«نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت»
چهار سال از جانباختن معصومانه دختری گذشت که مرگش به انفجار خشم و مطالبهای منجر شد که سالها سینه میلیونها زن و مرد ایرانی را سنگین و دردمند کرده بود. نام او تبدیل به شعاری شد جاری بر زبانها؛ شعاری که از خیابانهای کردستان تا تهران و تا… ، از دانشگاهها تا کارگاهها، و از زبان جوانان تا صدای مادران، طنین انداخت.
«زن زندگی آزادی»
دیگر فقط یک شعار نبود؛ یک خواست جمعی، یک هویت، و یک راه شد.
آنچه در این چهار سال رخ داد، فقط اعتراض نبود. تغییری عمیق در بطن جامعه بود.
دختران و زنانی که برای سالها ساکت بیصدا بودن را یاد گرفته بودند، به خیابان آمدند و با صدای رسا اعلام حضور کردند.
مردانی که تصور میکردند حقوق زنان امری زنانه است، در کنار آنها قرار گرفتند.
خانوادههایی که فقط سوگوار بودند، به دادخواه تبدیل شدند.
و جامعهای که میخواستند در ترس و سکوت بماند، دانست که باید بپرسد، اعتراض کند، و تسلیم نشود.
جنبش ژینا، جنبش خشونت نبود؛ جنبش آگاهی و پایداری مدنی بود. جنبشی بود که با وجود سرکوب، با وجود زندان، و از دست دادنها، نهتنها متوقف نشد که ریشههایش عمیقتر و قویتر شد. از خیابان به خانهها رفت و از خانهها به دلها و اندیشهها؛ از بزرگترین شهرها تا دورافتادهترین روستاها، هرکدام گامهایی به جلو برداشتند.
امروز، دختری که در شهری کوچک، بزرگ میشود، میداند که حق دارد انتخاب کند، حق دارد بپوشد آنچه میخواهد، و حق دارد زندگی کند. این تغییر نه کوچک است و نه هیچ قدرتی میتواند از جامعه بگیرد.
خانواده امینی اما هنوز چشم به راه #حقیقت است. اگرچه این انتظار، تنها انتظار یک خانواده نیست؛ میلیونها نفر در این سرزمین، با آنها همراهند و باور دارند که این حقیقتجویی، تنها با پایداری مدنی و با تداوم همین جنبش به نتیجه میرسد.
کانون صنفی معلمان ایران
یاد و خاطره جانسوز ژینا را پاس میدارد،
با خانواده او همدردی میکند و
با جنبش برابریطلبانه و آزادیخواه زن زندگی آزادی همراه است.
کانون صنفی معلمان ایران
۱۴۰۵/۶/۲۵
