♦️شرم خدا و خروش نسل ما
عبداله رضایی / معلم بازنشسته
هزاران جوی خون رودی می سازند تا سبب ساز زیستن در بهشتی باشد که از ما جهنمیان فواره می زند. ما طرد شدگان، خونهای اجدادمان را در ملات این بناها می بینیم، ضجهی گرسنگی مان را در غریو شادی شاهانهی خدایگان زورمدار می شنویم، آیندهی سیاه قحط زندگی را احساس می کنیم. این تبعیض در آموزش، تحرک اجتماعی را محال ساخته، می دانیم تصویر فلاکت و رنج و بردگی بر دیوارهی این کلاسها میشویم تا باز آفرینان وضع موجود بیاموزند، که این دو نوع زیستن « طبیعی » است و خواست خدا.
اما این دوگانه فقر و غنا؛ زندگی و مرگ؛ خواست و ساخت حکمرانی نا مشروعی است که جز بر موج فقیرسازی نمی پاید.
و ما ستمدیدگان و راندهشدگان به اعماق دوزخ اربابان سود و ستم، مقصریم، اگر اتحاد را به مسلخ خودمحوری ببریم.
ای خداوندان خون آفرین تبعیض زا؛ شب پرستان ستم آیین مرگ زا؛ ما مجاب شدهایم به نماندن در ساحت زنده به گوری.
پس، سرودهای شورش را بشنوید، بر خشمهای طوفانی خستگان ستم بنگرید
ما برآمده از زخم کهنسال زمانیم که التیام می خواهیم.
