بخش اول
✍سمیه شهریسوند / معلم و فعال صنفی معلمان
بیشتر ما با مدیرانی پرچالش که گاه تا مرز آسیبهای جدی به روانمان پیش میروند یا کار کردهایم یا بالاخره روزی کار خواهیم کرد چون در سیستم آ.پ آنقدر کمتعداد نیستند.
بخشی از آنچه مینویسم حاصل تجربههای زیستهای است که به بهای سنگینی بهدست آوردهام، بخشی حاصل آزمون و خطاهای ساده یا یادگیری از سایر همکاران و بخشی هم نتیجه مطالعه و جستجوی عمیقتر که تلاش میکنم با مثالهای ملموس روشنترش کنم.
حجم مطلب زیاد شد و ناچارم در چند بخش ارسال کنم. پس اگر نکتهای مدنظرتان بود لطفاً اندکی صبوری کنید شاید در بخشهای بعدی باشد.
در پایان هم موقعیتهای دیگری که مطرح میکنید را به بحث میگذاریم و راهحلهای شما را هم درکنار هم در یک مطلب جداگانه منتشر خواهم کرد.
راستی منظور از این محتوا مواجهه با تمام کادر مدیریت مدرسه است.
مقدمه: پژوهشهای متعددی نشان میدهد آنچه باعث استعفا و تغییر شغل اکثریت میشود نه حقوق و مزایاست و نه رفاه محیط کار بلکه مدیران، عامل اصلی این پدیدهاند. حدود پنجاه درصد افراد به خاطر مدیرانی که تحملشان دشوار است کار خود را تغییر میدهند.
مدیران بد باعث استرس مزمن، افسردگی و اضطراب کارکنان میشوند. آنها میتوانند باعث تضعیف سیستم ایمنی کارکنان یا افزایش حمله قلبی و حتی سکته شوند. به طور میانگین ۲۲ ماه طول میکشد تا فرد بتواند از لحاظ عاطفی و جسمی اثرات مخرب کار کردن با مدیر بد را فراموش کند. هرچند که تجربه شخصی من زمانی حدود ده سال بود!
و اما انواع مدیر بد و راهکارها:
۱- ریزمدیران: اینها همانهایی هستند که در تمام امور جزئی کارتان دخالت میکنند ولی خودشان ایرادهای کمی در کار ندارند. به جای بازخورد دادن به مشکلات و ضعفهای مدیر یا پاسخ دادن مداوم به ایرادهایی که میگیرد روی خواستههای خودتان تمرکز و آنها را شفاف بیان کنید.
مثال: به جای اینکه بگویید من کارم را بلدم یا این پیشنهاد شما درست نیست و بحث به دعوا و اختلاف بکشد با لحنی دوستانه و در عین حال مودبانه و مقتدر بگویید من در حوزه کلاسداری مطالعه و تسلط خوبی دارم و در روش من صبوری و زمان نقش مهمی دارد و مایلم به روش خودم کلاسم را اداره کنم تا پایان سال مثل گذشته نتیجه خوب و پایداری بگیرم. اگر به کمک نیاز داشته باشم حتماً درخواست میکنم.
۲- مدیران برخط: بعضی مدیرها وقتوبیوقت پیام میدهند، تماس میگیرند، بخشنامه میفرستند، فهرست میخواهند و به نظر میرسد درکی از زمان کار و استراحت ندارند.
شعار من این است: دیوارهای محکم و زیبا، همسایهی محترم و بیمزاحمت میسازد.
کارتان را حرفهای و بهموقع انجام دهید اما روشن کنید کارهای خارج از شرح وظایف یا خارج از زمان مدرسه توقع نابجاست و انجام ندهید. شاد را در روزهای تعطیل چک نکنید. در زمانهای خارج از عرف تماسها را پاسخ ندهید. پیامهای بیمورد را یا بیپاسخ بگذارید یا با جملههای روشن و کوتاه مرزتان را روشن کنید؛ مثلاً امروز در کنار خانوادهام، فردا در مدرسه در موردش صحبت میکنیم.
اگر لازم شد در فرصتی مناسب حتی قبل از رخ دادن چنین رویدادهای توضیح دهید که چون کارتان را حرفهای و دقیق انجام میدهید نیاز به استراحت عمیقی هم دارید و وقتی منزل هستید وقتتان در خدمت خانواده و تجدید توان خودتان است و انتظار دارید چنین توقع بجایی درک شود.
البته که همیشه استثناهایی وجود دارد ولی ما در مورد رفتارهای پرتکرار و مشکلدار حرف میزنیم.
۳- مدیران مو از ماست بکش: تجربهاش را دارید که برای کوچکترین کارهایتان پاسخگو باشید؟ چرا نمره فلانی این شده؟ چرا انضباط بهمانی را کم دادهای؟ چرا جواب مادر بیساری را ندادهای یا بد دادهای؟ چرا بهمان دوره را شرکت نکردهای؟
تنها راه کوتاه کردن دست آنها، مستندسازی است. مستندسازی نجاتبخش رابطههای پرچالش و تناقضات و تضاد منافع است. در دفتری ثبت کنید دانشآموزانتان چه کردهاند؟ چه واکنشی نشان دادهاید؟ چندبار تکرار شده است؟ به کجا رسیدهاید؟
با والدین چندبار گفتگو کردهاید؟ در چه مواردی حرف زدهاید؟ چه گفتهاند؟ برای پیگیری چه اقداماتی انجام دادهاند؟
در خانه چقدر مطالعه میکنید؟ در چه مواردی کتاب یا مقاله میخوانید؟ چقدر وقت برای طراحی کلاس درس میگذارید؟ چقدر وقت صرف تصحیح برگه کردهاید؟ چه دورههایی خارج از سیستم شرکت میکنید؟ برای بازآموزی و رشد خودتان چقدر هزینه میکنید؟
و تمام اینها تاریخ داشته باشد.
بگذارید نه تنها مدیران، که حتی دنیا بداند ما معلمها چقدر جسم و روان و درآمدمان را خرج بهبود کار میکنیم.
