«از روی خوشی هیچوقت نیامدیم ایران. ما سرخوش نبودیم، واقعاً جنگزده بودیم؛ هستیم.»
روایت دردناک فاطمه اکبری عکاس افغانستانی از مشکلات مهاجرت های دختران افغانستانی
این روایت، صدای خانوادههایی است که جنگ، خانه و زندگیشان را ویران کرد و آیندهی کودکانشان را در معرض تهدید قرار داد. خانوادههایی که ناچار به مهاجرت شدند تا شاید بتوانند امنیت و امکان زندگی را برای فرزندانشان فراهم کنند؛ برای دختربچههایی که در دل جنگ و ناامنی، بیش از هر چیز با تهدید حق زندگی، آموزش و کودکهمسری مواجه بودند.
اما آوارگی پایان رنج نبود. دختران افغانستانی در ایران بار دیگر با تبعیض، محرومیت و موانع دسترسی به آموزش روبهرو شدند. گویی دختر بودن آنان، و افغانستانی بودن آنان در هر جغرافیایی، بهانهای برای محدود کردن حق زندگی و تحصیل است.
جنگ فقط ویرانی خانهها نیست؛ جنگ بر بدن، زندگی و آیندهی دختران نیز اعمال میشود. دختران دانشآموز افغانستانی، قربانیان همزمان جنگ، تبعیض ملیتی و مناسبات مردسالارانهاند؛ کودکانی که حق کودکی و آموزش از آنان دریغ شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، محرومیت از آموزش بر اساس جنسیت، ملیت و وضعیت مهاجرت را محکوم میکند. آموزش حق بیقیدوشرط همهی کودکان است. نه مرز، نه دولت و نه هیچ نظم مردسالارانهای حق ندارد آیندهی کودکان را به گروگان بگیرد.
حق آموزش، حق زندگی و حق رهایی، از آن همهی دختران است.
