✍🏼 محمدرضا امیدی؛ فرهنگی بازنشسته
یکی از عقل میلافد یکی طامات میبافد
بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیم
با درود و وقت به خیر
اخیرا کانال شورای هماهنگی ویدئویی از ورزش گروهیِ تعدادی از خانوادههای فرهنگی در شهر رشت را انتشار داده که واکنشهای منفی و مثبتی را به دنبال داشت. به عنوان یکی از فرهنگیانی که معمولا در این برنامهها شرکت میکنم، لازم دیدم نکاتی را در این باره با دوستان و فعالان صنفی فرهنگی مطرح کنم تا شاید کمکی هرچند کوچک به ایجاد بستری برای همگرایی بیشتر جامعه فرهنگی باشد. از واکنشهای مثبت که بگذریم، آنچه که در واکنشهای منفی به انتشار این ویدئو در کانال شورای هماهنگی توجهم را جلب کرد، این بود که با توجه به پانوشت این ویدئو که با صراحت عنوان شده، ادعایی جز اینکه یک گروه فرهنگی، ورزشی و گردشگری هست، ندارد چرا موجب برداشتهای دیگری که نشاندهندهی نگرانی و احتمالا عصبیت برخیهاست، شده است. تا آنجا که انتشار چنین ویدئویی در کانال شورای هماهنگی را وهن آن کانال بدانند؟!!
واقعیت این است که این گروه از خانوادههای فرهنگی که دور هم گرد آمدهاند و به طور هفتگی برنامههای ورزشی _فرهنگی خود را انجام میدهند، مطمئنا جای کانون صنفی فرهنگیان را تنگ نکرده و نخواهد کرد. کانون صنفی فرهنگیان گیلان متاسفانه با توجه به روشهایی که در پیش گرفته بود و به دلیل تضادهایی که بین اعضای هیئتمدیره بر سر روشهای کنشگری و پیشبرد برنامههای کانون، وجود داشت، عملا نتوانست با تودهی بزرگ بدنهی معلمان استان، ارتباطی تنگاتنگ و معنادار ایجاد کند. تصور میشود مطابق تعریفی که لااقل گروهی از گردانندگان کانون، از کنشگری صنفی داشتند، فقط باید عدهای از انقلابیون حرفهای یا کسانی که با رفتارهای هیجانی و با این درک خوشباورانه که گویا به زودی همهی آمال و آرزوهایشان برآورده خواهد شد، از درون جامعه معلمان سر برآورند و دورشان جمع شوند تا با راهنمایی و رهبری این گروه، علیرغم وجود محدودیتها و فشارهای حکومتی، سدّ انسداد را بشکنند و هرچه زودتر به کعبه آمال برسند. نتیجه اینکه، گذشتِ ایام بطلان چنین دیدگاهی را به وضوح نشان داد.
کاشکی این همه، درس عبرتی میشد برای کسانی که به هر دلیلی و از جمله به دلیل عدم شناخت دقیق کنشگری صنفی و مدنی و الزامات آنها در به وجود آمدن چنین وضعیتی بیتاثیر نبودند.
گفته میشود که وظایف صنفی و تربیت نیرو برای فعالیت مستمر صنفی و غیره تعطیل شده است.
سوال این است که واقعا چه کسی را باید مقصر تعطیلی وظایف صنفی و عدم توانایی تربیت نیرو برای فعالیت مستمر صنفی!! و … دانست؟ بعد از در نظر گرفتن وجود موانع و محدودیتهایی که دولتهای بر سر کار، برای کانونها ایجاد میکنند، مگر غیر از این است که مطابق روال معمول، کانون صنفی و به ویژه افراد شاخص آن در هیئتمدیره کانون، مدیریت انجام چنین وظایفی را باید بر عهده بگیرند؟
ادامهی یاداشت را در این لینک بخوانید
