به یاد کودکان به خون خفتهی میناب؛ به یاد کیان پیرفلک 🌈
به یاد کودکان ِنیمکتهای خالی در کشتار بیرحمانهی دی ماه ۱۴۰۴؛ به یاد کودکان کار؛ به یاد دختران شینآباد و به یاد دانشآموزانی که بخاطر فقر و تبعیض جنسیتی از تحصیل بازماندهاند.
اول مهر، روز بازگشت به مدرسه و آغاز دوبارهی قصهی یادگرفتن است؛ روزی که کلاسها با حضور دانشآموزان جان میگیرند و معلم، با عشق و امید، چشم به آیندهی فرزندان این سرزمین میدوزد.
آموزش، فقط درس و کتاب نیست؛ ساختن آینده است، آیندهای که دانشآموز در سایه آموزش ِ زبان مادری به معلم خویش اعتماد کرده و در آرامش و امنیت درس بخواند.اما امروز میان این آرمان و واقعیت آموزش، فاصلهای جدی وجود دارد.
شهریه و هزینههای مدارس:
اصل ۳۰ قانون اساسی صراحتاً دولت را موظف کرده است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم کند.
با این حال، خانوادهها همچنان با انواع هزینههای آموزشی روبهرو هستند. آموزش رایگان یک وعده نیست؛ حقی است که قانون اساسی بر آن تأکید کرده است.
هیچ کودکی نباید به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده از آموزش باکیفیت محروم شود.
کمبود معلم و فضای آموزشی:
کمبود معلم، کلاسهای پرجمعیت و کمبود امکانات، کیفیت آموزش را کاهش داده است. همزمان، بسیاری از مدارس با فرسودگی، کمبود فضا و مشکلات ایمنی روبهرو هستند.
در مدارس غیردولتی نیز شهریههای بالا نباید به معنای کاهش نظارت بر کیفیت و ایمنی باشد. امنیت دانشآموزان و معلمان قابل معامله نیست.
آموزش مجازی و امتحانات آنلاین:
تجربه آموزش مجازی نشان داد که همه دانشآموزان از امکانات برابر برخوردار نیستند. اینترنت، ابزار آموزشی و محیط مناسب برای مطالعه در اختیار همه خانوادهها قرار ندارد. بر هیچ معلمی وظیفه نیست که از تلفن همراه خود برای آموزش استفاده کند. کندی و ضعف اینترنت و استهلاک گوشی های تلفن معلم و دانشآموز و ارتباط ناقص طرفین ،معضل بزرگی برای یادگیری در آموزش مجازی است.
امتحان مجازی نیز بدون فراهم کردن شرایط برابر، نمیتواند معیار عادلانهای برای سنجش دانشآموزان باشد. فناوری باید به آموزش کمک کند، نه اینکه شکاف آموزشی را بیشتر کند.
مافیای کنکور:
سالهاست که سد عظیم کنکور برای دانشآموز و خانواده وجود دارد. تنها دانشآموزانی که در مدارس خاص و با هزینه های سرسام آور معلم خصوصی و کلاسهای کنکور درس خوانده اند به دانشگاه راه مییابند. این تبعیض آشکار باید برداشته شده و عدالت آموزشی در سرزمین ایران اجرا شود.
فعالیت صنفی و امنیت شغلی معلمان:
اصل ۲۶ قانون اساسی، تشکیل احزاب، جمعیتها و انجمنهای صنفی را به رسمیت شناخته است.
بنابراین، مطالبهگری صنفی معلمان باید به رسمیت شناخته شده و معلم نباید به دلیل پیگیری مطالبات صنفی خود با اخراج، تعلیق، بازداشت یا زندان مواجه شود.
مطالبه صنفی، صدای معلم برای بهتر شدن آموزش است؛ نه جرمی علیه آموزش.
معیشت و حقوق معلمان:
معلم نمیتواند با حقوق ناکافی، افزایش هزینههای زندگی و فشار کاری فزاینده، مسئولیت سنگین آموزش نسل آینده را بر دوش بکشد.
حقوق معلمان باید متناسب با هزینه واقعی زندگی و مسئولیت حرفهای آنان باشد. شأن معلم با تقدیرهای مناسبتی حفظ نمیشود؛ معلم به امنیت شغلی و معیشت شایسته نیاز دارد.
صندوق ذخیره فرهنگیان:
فرهنگیان حق دارند درباره منابع، سرمایهگذاریها، سود و نحوه مدیریت صندوق ذخیره فرهنگیان، اطلاعات روشن و دقیق داشته باشند.
منابع متعلق به فرهنگیان باید با شفافیت، پاسخگویی و رعایت منافع اعضا مدیریت شود.
مطالبات ما روشن است:
– اجرای واقعی اصل ۳۰ و فراهم کردن آموزش رایگان و باکیفیت؛
– رفع کمبود معلم و کاهش تراکم کلاسها؛
– تأمین مدارس ایمن و استاندارد؛
– نظارت جدی بر کیفیت و ایمنی مدارس غیردولتی؛
– رفع مافیای کنکور و آموزش عادلانه
– فراهم کردن زیرساخت برابر برای آموزش مجازی؛
– به رسمیت شناختن فعالیتهای صنفی و اجرای حقوق قانونی مربوط به آن؛
– پایان دادن به برخوردهای تنبیهی با مطالبهگران صنفی؛
– تأمین امنیت شغلی و معیشت شایسته معلمان؛
– افزایش عادلانه حقوق و دستمزد؛
– و شفافیت کامل در صندوق ذخیره فرهنگیان.
اول مهر، روز امید به آینده است؛
و آینده، از کلاس درس آغاز میشود.
برای کودکی که حق آموختن دارد،
برای معلمی که با عشق آموزش میدهد،
و برای مدرسهای که باید خانهی دانایی، امنیت و امید باشد.
آموزش حق است، نه امتیاز.
کانون صنفی فرهنگیان استان مازندران..
