شعر / امیر اسدیان / دبیر آموزش و پرورش همدان

  • سرها همه سرشلوغ ! این خیلی بد
  • اصلاح کنید ! می شمارم تا صد
  • تا خواست که بشمرد ، به فرمانش تیغ
  • آمد سر هر درخت را از ته زد.

از اوّل صبح ، فکر سر ، در سر داشت

البته سری ، که چکّه ای دیگر داشت

بین سر و ماشه ، انتخابی سخت است

دست از سَر ِ ماشه ی تُفنگش، برداشت.

امیر اسدیان / دبیر آموزش و پرورش همدان

یک قطره ی اشک از سَر ِ زاری نیست

چشمی همه خون فشان ِ رگباری نیست

از بس که عزا بر سَر ِ ما می ریزند

کو فرصت زاری ؟ که عزاداری نیست.

این سنگدلی ست ، سنگ می فهمد ، بس

کُشتار چنین ! تُفنگ می فهمد ، بس

خونریزی این جراحت عمدی را

در پوست ، فقط پلنگ می فهمد ، بس

18 thoughts on “شعر / امیر اسدیان / دبیر آموزش و پرورش همدان

  1. Elsie

    Pretty nice post. I just stumbled
    upon your blog and wished to say
    that I’ve truly enjoyed browsing your blog
    posts. After all I will be subscribing on your feed and I hope
    you write again soon!

    Reply
  2. Marko

    Hi there, just became aware of your blog through Google,
    and found that it’s truly informative.
    I am gonna watch out for brussels. I’ll
    appreciate if you continue this in future.
    Many people will be benefited from your writing.

    Cheers!

    Reply
  3. Zulma

    If you are going for finest contents
    like me, simply visit this site every day as it provides quality contents,
    thanks

    Reply

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.