ناهید رئوفی / معلم .
یکی از اندیشمندان نهاد ساز در حوزه ی اموزش و پرورش و ادبیات کودکان و نوجوانان در ایران، بدون تردید بانو توران میرهادی است که مانند بسیاری از مردم، با وجود زندگی توام با مشکلات و تجارب از دست دادن عزیزان خود، با آگاهی و عشق به انسان و سرزمین خود، با کنش گری فعال در جامعه ی فرهنگی، گوشه گیری و انزوا را انتخاب نکرد.
توران میرهادی با تاسیس مدرسه ی فرهاد و اداره ی آن به شیوه ی جمعی و با روش های مدرن آموزشی توانست نمونه ی درخشانی از یک مدرسه ی خوب ارائه دهد .
“در سال ۱۳۰۶ به دنیا آمدم و در ۱۳۲۵ برای ادامه ی تحصیل به خارج از کشور رفتم
در ۱۳۳۰ بعد از ۴ سال تحصیل در فرانسه و سپس یک سال کار در آلمان برگشتم ایران .
درس ام را تمام کرده بودم و آمده بودم برای کار وخدمت در کشورم، اما با یک نگاه جست وجوگر و البته با روحیه ای آزادی طلب، برابری طلب و برادری طلب. برای خود و همه ی مردم و جامعه .
قسمت هایی از صحبت های ارزشمند مند شان را از کتاب “با توران میرهادی ” روایت گر و گر د آورنده ناهید رئوفی می خوانیم:
“در آموزش و پرورش یک سیستمی داریم که یک هرم بالاست .
این بالا رئیس نشسته، معلمان مطیع این رئیس اند، و شاگردان مطیع این معلمان. هرکسی این رو اطاعت نکنه تنبیه می شه ما [درمدرسه ی فرهاد] این سیستم رو برعکس کردیم این بالا بچه ها هستند، تصمیم می گیرند، برنامه می ریزند و اجرا می کنند. پشت سرشان معلمان هستند که راه نما می شوند و نظرات بچه ها رو به شکل سازنده ای در اختیارشون می گذارند و این پایین مدیر و گروه اداری مدرسه هستند که امکانات این فعالیت ها رو به وجود می آورند .
و در جای دیگر می گویند:
“هر وقت از تعلیم و تربیت صحبت می کنیم ، چند مساله خود به خود مطرح می شود
اول آن که، انسان ها با یک قالب ساخته نشده اند و جبرا در یک قالب نمی مانند. بنابراین، انسان هم تغییر پذیر است و هم قابل تربیت .
دوم ان که، انسان نژاد برتر و پست تر ندارد. سوم آن که، هدف از پرورش، رساندن انسان است به حداکثر شکوفایی و کمال انسانی خود.
نظام تعلیم و تربیت، در حال حاضر مثل مسابقه ی دو است همه می دوند که اول شوند، یعنی یک نظام رقابتی است….در واقع نوعی اسارت فکری به وجود می اورد و هر هدفی رو از محتوا خالی می کند.”توران میرهادی یکی دیگر از مشکلات جدی اموزش و پرورش را جدا سازی بچه ها به استعداد های درخشان و عادی می دانست و معتقد بود که :
“از سال ۱۳۴۲ تفکیک بچه ها به استعداد های درخشان خیلی مهم شد. رگه های این نفوذ امریکایی به این شکل وارد آموزش و پرورش شد و تا امروز ما رو تحت تاثیر قرار داده است. چه پیش از انقلاب چه بعد از انقلاب.
من هرچه استدلال می کنم که استعدادهای درخشان باید بین همه ی بچه ها پخش شوند و یاد بگیرند درخدمت مردم باشند و دانشمندان برده نشوند، کسی گوش نمی کند ”
مطالعه و به کار گیری تجارب مدرسه ی فرهاد و تلفیق آن با اندیشه ها و روش های دیگر بنیان گذران مدارس جدید که رکن اساسی آن ها روش های غیر رقابتی و انسان گرا است، ضروری به نظر می رسد تا کودکان سرزمین مان سهم شایسته ی خود را در نظام آموزشی به دست آورند.
