با مدیران دشوار چه کنیم؟ (بخش سوم)

      دیدگاه‌ها برای با مدیران دشوار چه کنیم؟ (بخش سوم) بسته هستند

✍سمیه شهریسوند / معلم و فعال صنفی معلمان

۷- مدیران منفی‌نگر: برخی‌ها صدبار کار مثبتی از شما می‌بینند ولی کوچکترین بازخوردی نمی‌دهند و درعوض با اولین اشتباه تذکر می‌دهند. در مدیریت هم برخی این‌گونه‌اند. تا وقتی کارتان را به بهترین شکل پیش می‌برید کسی نمی‌گوید چقدر منظمی یا دانش‌آموزان راضی‌اند یا اولیا تماس گرفته و تشکر کرده‌اند و میانگین نمرات کلاست بالا است ولی با اولین شکایت طوری شما را بازخواست می‌کنند که به نظر می‌آید نارضایتی از کارتان روال بوده است‌.
شما نیاز دارید عملکرد و دستاوردهایتان را مطرح کنید. این خودنمایی یا فخرفروشی نیست. به تجربه‌ی من محیط کار ایران برونگرا و ظاهربین است و تا وقتی توانایی‌هایتان را عرضه نکنید کسی آنها را نمی‌بیند. این نحوه بیان و عرضه است که شما را تبدیل به فردی باتجربه و سخاوتمند در ارائه رایگان تجربیاتش نشان می‌دهد یا آدمی فخرفروش که موفقیتش را به رخ همکاران می‌کشد.
مثال: فرض کنید شما حل چالش یکی از دانش‌آموزان دشوار موفق بوده‌اید؛ می‌توانید وقتی در دفتر هستید در حضور مدیر و همکاران سر بحث را باز کنید و بگویید چون توانسته‌اید فلان مورد را بعد از چندین‌بار آزمون و خطا و مطالعه و مشاوره بالاخره به نتیجه برسانید احتمال داده‌اید این تجربه به بقیه هم کمک کند تا ناچار نباشند تمام این مسیر را دوباره و به تنهایی طی کنند و روش کارتان را توضیح دهید و از بقیه هم بخواهید تجربه‌های مشابه را به اشتراک بگذارند چون باعث کاهش فرسودگی شغلی و افزایش همدلی در جمع می‌شود. صداقت در این نوع بیان مهمترین عاملی است که نگاه‌ها را مثبت و دوستانه خواهد کرد.

۸- مدیران قشقرقی: مدیری که با کوچکترین اختلافها دادوفریاد راه می‌اندازد، اشیا را به سمت کارکنان پرت می‌کند، معلم را جلوی دانش‌آموز تحقیر می‌کند، از الفاظ ناپسند استفاده می‌کند و… . عجیب اما واقعی است!
فکر کنم اینها بدترین نوع مدیران هستند و برخورد مناسب با آنها واقعاً دشوار است. در این مواقع باید هرچه راهبرد حفظ آرامش بلدید مرور و استفاده کنید. از نفس عمیق کشیدن تا انتقال تمرکز به برگهای درخت پشت پنجره و ناشنوایی موقتی و..‌. بعد باید با بدنی که زبانی محکم و مقتدر اما غیرتهاجمی دارد جملاتی مشابه این بگویید: به نظر میاد شما الان عصبانی هستید و امکان گفتگوی محترمانه و مفیدی وجود نداره، من از اینجا بیرون می‌رم و وقتی آماده بودید در یه فضای سالم حرف بزنید و بشنوید می‌تونید صدام کنید تا صحبت کنیم. سپس محیط را ترک کنید. نمانید و بحث نکنید.
حتی اگر کنترل واکنش در همان ابتدا دشوار بود بدون صحبت محیط را ترک کنید.
می‌توانید بعد از کمی آرام شدن، خودتان یا با واسطه‌ی معاون یا همکاری پیامتان را منتقل کنید.
و تا وقتی مدیر به آداب یک گفتگوی محترمانه پایبند نیست وارد بحث نشوید و ادامه ندهید. این نوع مرزگذاری‌های قاطع و محترمانه یکی از بهترین ابزارهای کار در آرامش در چنین محیط‌هایی است.

۹- مدیرهای مرزی: برخی افراد نه واقعاً با شما محترمانه رفتار می‌کنند و نه علناً مرزهای احترام را می‌شکنند تا بتوان پاسخ مناسبی داد. جایی روی خط های مرزی و اغلب آگاهانه و عمدی حرکت می‌کنند تا کنترل نیروی انسانی را در دست داشته باشند. شوخی‌های گاه توهین‌آمیز، متلکها، یادآوری وظایف اما با لحنی نه چندان مناسب و چیزهایی از این قبیل عامل فرسودگی روزمره کارکنان می‌شود. گاهی حتی کارکنان نمی‌دانند دقیقاً چه چیزی آزارشان می‌دهد و فقط از فضای ناخوشایند و حس منفی محیط می گویند.
پیشنهاد می‌کنم در این موارد مدتی روی ثبت رفتارهایی که با شما می‌شود تمرکز داشته باشید و بادقت مستند کنید. هرچه از فایده‌های مستندسازی بگویم کم است. تازه بعد از این کار می‌فهمید چه بلایی سرتان می‌آید.
وقتی مطمئن شدید آن احساس ناخوشایند چه منشائی دارد با زبان ارتباط بدون خشونت یا NVC حرفتان را بزنید.
مثال: تو یک ماه گذشته این سومین باره که شما از عبارت به شما مربوط نیست استفاده می‌کنید.(مشاهده)
وقتی با من اینطور صحبت می‌کنید ناراحت و عصبانی می‌شم.(احساس)
برای اینکه بتونم کارم رو درست انجام بدم و رفتار محترمانه‌ای تو محیط کار داشته باشم نیاز دارم متقابلاً با من محترمانه رفتار بشه.(نیاز)
پس توقع دارم دیگه هیچ‌وقت تو صحبت با من از این جمله استفاده نکنید.(تقاضا)
حتی در مواردی که اشتباه می‌کنید نپذیرید که با شما توهین‌آمیز یا با تحقیر صحبت کنند. اگر هدف از تذکر اصلاح باشد باید با زبانی مودبانه و با رویکردی اصلاحی بیان شود نه تحقیر و سرزنش.

بخش چهارم آخرین قسمت از این مطلب خواهد بود.

منبع : کانال لیمو ترش