نه به جنگ، نه به سرکوب؛ دفاع از صلح، آزادی و تشکل یابی مستقل
در شرایطی که جامعه ایرانی هنوز داغدار عزیزترین فرزندان خود در دیماه خونین بود، تجاوز خارجی باعث کشته شدن افراد بیگناه دیگر و از جمله تعدادی از دانشآموزان(به ویژه کودکان میناب) و معلمان شد و پیامدهایی چون ناامنی، آسیب به زیرساختهای کشور، تورم فزاینده، گسترش فقر و سقوط قدرت خرید مردم را به به دنبال داشت.
در چنین شرایطی حاکمیت به جای تلاش برای رفع بحرانهایی که زندگی و حیات مردم را در مخاطره جدی قرار دادهاست، با خارج کردن دسترسی عموم به اینترنت بینالملل برای بیش از سه ماه موجبات افزایش بحران بیکاری را فراهم کرد. طوری که در همین مدت بیش از دو میلیون نفر بنا بر آمارهای رسمی، کسب و کار خود را از دست داده اند.
علاوه بر آن نبود دسترسی درست به فضای مجازی، ضمن ایجاد دشواری های فراوان برای معلمان، امکان آموزش کارآمد را برای دانش آموزان ایرانی در این مدت از بین برد و اینچنین فرصتسوزیهایی عملاً بازی با سرنوشت آینده سازان این سرزمین است که به نظر میآید برای تصمیمگیران محلی از اعراب ندارد.
در کنار بحران جنگ، بیکاری و سقوط جامعه ایرانی به ورطه فقر مطلق، افزایش سرکوبهای امنیتی و بازداشت فعالان سیاسی و مدنی و گسترش اعدام ها بهویژه در میان زندانیان سیاسی، بر اندوه این جامعه بحرانزده افزوده است.
ما بارها با صدای بلند اعلام کردهایم که در ایران به تغییرات بنیادین و دموکراتیک، از پایین به بالا با تاکید بر تشکلیابی مستقل و به رسمیت شناختن تکثر در جامعه و رفع انواع تبعیض باور داریم. از همین رو دوباره و به صورت موکد هر نوع مداخله خارجی را محکوم میکنیم و خواهان پایان مخاصمه هستیم و با هر نوع ماجراجویی و سیاست جنگافروزی از هرسو که موجب برهم زدن آتشبس و آرامش در منطقه گردد مخالفیم.
شورای هماهنگی همانگونه که یاد دانشآموزان و معلمان جانباخته در دیماه خونین را گرامی داشت، یاد معلمان و کودکان جانباخته از جمله دانشآموزان میناب را گرامی میدارد.
صدای ما واضح و روشن است:
نه به جنگ، نه به استبداد داخلی؛
صلح، آزادی ، عدالت اجتماعی و رفاه خواست مردم است.
در دیماه خونین معلمان عزیزی را از دست دادیم که خونشان سنگفرش خیابانها شد. همزمان با موج گسترده بازداشت معلمان و فعالان صنفی نیز مواجه شدیم .
رضا مسلمی عضو کانون معلمان همدان، عبدالله رضایی عضو انجمن صنفی فرهنگیان هرسین، خان عزیز اسماعیلی عضو انجمن صنفی فرهنگیان اسلام آباد غرب، حسین رمضانپور عضو انجمن صنفی معلمان خراسان شمالی، محمود صدیقی پور عضو کانون صنفی فرهنگیان گیلان و شکرالله احمدی بازرس شورای هماهنگی از جمله این بازداشت شدگان بودند که در انتظار تشکیل دادگاه هستند .
با شروع جنگ و قطعی گسترده اینترنت، سرکوب فعالان صنفی نیز ادامه یافت.
علی احمدی معلم باز نشسته از نورآباد ممسنی در شامگاه ١۵ اسفند ماه با یورش گروهی ماموران امنیتی به منزل ش باز داشت شد و هماکنون باوجود بیماری با اتهامات بسیار سنگین در زندان عادل آباد شیراز است.
دو عضو دیگر انجمن صنفی معلمان فارس مهدی فتحی و ایمان شهوندی با احکام ناعادلانه حبس مواجه شدند.
در همان ماه، مأموران امنیتی با یورش همزمان به منازل مجتبی گودرزی، محمد حبیبی، پروین سلیمی، مسعود زینالزاده، ضمن تفتیش منازل، وسایل ارتباطی آنان و حتی اعضای خانوادههایشان را ضبط کردند. منوچهر آقابیگی نیز در کرمانشاه بازداشت و برای مدتی در بیخبری کامل محبوس بود.
در ادامه این روند فعالان صنفی، سیامک صادقی چهرازی در خوزستان، رضا امانیفر و اصغر حاجب در بوشهر و محمدعلی زحمتکش در شیراز بازداشت شدند. بازداشت اصغر حاجب در حالی صورت گرفت که وی از بیماری قلبی رنج میبرد و نیازمند مراقبتهای پزشکی مستمر است.
در همین چارچوب، فعالان صنفی کرمانشاه نیز بهطور ویژه هدف فشارهای امنیتی قرار گرفتهاند. سودابه حقگو، ثریا ارژنگی، فریده قهرمانی، انوشیروان بریموندی، علی صادقی، و ابراهیم خدادادی از جمله فعالانی هستند که در ماههای اخیر با یورش، تفتیش، ضبط وسایل ارتباطی و محدودیتهای شدید ارتباطی از جمله مسدودسازی خطوط تلفن مواجه شدهاند.
همزمان دستگاههای امنیتی و قضایی با صدور و اجرای احکام قضایی علیه فعالان صنفی مرحله تازهای از فشارها را آغاز کردهاند. در استان کرمان، محمدرضا بهزادپور، حسین رشیدی و مجید نادری به حبس محکوم شدهاند و شماری دیگر از معلمان از جمله شهناز رضایی شریفآبادی، زهرا عزیزی، لیلا افشار، میترا نیکپور و فاطمه یزدانی با جریمههای سنگین مالی مواجه شدهاند؛ جریمههایی که آشکارا برای فرسایش توان اقتصادی و اجتماعی فعالان صنفی طراحی شده است.
در سبزوار علیرضا شایگان فعال صنفی به همراه همسرش فرزانه فرهبد از تاریخ ۲۵ فروردین ماه در بازداشت موقت و بلاتکلیف بهسر میبرند.
در گیلان، حسن نظریان، معلم اخراجی و فعال صنفی، با اتهاماتی امنیتی و سیاسی به دادگاه احضار شده است. در خوزستان، نریمان فرهادی با پروندهسازی قضایی روبهرو شده و فروغ خسروی حکم ناعادلانه اخراج از آموزش و پرورش را دریافت کرده است.
همچنین صلاح حاجی میرزایی از فعالان صنفی کردستان با حکم ممنوع الکاری از طرف هیئت تجدید نظر تخلفات وزارت آموزش و پرورش مواجه شده است .
در لنگرود نیز مأموران امنیتی با یورش به منزل محمود بهشتی لنگرودی دبیر کل کانون صنفی معلمان تهران، ضمن ضبط وسایل شخصی وی را برای پاسخگویی احضار کردهاند.
در استان البرز مسعود فرهیخته معلم زندانی که از شهریور ماه سال گذشته مشغول گذراندن دوران حبس سه سال و شش ماه خود در زندان کرج است ، با پرونده سازی جدید مواجه شده است .
این معلم زندانی که از حق مرخصی نیز محروم است ، با دو پرونده جدید در تاریخ هفتم تیر ماه باید در دادگاه حاضر شود .
این رخدادها را نمیتوان مجموعهای از اتفاقات پراکنده دانست. آنچه در برابر ما قرار دارد، یک الگوی روشن و سازمانیافته برای تضعیف تشکلهای مستقل معلمان و خاموش کردن صدای مطالبهگری جامعه است.
به نظر میرسد هرچه بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و آموزشی عمیقتر میشود، اراده نهادهای امنیتی برای محدود کردن نهادهای مستقل مدنی نیز افزایش مییابد؛ گویی به جای حل بحرانها، قرار است حاملان صدای اعتراض و مطالبهگری حذف شوند.
یکی از پیامدهای جنگ تعطیلی مدارس و مجازی شدن آموزش بود. حاکمیت بهجای پاسخگویی درباره عملکرد بسیار ضعیف خود در حوزه آموزش عمومی، با فرافکنی و برنامههای غیرعلمی و کارشناسی به هیچ مرجعی پاسخگو نیست. به فعالان صنفی حمله میکند تا ضعف و ناکارآمدی ساختاری خود را لاپوشانی کند تا جایی که در هفتههای گذشته شاهد تجمعات دانشآموزان در اعتراض به سیاستهای ضدآموزشی و نحوه برگزاری امتحانات بودیم. حاکمیت نه تنها صدای آنها را نشنید حتی پا را فراتر گذاشت به تجمعات دانشآموزان حمله کرد. ما سیاستهای آموزشی را که به نفع اقلیتی از دانشآموزان و تشدید کننده شکاف طبقاتی از طریق آموزش است به شدت محکوم میکنیم و از حقوق دانشآموزان و مطالبات آنان چون گذشته دفاع میکنیم.
سرکوب معلمان و دانشآموزان در حالی است که معلمان ایران نه برای کسب قدرت سیاسی، بلکه برای دفاع از آموزش عمومی، مقابله با تبعیض آموزشی، بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان، حفظ کرامت حرفهای معلمان و صیانت از حقوق کودکان و دانشآموزان فعالیت میکنند. جرمانگاری چنین مطالباتی، در واقع جرمانگاری دفاع از منافع عمومی جامعه است.
در پایان تکرار میکنیم که امنیتیسازی فعالیتهای سیاسی، صنفی و مدنی نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه ناتوانی در شنیدن صدای جامعه و حل مسائل واقعی کشور است. هیچ حکومتی از مسیر سرکوب، محدود کردن تشکلهای مستقل و خاموش کردن منتقدانِ خواهان آزادی و رفاه و کرامت انسانی، به ثبات دست نیافته و نخواهد یافت.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران خواهان آزادی بیان، حق تشکلیابی و تجمع برای تمام جامعه از جمله معلمان است.
اعمال مجازات غیر انسانی اعدام بویژه اعدام زندانیان سیاسی باید متوقف شود و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله معلمان زندانی:
رضا امانیفر ، هاشم خواستار، جواد لعل محمدی، مسعود فرهیخته، محمدعلی زحمتکش، سیامک صادقی چهرآزی، امیر رحیمی، علیرضا شایگان، فرزانه فرهبد، علیرضا مرداسی، امان جلالینژاد، علی احمدی و ابوالفضل خوران
بایستی فوراً و بدون قیدوشرط آزاد گردند. پروندهسازی علیه فعالان متوقف شده و فضای سرکوب و ارعاب و اعدام برچیده شود.
ما چون گذشته اعتقاد داریم جامعه آزاد و برابر و عاری از هر نوع تبعیض و ستم در گرو همبستگی جمعی است و برای تحقق این مطالبات و صلح و رفاه و کرامت انسانی باید حول تشکلهای مستقل واقعی متحد شد.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۵
