بخش اول
به سکوت در برابر شوراشکنان فرصت طلب، تخریبگران و دروغسازان مدعی مبارزه پایان میدهیم.
«دانستن، حق ویژهی ابطال ناپذیری است که سبب گسترش کنجکاوی و زمینهساز کنش رهاییبخش میشود».
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، به عنوان یکی از نهادهای فراگیر، موثر و مستقل در تاریخ معاصر ایران، نزدیک به سه دهه فعالیت صنفی و مدنی خود، برای آموزش رایگان و همگانی، دستمزد عادلانه، مبارزه با آموزش ایدئولوژیک، حق ایجاد تشکلهای مستقل از قدرت، مخالفت با پولیشدن آموزش، برابری جنسیتی در امر آموزش، عدالت در آموزش و از بین بردن تبعیض بین مرکز و حاشیه، ایجاد فرصتهای برابر برای رشد و شکوفایی و تحرک اجتماعی بین دانشآموزان، خصوصا حوزه دختران و زنان، دفاع همهجانبه از مناطق محروم و فقیر، دفاع از آموزش به زبان مادری، نفی اعدام و ایستادن در کنار مردمان محروم و تحتستم در جنبشهای اجتماعی؛ با وجود انواع برخوردهای قهری حاکمیت، همچنان بر مواضع حقطلبانه و آزادیخواهانهی خود ایستاده است، و این مبارزه رهاییبخش را با پشتوانهی فرهنگیان، دانشآموزان، تشکلهای مستقل و حمایت مردم ادامه خواهد داد.
طی سالها ایستادگی برای عدالت و آزادی، قدرت حاکم بواسطهی مخالفت ذاتی با جامعه مدنی مستقل و مطالبهگر، سیاستهای بازدارندهی خود را به دلیل ناتوانی در عملی ساختن مطالبات قانونی جنبش معلمان بکار گرفته، که همان سرکوب و خشونت تمامعیار بوده است.
زندانی کردن کمسابقه فعالان صنفی، اخراج دهها معلم در نقاط مختلف کشور، تبعید، دستگیریهای فلهای، ساختن سناریوهای کاذب، سلولهای انفرادی، مهاجرتهای تحمیلی، فشار بر خانوادهها، غیرقانونی اعلام کردن تشکلهای صنفی، فشار شرمآور حراستها و انواع ضربههای پیدا و پنهان، بهایی بوده و هست که فعالان صنفی فرهنگیان و شورای هماهنگی پرداختهاست.
با ایستادن و تداوم فعالیت و مبارزه، و وجود تنگناها و سرکوبهای گسترده؛ واضح و طبیعی است که قصوراتی در تصمیمگیریهای این نهاد ایجاد شود و نقادی و مخالفت افراد و گروههای مختلف را متوجه آن سازد.
بنابراین شورای هماهنگی با گشودگی و اندیشهای باز، خود را ساختاری صلب و مصون از انتقاد و مخالفت نمیداند، انتقاد را سرمایهی وجودی خود دانسته و برای بالندگی و استمرار فعالیتهایش به آن نیازمند است و هیچگاه به خود قدسیت نبخشیده است، بلکه ریشه در نقد دارد و حیات خود را از آن میگیرد. اصولا تکثر اندیشه، زیربنای ساختار شوراست و یکدستسازی را مغایر با فلسفهی تفکر شورایی تلقی میکند.
اما این بدان معنا نیست که شورای هماهنگی چشم بر روی کینتوزیها، حسادتها، ترور شخصیت و تخریب خصمانه فعالان صنفی صادق و مبارزی که علیرغم تحمل انواع خشونتها و محرومیتها به مبارزه در راستای عدالت آموزشی ادامه میدهند، ببندد و سکوت اختیار کند.
بارها از سوی افراد، گروهها، کانالهای به اصطلاح فرهنگی و نوچههای نابالغ آنها تهمتها، دروغها، روایتهای ساختگی و کذب و سناریوهایی همسو با نیروهای امنیتی علیه فعالان شناختهشدهای همچون: محمود بهشتی لنگرودی، اسکندر لطفی، محمد حبیبی، جعفر ابراهیمی، شیوا عاملیراد و … منتشر شده است.
که تجربه نشان داده سکوت مصلحتاندیشانه در دفاع به موقع و قاطع از آنان، نه تنها از دامنهی تخریب نکاسته، بلکه راه را برای حملات مشابه علیه دیگر کنشگران صنفی هموار کرده است.
این اعمال نابخردانه و فرساینده بر اساس نقد افراد آگاه به مسائل تشکیلاتی رهاییبخش نیست، بلکه رویهای خصمانه، همسویی عامدانه با نیروهای سرکوب برای نابودی و اضمحلال نهادی مستقل و خود بنیاد است که پایههای آن بر ستونهای راستی، شفافیت، اخلاقمداری و فداکاری برای فرهنگیان و دانشآموزانی بنا شده است که آیندهی آنان به سبب سیاستهای اقتصادی فقر آفرین و تبعیضگرا قربانی میشود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، با اقتدار و به پشتوانهی سالها مبارزه و ایستادن کنار مردم، راسخ و مصمم اعلام میکند:
«من بعد در برابر هر فرد، گعده، کانال و بلوکی که با سیاست تخریب، اقدام کینتوزانهای صورت دهد، موضع گیری میکند و با قاطعیت و بدون لکنت زبان، حقایق و واقعیتها را جهت روشنگری افکار عمومی افشا خواهد کرد.»
این بیانیه در این جا خاتمه پیدا نمیکند و در مطالب بعدی صریح و شفاف شقاوت و نادانی اصحاب دروغ، تدلیس و فریب را برملا خواهیم ساخت.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
۱۴۰۵/۰۸/۰۹
