رویکردهای ساختاری به احساسات تا بحث‌هایی درباره انرژی احساسی و سازمان‌دهی و مدیریت احساسات. بخش دوم رابطه احساسات با فرهنگ و هویت سیاسی را بررسی می‌کند؛ از آیین‌ها و نمادهای سیاسی تا نقش احساسات در دگرگونی هویت و شکل‌گیری تعهد سیاسی. بخش سوم به پویایی‌های درونی جنبش‌ها اختصاص دارد: جذب و حفظ مشارکت‌کنندگان، خشم اخلاقی، ترس، خنده، شرم و پیوندهای عاطفی. بخش چهارم نیز احساسات را در موقعیت‌های واقعی منازعه سیاسی دنبال می‌کند؛ از استراتژی‌های عاطفی و شکل‌گیری احساسات در فرایند جنبش‌ها تا شورش در السالوادور و کار عاطفی در جنبش‌های پرخطر.

اهمیت کتاب در این نیست که بخواهد احساسات را جایگزین ساختار، سازمان، فرصت‌های سیاسی یا فرایندهای شناختی کند. مسئله این است که هیچ‌یک از این عوامل، بدون توجه به زندگی عاطفی کنشگران، تصویر کاملی از چگونگی شکل‌گیری و تداوم کنش جمعی به دست نمی‌دهند. احساسات در کنار ساختارها و سازمان‌ها عمل می‌کنند و به تجربه افراد از بی‌عدالتی، امکان، خطر، تعلق و امید شکل می‌دهند.
“سیاست پرشور” در نهایت ما را با پرسشی مواجه می‌کند که فراتر از جنبش‌های اجتماعی است: اگر انسان‌ها با تمام ترس‌ها، امیدها، خشم‌ها، دلبستگی‌ها و رنج‌هایشان وارد سیاست می‌شوند، آیا می‌توان کنش سیاسی را بدون فهم احساسات فهمید؟

شاید اهمیت کتاب در همین جابه‌جایی باشد: احساسات نه اموری هستند که پس از شکل‌گیری سیاست به آن اضافه شوند و نه نقطه مقابل عقلانیت؛ آنها بخشی از خود فرایند سیاسی‌شدن، پیوندخوردن، به حرکت درآمدن و دست به عمل جمعی زدن‌اند.