✍️ مجید رعایایی
هیچ جامعهای با خاموشکردن صدای مطالبهگران به ثبات و پایداری نمیرسد و امرِ ملوکانه و دستور تاریک کردن اندیشه ، انحطاط سرمایه اجتماعی را روز به روز به جلو می اندازد. _ هرگاه اعتراض صنفیِ مسالمتآمیز به جای آنکه بهعنوان فرصتی برای اصلاح سیاستهای ناقص و ناکارآمد دولت و شنیدن دغدغههای جامعه تلقی شود _ با برخوردهای کیفری و احکام سنگین مواجه گردد، اعتماد عمومی آسیب میبیند؛ اعتمادی که مهمترین سرمایه هر نظام اداری و اجتماعی است.
فرهنگیان، کارگران، پرستاران و دیگر دستمزدبگیران، ستونهای اصلی زندگی روزمره این جامعه هستند. معلم، ستونِ آینده سازی و سازنده تفکر است ؛ کارگر، تولید ملی و خدمات موثر شهر و جامعه را زنده نگاه میدارد؛ پرستار، سلامت و بهبودی جسم و جانِ کشور را پاسداری میکند. هنگامی که این گروهها از بیان مطالبات سندیکالیستی خود ، بهبود شرایط کار، امنیت شغلی، دستمزد متناسب با هزینههای زندگی و یا از اجرای درست همین قوانین نیم بند موجود سخن میگویند، در واقع از کیفیت خدمات عمومی، کرامت نیروی کار و آینده جامعه دفاع میکنند. تبدیل چنین مطالباتی به پروندههای قضایی نه مسئله را حل میکند و نه ریشههای نارضایتی را از میان میبرد.
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که توسعه پایدار بر پایه گفتوگوی اجتماعی، اعتماد و شفافیت و رعایت قانون و احترام به حق تشکلیابی و بیان مسالمتآمیز مطالبات شکل میگیرد. هر اندازه فاصله ی میان نهادهای تصمیمگیر و بدنه اجتماعی افزایش یابد، هزینههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز سنگینتر خواهد شد. سرمایه اجتماعی با اجبار ساخته نمیشود؛ با اعتماد، حفظ منافع مشترک جمعی ، پاسخگویی و احترام متقابل شکل میگیرد.
اعتراض کنش گران مسئولانه است. این یک تعالی واقعی برای جامعه و موطن عزیز ماست. بخشی از حیات یک جامعه پویاست؛ نه تهدیدی برای آن. جامعهای که امکان شنیدن نقدهای صنفی را فراهم میکند، ظرفیت بیشتری برای پیشرفت ، افزایش بهرهوری و کاهش تنشهای اجتماعی خواهد داشت. در مقابل، هر روندی که فضای گفتوگو را محدود کند، احتمال انباشت نارضایتی و فرسایش اعتماد عمومی را افزایش میدهد. امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند بازگشت به منطق مکالمه و گفتوگوی چندصدایی ، رعایت اصول دادرسی عادلانه توسط دستگاه عریض و طویل محترم دادگستری ، احترام به کرامت انسانِ ایرانی از مسیرهای مدنی و قانونی هستیم. امنیت واقعی از دل عدالت و اعتماد و شرافت متولد میشود، نه از گسترش زندان و دار و درفش .
جامعهای که آموزگارش را نگران، کارگرش را بیپناه، پرستارش را خسته و کنش گر مدنیاش را خاموش و در زندان ببیند، دیر یا زود هزینه این خاموشی را در همه عرصهها پرداخت خواهد کرد
. آینده را نه با حذف صداها، بلکه با شنیدن آنها میتوان ساخت.
