✍🏼 مزدک لیماکشی؛ دبیر ریاضی
در گذشته، بسیاری از خانوادهها از مدرسه تنها انتظار آموزش خواندن، نوشتن و حساب کردن نداشتند. آنان مدرسه را شریک خانواده در تربیت فرزندان میدانستند و معلم را نه
فقط آموزگار، بلکه مربی اخلاق و رفتار نیز تلقی میکردند. حتی اگر دانشآموزی رفتار ناپسندی از خود نشان میداد، گاه نخستین پرسش این بود که “معلم او چه کسی بوده است؟” و سرزنش، پیش از آنکه متوجه خانواده شود، متوجه معلم بود. این نگاه، هرچند گاهی ناعادلانه بود، اما نشان میداد جامعه برای نقش تربیتی مدرسه و معلم جایگاهی بسیار ویژه و مهم قائل بوده است. در جهان معاصر، آموزش دیگر تنها به معنای انتقال اطلاعات و انباشت دانش نیست، بلکه بیش از هر زمان دیگری به پرورش توانایی اندیشیدن، داوری کردن و زیستن مسئولانه وابسته شده است. انسان امروز در جهانی زندگی میکند که سرشار از دادهها، رسانهها و روایتهای گوناگون است، جهانی که در آن تشخیص حقیقت از خطا، فهم مسائل پیچیده و حفظ تعادل فکری و اخلاقی، به مهارتی بنیادین تبدیل شده است. از همین رو، مسئلهٔ خردمندی به یکی از اساسیترین نیازهای نظام آموزشی بدل شده است. معلم و دانشآموز در چنین شرایطی تنها انتقالدهنده و دریافتکنندهٔ معلومات نیستند، بلکه هر دو در فرآیندی مشترک از یادگیری، گفتوگو و رشد انسانی مشارکت دارند.
امروزه شرایط تغییر کرده است. مدرسه دیگر تنها نهاد اثرگذار بر زندگی کودکان و نوجوانان نیست. خانواده، رسانهها، شبکههای اجتماعی، گروه همسالان و فضای مجازی، هر یک سهمی در شکلگیری شخصیت و شیوه اندیشیدن آنان دارند. از اینرو، نمیتوان انتظار داشت که مدرسه یا معلم، به تنهایی مسئول پرورش تمامعیار انسانهای خردمند باشند. با این حال، مدرسه همچنان یکی از جدی ترین و مهمترین محیطهایی است که میتواند زمینه رشد تفکر، گفتوگو، مسئولیتپذیری و خردورزی را فراهم کند.
آموزش و پرورش در جهان امروز دیگر تنها انتقال دانش و مهارت نیست. مدرسه باید انسانهایی را برای زندگی در جامعهای پیچیده آماده کند، انسانهایی که بتوانند بیندیشند، قضاوت کنند، گفتوگو کنند، مسئولیت بپذیرند و در برابر مسائل جدید تصمیمهای سنجیده بگیرند. از
همین رو، این پرسش مطرح میشود که آیا مدرسه میتواند در کنار آموزش علوم و مهارتهای تخصصی، زمینه رشد خردمندی را نیز فراهم سازد؟
خردمندی، برخلاف بسیاری از مهارتهای آموزشی، تنها از طریق عادی به دست نمیآید. خانواده،
مدرسه، جامعه، فرهنگ، تجربههای زندگی و ارتباط انسان با دیگران، همگی در شکلگیری آن نقش دارند. با وجود این، نقش مدرسه همچنان پایه ای و اساسی است. مدرسه یکی از معدود نهادهایی است که تقریباً همه کودکان، نوجوانان و جوانان سالهای بسیاری از زندگی خود را در آن سپری میکنند. اگر این محیط بتواند روح پرسشگری، گفتوگو، مسئولیتپذیری، تفکر انتقادی و احترام به دیگران را تقویت کند، گامی مهم در مسیر رشد خردمندی برداشته است.
لیدمن اندیشمند سوئدی معتقد است که «نظام آموزشی میتواند افراد بسیار باسواد و متخصص تربیت کند، اما این امر به خودی خود به معنای افزایش خردمندی نیست. از نظر او، خردمندی افقی گستردهتر از دانش تخصصی دارد و با توانایی فهم زندگی، انتخاب آگاهانه و مسئولیت فردی و اجتماعی پیوند خورده است.»
👈🏻 برای ادامه مطلب لینک زیر را دنبال کنید..
