تعارض میان آموزش تربیت‌بدنی در دانشگاه فرهنگیان و واقعیت‌های مدارس

      دیدگاه‌ها برای تعارض میان آموزش تربیت‌بدنی در دانشگاه فرهنگیان و واقعیت‌های مدارس بسته هستند

 ادریس حسامی | دبیر تربیت‌بدنی و مربی شنا ـ سنندج

یکی از تناقض‌های قابل تأمل در نظام تربیت‌معلم، فاصله میان محتوای آموزشی رشته تربیت‌بدنی در دانشگاه فرهنگیان و واقعیت‌های اجرایی این درس در مدارس است.
کتاب‌های دانشگاهی و استادان دروس تخصصی و عملی، نظیر والیبال، بسکتبال، فوتبال، فوتسال، تنیس روی میز و بدمینتون، بر آموزش علمی و صحیح این مهارت‌ها و ضرورت انتقال آن‌ها به دانش‌آموزان تأکید دارند. اما دانشجو پس از ورود به مدرسه در قالب واحد کارورزی، با واقعیتی متفاوت مواجه می‌شود: حیاط‌هایی فاقد استانداردهای لازم، کمبود تجهیزات و توپ‌های ورزشی، شرایط نامناسب فعالیت در فصل سرد سال و نبود امکانات کافی برای اجرای اصولی آموخته‌های دانشگاهی.
از سوی دیگر، در بسیاری از مدارس، به دلیل غلبه نگاه کنکورمحور بر نظام آموزشی، اهمیت درس تربیت‌بدنی و نقش آن در رشد حرکتی، جسمانی و روانی دانش‌آموزان به حاشیه رانده شده است؛ گویی این درس صرفاً فرصتی برای تفریح و تخلیه انرژی است، نه بخشی اساسی از فرایند تعلیم‌وتربیت.
در چنین شرایطی، دانشجومعلمی که در دانشگاه با اهداف و استانداردهای علمی آموزش دیده است، هنگام مواجهه با محدودیت‌های واقعی مدارس، به‌تدریج دچار احساس ناکامی و دلسردی می‌شود. در نتیجه، کارورزی که باید حلقه اتصال دانش نظری و تجربه عملی باشد، گاه خود به عاملی برای فاصله گرفتن دانشجو از اهداف آموزشی و حرفه‌ای‌اش تبدیل می‌شود.
پرسش اساسی اینجاست: آیا سیاست‌گذاران آموزش‌وپرورش و مسئولان دانشگاه فرهنگیان، پیش از تدوین اهداف آموزشی و تأکید بر یادگیری مهارت‌های تخصصی، تناسب میان محتوای آموزشی، امکانات مدارس و شرایط واقعی اجرای درس تربیت‌بدنی را به‌اندازه کافی مورد توجه قرار داده‌اند؟
نمی‌توان از دانشجو انتظار داشت در محیطی فاقد حداقل امکانات، اهدافی را محقق کند که برای اجرای آن‌ها به زیرساخت‌های مناسب نیاز است. تا زمانی که مسئولان ذی‌ربط برای تأمین امکانات، ارتقای جایگاه درس تربیت‌بدنی و هماهنگی واقعی میان برنامه‌های دانشگاهی و شرایط مدارس اقدام نکنند، نمی‌توان انتظار داشت این درس نقش شایسته خود را در رشد و یادگیری دانش‌آموزان ایفا کند.
مسئله فقط کمبود توپ و فضای ورزشی نیست؛ مسئله، شکاف میان اهداف اعلام‌شده و واقعیت‌های اجرایی و بی‌توجهی به جایگاه واقعی تربیت‌بدنی در نظام تعلیم‌وتربیت است. تا زمانی که این تناقض ساختاری برطرف نشود، نباید تمام مسئولیت ناکامی‌های آموزشی را بر دوش معلم و دانشجومعلم گذاشت.