مدرسه، معنا و سرگرمی

      دیدگاه‌ها برای مدرسه، معنا و سرگرمی بسته هستند

یا چرا مدرسه تعطیل‌بردار نیست؟
۲۲ مهرماه ۱۴۰۵

✍سید حسین موسوی

امروزه، نهاد مدرسه دست‌کم از سه حیث، بیش از همه وقت برای ایران و مردمش واجد اهمیت است. کارکرد نخست این است که نهاد مدرسه وظیفه تربیت بخشی از نیروی کار مورد نیاز هر دولتی را به دوش می‌کشد. از این حیث، نهاد مدرسه، ولو مورد نقد فوکوگرایان، اما نهاد سربازگیری برای نظام توسعه کلان کشور است. دانش‌آموزان درس می‌خوانند و آموزش می‌بینند تا در آینده بخشی از پیچ‌ومهره‌های فرایند توسعه کشور باشند. آموزش عمومی و دفاع از آموزش رایگان نیز بخشی از خدمات متقابل میان مردم و حاکمیت است. از سویی، حاکمیت این تضمین را ایجاد می‌کند که مردم با هر سطح درآمدی می‌توانند از خدمات آموزش رایگان بهره بگیرند و از دیگر سو، این پتانسیل عظیم اجتماعی برای بهره‌وری در خدمت نظام توسعه کشور در حوزه‌های مختلف قرار می‌گیرد.

کارکرد دوم مدرسه، گردآوردن دانش‌آموزان در ساعات مشخصی در طول یک روز کاری ـ تحصیلی است. چنین ویژگی‌ای، اگرچه بسیار دم‌دستی و ساده می‌نماید، اما به‌واقع خدمتی است که هر اخلالی در آن می‌تواند به انواع آسیب‌های اجتماعی منجر شود. نهاد خانواده در اینجا مهم‌ترین ذی‌نفع این کارکرد نهاد مدرسه است. خانواده، والدین، پدر و مادر، هر یک به شکلی نیاز دارند که فرزندان خود را برای ساعاتی در روز به نهادی بسپارند که هدایت و تضمین امنیت آن بر عهده نهاد دولت است. هر شکلی از تعطیلی مدرسه در اینجا ضرر بزرگی برای خانواده و بچه‌ها به همراه خواهد داشت. هیچ شکلی از جماعت‌های کوچک، نظیر هوم‌اسکول و…، نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای این کارکرد مدرسه دولتی باشد. دولتی یا اجتماعی‌بودن مدرسه در این خوانش، از حیث مقیاس، یعنی بزرگی و شمولیت، اهمیت مضاعفی دارد که به هیچ شکلی از خصوصی‌شدن قابل برون‌سپاری نیست.

کارکرد سوم و پراهمیت نهاد مدرسه دولتی، به خصلت همبستگی‌بخش نهاد مدرسه بازمی‌گردد. در جوامع مدرن و با دگرگون‌شدن ساختارهای روابط اجتماعی، هنوز هیچ کانونی با میزانی از نظم و اجبار نتوانسته به ارتباطات پایدار ذی‌نفعان درگیرشونده در یک نهاد، شبیه مدرسه، یاری برساند. اقسام کافه‌ها، اتاق‌های کار، باشگاه‌های ورزشی و… تنها محل‌های گذرند؛ شبیه ترمینال‌های مسافربری که هیچ ارتباط معناداری نمی‌توانند میان ذی‌نفعان خود برقرار کنند. مدرسه، به مدد ساختار خاص خود و نظام اقتدار و نظم‌بخشی مدیریتی، مهم‌ترین کانون همبستگی‌بخش محلات در ایران است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم مدرسه دولتی، نبض تپنده و روشنایی‌بخش هر محله است. مدرسه که آغاز می‌شود، گویی جریانی از خانواده‌ها، بچه‌ها، معلمان، رانندگان، پرستاران، مدیران، سوپرمارکت‌ها، کادر آموزشی و… آغاز می‌شود؛ جریانی تعاملی که مهم‌ترین کارکرد مدرسه دولتی به‌مثابه چسب اجتماعی را نشان می‌دهد.

این سه کارکرد پراهمیت، در کنار دیگر نقش‌های مهم مدارس دولتی، امروزه با یک بحران پیچیده و متقاطع دست‌به‌گریبان‌اند. مهم‌ترین شکل بحران، کاسته‌شدن از نقش مرجعیت اجتماعی و معنابخش مدرسه و اساساً نظام آموزش است. این بحران نه صرفاً مدرسه، که کل حیات اجتماعی در ایران را تهدید می‌کند. شاید در مواجهات روزمره به‌سادگی دیده شده باشد که افرادی در خصوص مسائلی با هم سخن می‌گویند که نه‌چندان معنای آن سخنان برایشان روشن است و نه از سویی، بر سر حتی کلیات آن سخنان توافقی دارند. بحران پیچیده در متن نظام دانش و فهم عمومی از مسائل ملی رخ داده است. این بحران، اگرچه ابعاد روشن اقتصادی، سیاسی و… دارد، اما نشانه‌های معرفتی و وجودشناختی پیدا کرده است؛ به‌نحوی‌که گویی فردی‌شدن بیش‌ازپیش همه ساحت‌های زندگی، به نوعی شناخت کج‌ومعوج در همه عرصه‌ها راه برده است.

در نسل‌های گذشته، بیشتر شاهد آن بوده و هستیم که افراد دست‌کم به یک یا چند معلم اثرگذار در زندگی خود ارجاع می‌دهند؛ معلمانی که نه‌تنها معلم یک فن یا دانش، که معلمی الهام‌بخش در همه ساحت‌های اخلاق فردی و روحیه جمعی بوده‌اند. این معلمان تا همیشه نقش مرجع راهنما را برای فرد بازی می‌کردند. امروزه اما، عصر حواس‌پرتی، سرگرمی و لذت‌های زودگذر را به جای امر معنابخش نشانده است. دانش‌آموزان بیش از همه وقت با معضلی مواجه‌اند که زمانی اریک فروم آن را «مُسکِن موضعی» می‌خواند؛ نوعی موج‌سواری امواج، بی‌آنکه به هدف‌گذاری روشنی در زندگی بینجامد. امر بیهوده در چنین زیستنی سر برآورد. سرگرمی رفته‌رفته به گفتمان مسلط دوران بدل شد و خانواده‌ها و دانش‌آموزان را بیش از همه وقت از کارکردهای کلاسیک مدرسه دور کرد.

پرسش اساسی این است که امروزه، اگر مدرسه دولتی نتواند دانش‌آموز تربیت کند، اگر مدرسه دولتی نتواند نقش مراقبتی خود را به‌درستی ایفا کند و اگر مدرسه دولتی نتواند کانون همبستگی‌بخش و پیونددهنده باشد، جامعه چگونه جامعیت خود را بازخواهد یافت؟