✍️زینب پارسا
در بعضی از شهرهای کوچک، یک مشاور بهصورت مشترک در چند مدرسه استثنایی حضور دارد. و هر مدرسه مشاور جدا گانه ندارد.
گویی میتوان نیازهای پیچیده ی دانشآموزان این مدارس را با حضورهای مقطعی و چند ساعت مراجعه در هفته پاسخ داد.
مشاوره در مدارس استثنایی، صرفاً به برگزاری چند جلسه یا رسیدگی به مسائل موردی محدود نمیشود. شناخت هر دانشآموز، آگاهی از شرایط خانوادگی، ویژگیهای فردی، مسائل رفتاری و عاطفی و پیگیری روند رشد و تحصیل او، به حضور ارتباط روزانه و نسبتا دائم نیاز دارد.
مشاوری که میان چند مدرسه در رفتوآمد است، هرقدر هم متخصص و متعهد باشد، فرصت کافی برای شناخت عمیق دانشآموزان، ایجاد رابطهای اعتماد بخش و پیگیری مداوم مسائل آنان نخواهد داشت. ارتباط مؤثر با معلمان، مدیران و خانوادهها نیز زمانی شکل میگیرد که مشاور بخشی ثابت از محیط مدرسه باشد، نه نیرویی که گاهی فرصت حضور پیدا میکند. و ارتباط معنا داری با کادر نمی تواند داشته باشد.
این مسئله را نباید به عملکرد مشاوران نسبت داد؛ مسئله، شیوه تخصیص نیروی انسانی و نادیده گرفتن نیازهای واقعی مدارس است.
دانشآموزان با نیازهای ویژه نباید صرفاً به دلیل زندگی در شهرهای کوچک، از کیفیت و استمرار خدمات تخصصی محروم بمانند. عدالت آموزشی یعنی محل زندگی یک دانشآموز، تعیینکننده میزان برخورداری او از حمایتهای ضروری نباشد.
خواسته ی ما روشن است: هر مدرسه استثنایی باید مشاور متخصص، مستقل و مستقر داشته باشد؛ فردی که هر روز در مدرسه حضور داشته باشد، دانشآموزان را بشناسد، مسائلشان را دنبال کند و در کنار معلم و خانواده، بخشی از فرایند مستمر آموزش و حمایت از آنان باشد.
نمیتوان از مدرسهای انتظار داشت به نیازهای پیچیده دانشآموزانش پاسخ دهد، درحالیکه حتی مشاور آن نیز حضور ثابتی در مدرسه ندارد.
مشاوره، حضور تشریفاتی در برنامه هفتگی مدرسه نیست؛ بخشی از حق دانشآموز برای برخورداری از آموزش و حمایت باکیفیت است.
و نباید فراموش شود حقوق کودکان و نوجوانان در این مدارس باید به رسمیت شناخته شود.
