مسئله صندوق ذخیره فرهنگیان !!!

      دیدگاه‌ها برای مسئله صندوق ذخیره فرهنگیان !!! بسته هستند

محمود باقری ‌-عضو کانون صنفی معلمان تهران

اعضای محترم ومطالبه‌گران عزیز صندوق ذخیره فرهنگیان،مسئله صندوق ذخیره برخلاف نظر کسانی که می‌خواهند آن را غامض،پیچیده و سردرگم جلوه دهند،بسیار ساده و روشن است و در صورت وجود اراده مسلم و منصفانه،خیلی راحت قابل حل است.
من معلم از سال ۱۳۷۴ طبق تبصره ۶۳ قانون برنامه ۵ ساله دوم ماهیانه بین ۳ تا ۵ درصد حقوقی که باید خرج خانواده‌و زندگیم می‌شد در صندوق ،سرمایه‌گذاری کرده‌ام و دولت هم برای تشویق من و زیاد شدن اعضا،متعهد شده که به اندازه پرداخت من در ماه به عنوان کمک به من کارمند دولت پرداختی داشته باشدو سرمایه‌ای که از خیل عظیم این پرداختی‌ها به وجود می‌آید، مدیران لایق اقتصادی در موسسه‌ای به نام صندوق ذخیره فرهنگیان بتوانند با این سرمایه‌کار اقتصادی انجام دهند و ضمن اینکه حقوق خود را از این اقدام دریافت می‌کنند برای من معلم منفعت اقتصادی و ارزش افزوده ایجاد نمایند تا در موقع بازنشستگی با دریافت سهم خودم از این سرمایه‌های عظیم،بقیه عمرم را با این پشتوانه اقتصادی که برای آن ۳۰ سال زحمت کشیده‌ام،بتوانم رفاه ایجاد کنم.
حال، سرنوشت این صندوق چه شد؟
از همان ابتدا با استقبال گسترده معلمان که قریب به اتفاق آنان را شامل شد نقدینگی قابل توجهی در ماه بوجود آمد،دولت هم کمک مذکور را در دوره وزارت آقای نجفی و مقداری هم در دوره وزارت آقای حاجی انجام داد و در مجموع تا آن زمان مبلغی حدود ۱۲۰۰ میلیارد تومان (۱/۲ همت) پرداخت کرد, ولی از آن به بعد این قانون در تفسیرهای مغرضانه سوءتدبیرهای ضد منافع معلم دچار اعوجاج و انحراف شد ، پرداختی‌های مقرر از سوی دولت‌های متعدد از ان به بعد به‌بهانه‌های واهی انجام نشده،ولیکن معلمان به تعهدخود،
یکجانبه عمل کردند‌ و تاکنون در مجموع بیش از ۱۴۵۰۰ میلیارد تومان (۱۴/۵ همت) از دسترنج خود را در این موسسه ‌سرمایه‌گذاری کرده‌اند و دولت‌ها در مجموع بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان (۱۳ همت) از تعهد خود باز مانده‌اند. خوب با این سرمایه عظیم چگونه رفتار شده است؟
بر اساس نرخ تورم سالیانه از سال ۱۳۷۴ تاکنون و در مقایسه با قیمت ملک فقط در تهران که در سال ۷۴ طبق آمار آپارتمان، متوسط متری ۴۰ هزار تومان بوده است با یک محاسبه ساده می‌توان دریافت که اگر این سرمایه عظیم به درستی مدیریت شده بود، تاکنون بیش از ۲۵ هزار هزار میلیارد تومان (۲۵ هزار همت) سرمایه انباشته در این موسسه وجود داشت که سهم هر معلم در این موسسه که حدود یک میلیون و هشتصد هزار نفر عضو شاغل و بازنشسته دارد حداقل ۱۴ میلیارد تومان ارزیابی می‌شد،ولی همگان می‌دانند که با سوء مدیریت،حیف ومیل و اختلاس‌های بی‌رحمانه از جمله در بانک سرمایه و ناکارآمدی، امروز در خوشبینانه‌ترین حالت حدود ۱۰۰۰ همت سرمایه در این موسسه وجود دارد و من معلم که الان در زمان بازنشستگی قرار دار‌م‌،می‌خواهم سهم خود را از همین دارایی موجود دریافت کنم‌ و هر طور که خودم صلاح می‌دانم از مزایای آن برخوردار باشم، آیا درخواستم غیر منطقی است؟آیا هنوز هم با تفسیرهای غیرمنطقی، غیرمنصفانه و من‌درآوردی و مغرضانه همچون بین نسلی بودن این موسسه‌ که طبق اساسنامه رسمی خصوصی و دارایی‌های آن فقط به اعضای فعلی آن شامل شاغل و بازنشسته تعلق دارد باید مانند دو نوبت قبلی در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۲ اجرای تخصیص ارزش مالکانه به تعلیق درآید؟آیا نقدینگی ماهیانه حاصل از حق عضویت که رقمی بالغ بر ۲۲۰ میلیارد تومان است همچنان باید صرف پرداخت حقوق جاری پرسنل‌و جبران هزینه‌های شرکت‌های زیانده شود؟آیا و چندین و چند آیای دیگر باید همچنان حقوق حقه مالکانه من معلم را در اغما و ابهام فرو برده و در این وانفسای تورم و گرانی افسارگسیخته، همچنان در عسرت و تنگدستی غوطه ور باشم؟حاشا و کلا, این دیگر نهایت بی‌رحمی و بی‌انصافی است که طاقت من معلم را به سر آورده و حاضر نیستم‌بیش از این چنین اجحافی را بپذیرم. لذا مصرانه تقاضا دارم،مسولین با تمام توان و اراده در اجرای فاز اول تخصیص ارزش مالکانه که بعد از چند نوبت تعویق قول آن را در قالب شرکت سهند گستر، برای پایان مهرماه سال جاری داده‌اند و معلمان بی‌صبرانه در انتظار آن هستند و همچنین اجرای فازهای بعدی به توالی آن و رساندن حق به حقدار توسط ایشان، هیچگونه شبهه و تردیدی ایجاد نشود و با این اقدام برای خودشان نام نیک و باقیات‌و صالحات و خاطره شیرین در ذهن اعضا به جا گذارند،ضمناً هرگونه اقدامی برای انجام انتخابات نماینده معلمان در هیئت امنا به بعد از اجرای فاز اول تخصیص حقوق مالکانه موکول گردد.

۲۲ مهر ماه سال ۱۴۰۵