✍🏼 محمود ملاکی
دکتر رضا امانیفر فقط یک معلم نیست وجدان بیدار جامعهای ست که به اجبار خفتاندهاند آن را.
سالهاست معلمست و خواهد ماند، تنها به عشق بچههای این سرزمین و آرزوی دموکراسی و آزادی برای همه انسانها، نه برای هر آنچه غیر این، برای اینکه باور دارد آموزش حق همه است، نه امتیاز عدهای خاص.
دهم شهریور۱۴۰۵ خورشیدی روزی که مثل سرو ازاد میایستد و از خودش دفاع کند.
از خودش؟
گمانم نه، از حقی که برای همهٔ انسانها قائل ست.
اتهاماتش؟
همان چیزهایی که هر وجدان پاکی به آن افتخار میکند:
ایستادگی برای آموزش باکیفیت رایگان و حقوق اساسی و اولیه انسانها، برای دانشآموزانی که جز آموزش مناسب ملجاء دگر ندارند برای زیست انسانی، برای معلمی که حقوق اولیهاش گروگان گرفته شده است.
۶ ماه از عمرش را در بازداشت گذرانده. ۶ ماه، فقط به جرم اینکه صدایش را بلند کرد. حالا میخواهند با حکمی که از قبل نوشته شده، او را محکوم کنند. اما محکوم کردن رضا امانیفر، یعنی محکوم کردن همهٔ ما. یعنی گفتن به هر معلمی که اگر برای بچههایت حرف بزنی، جایگاهت همین است.
ما از اینجا، از همین لحظه، میگویم که او را باور دارم. نه به خاطر دوستی و رفاقتمان، نه به خاطر همصنفی و هم فکر بودن، به خاطر اینکه مسیرزندگیاش را نگاه کردهایم و میدانم چه کسی است.
رضا امانیفر از آن آدمهایی است که اگر یک وجب خاک بیشتری داشت، باز هم برای دیگران خرجش میکرد. او خستگیناپذیر است، و این را هرکسی که یک روز با او کار کرده میداند.
معلمان ایران، وجدانهای بیدار این کشور، تمام کسانی که هنوز باور دارند میتوان اعتراض کرد و نترسید، پشت تو ایستادهاند. ما میدانیم که این دادگاه، یک نمایش است ولی حقیقت تو و کارهایت میماند نه این بازیهای نخنما
رضا امانیفر، تو تنها نیستی. صدای ما، بلندتر از هر حکمی است که بخواهند بر تو بخوانند
دهم شهریور، روزی نیست که از آن بترسیم. روزی است که دوباره به همه ثابت میکنی، معلمان اگاه چون سرو آزاد و چون کوه مقاوماند.
