طبق گزارشهای رسیده به انجمن صنفی معلمان فارس، ظهر جمعه ۳ مهر ۱۴۰۵، نیروهای امنیتی با یورش به محل حضور تعدادی از فعالان صنفی معلمان در شهرستان ممسنی، آقایان
شکراله احمدی
علی صفری
رسول بداقی
غفار دیندار
علی حسن بهامین
حجت سادات
را بازداشت کردند و پس از بازجویی در روز شنبه ١۴٠۵/٠٧/٠۴ به زندان نورآباد ممسنی منتقل کردند.
پرسش ساده این است: در کجای جهانِ قانونمدار، عیادت چند معلم از همکار بیمار و یک مهمانی دوستانه، اینچنین ظرفیت امنیتی کشور را به خود مشغول میکند؟
در کشورهایی که آزادی تشکلیابی و فعالیت صنفی به رسمیت شناخته شده، معلمان میتوانند دور هم جمع شوند، درباره آموزش، معیشت و آینده دانشآموزان گفتوگو کنند و حتی از سیاستهای دولت انتقاد کنند؛ بدون اینکه مأمور امنیتی پشت در مهمانی منتظرشان باشد.
حتی شاخصهای بینالمللی نیز فاصله را روشن نشان میدهند: ایران در ارزیابی «خانه آزادی» در سال ۲۰۲۶ تنها ۱۰ امتیاز از ۱۰۰ در آزادی کسب کرده و در شاخص حاکمیت قانون ۲۰۲۵ نیز رتبه ۱۲۸ از ۱۴۳ کشور را داشته است. در مقابل، کشورهایی مانند دانمارک، نروژ و فنلاند در صدر حاکمیت قانون قرار دارند.
واقعاً جای تأمل دارد؛ کشوری که باید با فساد، رانت، اختلاس، تبعیض و اتلاف منابع عمومی بجنگد، چرا برای چند معلم که دور هم جمع شدهاند، اینهمه حساسیت امنیتی نشان میدهد؟
مسئله فقط بازداشت چند معلم نیست؛ مسئله، هراس از تشکلیابی و همبستگی اجتماعی است.
معلم نه دشمن جامعه است، نه تهدید امنیتی.
فعال صنفی نه مجرم است، نه برانداز.
مطالبهگری مسالمتآمیز جرم نیست.
و یک مهمانی دوستانه، در هیچ جامعهای که حاکمیت قانون را جدی گرفته، نباید به پرونده امنیتی تبدیل شود.
اگر قرار است ایران به استانداردهای یک جامعه آزاد، عادلانه و قانونمدار نزدیک شود، شاید بد نباشد به جای ترساندن معلمانی که درباره آینده آموزش هشدار میدهند، یکبار هم آینهای مقابل ساختار امنیتی گذاشته شود و پرسیده شود: مشکل واقعاً معلم است یا شیوه حکمرانی؟
صدای معلم، صدای جامعه است؛
و جامعهای که از صدای معلم میترسد، قبل از معلم باید نگران وضعیت خودش باشد.
انجمن صنفی معلمان فارس ضمن محکوم کردن این قبیل اقدامات که بیانگر استیصال مجریان امر می باشد، تاکید می کند حاکمیت اگر واقعاً نگران امنیت و آینده کشور است، باید به جای ترساندن مطالبهگران، با فساد و رانت مبارزه کند؛ به جای کنترل معلمان، آموزش را نجات دهد؛ و به جای محدود کردن صدای جامعه فرهنگی، آن را بشنود.
صدای معلم، صدای جامعه است
