حقیقتی که زیر غبار جنگ و هیاهوی خبرها فراموش شد

      دیدگاه‌ها برای حقیقتی که زیر غبار جنگ و هیاهوی خبرها فراموش شد بسته هستند


نویسنده: سیدطه موسوی‌مرتضوی؛ معلم

بیش از سه ماه از حادثه‌ای می‌گذرد که در راهروی یک مدرسه و در برابر چشمان دانش‌آموزان رخ داد؛ حادثه‌ای که در آن یک معلم در محیط رسمی آموزشی مورد برخورد فیزیکی قرار گرفت و به گفته پزشکی قانونی دچار آسیب جسمانی شد.

در روزهای نخست انتشار فیلم این واقعه، افکار عمومی و جامعه فرهنگیان خواهان روشن شدن حقیقت و برخورد مسئولانه با موضوع بودند. اما تنها چند روز بعد، با آغاز جنگ و تحولات گسترده، توجه افکار عمومی از این ماجرا منحرف شد و پرونده‌ای که می‌توانست به فرصتی برای دفاع از شأن معلم تبدیل شود، زیر سایه رویدادهای بزرگ‌تر قرار گرفت.

در تمام این مدت، مطالبه اصلی اینجانب نه انتقام بوده و نه برخوردهای احساسی؛ بلکه یک خواسته ساده و روشن داشته‌ام: پذیرش مسئولیت و عذرخواهی رسمی در قبال حادثه‌ای که در محیط آموزشی و در ارتباط با عوامل وابسته به مجموعه آموزش و پرورش رخ داده است.

اخیراً ریاست آموزش و پرورش شهرستان عنبرآباد طی تماس تلفنی با اینجانب ابراز همدردی و دلجویی کردند که این اقدام قابل تقدیر است، اما پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است؛ چرا با وجود گذشت ماه‌ها از حادثه، هنوز هیچ عذرخواهی رسمی از سوی مجموعه آموزش و پرورش، اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان یا وزارت آموزش و پرورش صورت نگرفته است؟

پرسش مهم‌تر آن است که چگونه معلمی که در این حادثه آسیب دیده، برای او پرونده قضایی به عنوان شاکی تشکیل شده، نظریه پزشکی قانونی به نفع او صادر شده و همچنان در حال پیگیری حقوق قانونی خود است، اکنون باید در هیأت رسیدگی به تخلفات اداری نیز پاسخگو باشد؟

آیا پیام چنین اقدامی برای جامعه فرهنگیان این است که معلمی که مورد آسیب قرار می‌گیرد، باید علاوه بر تحمل آثار حادثه، در معرض تعقیب اداری نیز قرار بگیرد؟

اگر هدف از تشکیل پرونده در هیأت تخلفات، کشف حقیقت و بررسی همه‌جانبه ماجراست، این موضوع باید با نهایت بی‌طرفی و عدالت انجام شود. اما اگر نتیجه آن باشد که معلم آسیب‌دیده نیز در جایگاه متهم قرار گیرد، طبیعی است که پرسش‌های جدی در ذهن فرهنگیان و افکار عمومی شکل بگیرد.

مسئله امروز تنها یک پرونده شخصی نیست. موضوع به شأن معلم، امنیت محیط مدرسه و مسئولیت‌پذیری مدیران در قبال حوادثی بازمی‌گردد که در محیط رسمی آموزش و پرورش رخ می‌دهد.

امروز پس از گذشت ماه‌ها، همچنان این پرسش پابرجاست:

چرا به جای یک عذرخواهی رسمی و شفاف، معلم آسیب‌دیده به هیأت تخلفات اداری معرفی شده است؟

چرا مسئولیت سازمانی حادثه‌ای که در محیط آموزشی رخ داده، همچنان مورد پذیرش قرار نگرفته است؟

و چرا وزارت آموزش و پرورش و مسئولان ذی‌ربط تاکنون توضیح روشنی به جامعه فرهنگیان ارائه نکرده‌اند؟

اینجانب ضمن ادامه پیگیری موضوع از مسیرهای قانونی، بار دیگر درخواست خود را به صورت شفاف اعلام می‌کنم:

از مجموعه آموزش و پرورش، اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان و وزارت آموزش و پرورش انتظار دارم نسبت به این حادثه موضعی شفاف اتخاذ کرده و با یک عذرخواهی رسمی، در جهت حفظ شأن معلمان، ترمیم اعتماد آسیب‌دیده و پاسداشت حرمت نظام تعلیم و تربیت گام بردارند.