
در آستانه ظهور طبقهای اکولوژیکال
نویسندگان: برونو لاتور و نیکولای شولتز
ترجمه: راهله فتوحی
انتشارات فراهم، ۱۴۰۴
چرا با وجود آگاهی روزافزون از بحرانهای اقلیمی، تغییرات سیاسی متناسب با ابعاد آن رخ نمیدهد؟ چرا مسئلهای که با امکان ادامه زندگی پیوند دارد، هنوز جایگاهی متناسب با اهمیت خود در سیاست پیدا نکرده است؟ لاتور و شولتز در این کتاب کوتاه میکوشند این مسئله را از زاویه سیاست، منافع جمعی و سازمانیابی اجتماعی بررسی کنند.
نقطه آغاز بحث آنان این است که بحران اکولوژیک را نمیتوان صرفاً یک چالش فنی یا مسئلهای مربوط به محیط زیست دانست. آب، خاک، هوا، اقلیم و دیگر عناصر جهان مادی، بیرون از جامعه نیستند؛ بلکه بخشی از شرایط امکان زندگی اجتماعیاند. از این منظر، بحران اکولوژیک هم دوگانه سنتی “جامعه/طبیعت” را به چالش میکشد و هم ما را وادار میکند درباره نحوه سامان یافتن اقتصاد و سیاست دوباره بیندیشیم.
لاتور و شولتز برای توضیح این وضعیت از امکان ظهور یک “طبقه اکولوژیکال” سخن میگویند. منظور صرفاً گروهی تازه از فعالان محیط زیست نیست، بلکه شکلگیری یک سوژه و نیروی سیاسی حول شرایطی است که امکان زیست پایدار را فراهم میکنند. این طبقه از پیش وجود ندارد؛ باید ساخته شود: وابستگیهای پراکنده انسانها به یک جهان قابل سکونت باید به منافع مشترک، هویت سیاسی و کنش جمعی تبدیل شود.
این نگاه، مفهوم “ماتریالیسم” را نیز نیازمند بازاندیشی میکند. مسئله فقط تولید و توزیع کالاها نیست؛ باید پرسید چه چیزی، برای چه کسی، با چه هزینهای و در چه جهانی تولید میشود؟ زندگی انسانها به شبکهای از آب، خاک، هوا، انرژی و موجودات زنده وابسته است. در این معنا، مفهوم “قابلیت سکونت” (habitability) به مسئلهای سیاسی تبدیل میشود.
در این چارچوب، غیرانسانها نظیر رودخانهها، جنگلها، ویروسها، اقلیم و سوختهای فسیلی صرفاً منابع منفعل نیستند، بلکه در شبکههای وابستگی، امکانهای کنش انسانی و اجتماعی را شکل میدهند. بنابراین اکولوژیک شدن سیاست صرفاً افزودن محیط زیست به فهرست مسائل سیاسی نیست؛ بلکه بازاندیشی در خود میدان سیاست و رابطه ما با جهان مادی است.
اما وابستگی مشترک به یک سیاره قابل سکونت، خودبهخود به یک سوژه سیاسی مشترک نمیانجامد. “طبقه اکولوژیکال” باید از طریق سازمانیابی، شکلدادن به منافع مشترک، عواطف سیاسی و در “نبرد ایدهها” ساخته شود. مسئله اصلی، تبدیل آگاهی از بحران به توانایی کنش جمعی است.
چرا این بحث برای ما اهمیت دارد؟
این پرسشها در ایران معنایی عینی پیدا کردهاند. آلودگی هوا، کمآبی، خشکسالی، گردوغبار و فرونشست زمین نهتنها بر معیشت و سلامت اثر گذاشتهاند، بلکه وارد زندگی مدرسه نیز شدهاند؛ از تعطیلی مدارس به دلیل آلودگی و شرایط جوی تا دشوارتر شدن دسترسی به آموزش در مناطق درگیر بحران آب. بحران اکولوژیک، بنابراین، فقط موضوعی برای کتابهای درسی نیست؛ بخشی از شرایط مادی امکان پذیری آموزش است.
از این منظر، دغدغه معلمان برای “آموزش باکیفیت” را نمیتوان کاملاً از شرایط مادی زندگی و قابلیت زیست سرزمین جدا کرد. مدرسه به سلامت، معیشت، زیرساخت و محیطی که دانشآموز و معلم در آن زندگی میکنند وابسته است. شاید یکی از پرسشهای پیش روی جنبش معلمان این باشد که آیا میتوان مطالبات آموزشی و صنفی را به مسئله گستردهتر سلامت، معیشت، محیط زیست و آینده نسلهای جدید پیوند زد؛ البته نه با تبدیل شدن به یک جنبش محیطزیستی، بلکه با آشکار کردن پیوندهایی که از پیش میان این مسائل وجود دارند.
در آستانه ظهور طبقهای اکولوژیکال بیش از آنکه کتابی درباره راهکارهای فوری زیستمحیطی باشد، دعوتی به بازاندیشی در سیاست است. اهمیت ایده “طبقه اکولوژیکال” نیز در جایگزین کردن آن با طبقات و تضادهای سیاسی پیشین نیست؛ بلکه در این است که بحران اکولوژیک معاصر میتواند منافع، هویتها و صفبندیهای سیاسی را به شکل جدی دگرگون کند و کنش جمعی حول وابستگی به یک جهان قابل سکونت را به کانون مبارزات منتقل کند.
