حسین رمضان پور – فعال صنفی معلمان
در سال های ۹۴ تا ۹۶ که به تازگی در صنف معلمان و تجمعات حضور داشتم و در نرم افزارهای اجتماعی ؛ نخستین گروه های کنشگری محور ساخته شد با فردی آشنا شدم که همیشه در پایان نوشته های خود از این عنوان استفاده می کرد:
خاکساری
بازرس پیشین کانون صنفی معلمان
دقیق عنوان را بخاطر ندارم ولی تقریبا چنین محتوایی داشت. در لابلای بحث ها و گفتمان ها متوجه شدم که ایشان در خارج از کشور حضور دارند و همیشه آنلاین بودند و حضور فعالانه او توجه مرا به خود جلب کرد.
نخست که هنوز شناخت و تجربه کمتری داشتم ایشان را تحسین می کردم که با وجود زندگی در خارج از کشور همچنان در این عرصه حضور فعالانه دارند اما وقتی مدت بیشتری گذشت و تجربه هایی مانند احضار به نهادهای امنیتی و بازداشت و …. پیدا کردم و گهگاه واسطه های اطلاعات در بین فرهنگیان استان به پیام هایی را به صورت جسته و گریخته برای هشدار و گاه تهدید به من می رساندند متوجه می شدم جنس کلام و لحن گفتارشان را قبلا در نقدهای جناب خاکساری به کنش های معلمان و شورای هماهنگی و گاه فعالان صنفی مستقل شنیده ام که در برخی موارد این نقدها تخریبی و اتهام گونه اما بدون سند بود.
این روند در سال های اخیر به حوزه هایی همچون زندگی شخصی و اتهام زنی مالی واهی و بحث های شخصی و…. گردید. طوری که بیشتر به نوعی کنشگری جهت دار و معکوس شبیه شد که صرفا به عنوان دست انداز و ترمز برای کنشگران صنفی و تشکل های صنفی فرهنگیان تبدیل گردید.
برخی این باور را دارند که افرادی همچون ایشان در این روند اتهام زنی و تخریب و ایجاد واگرایی و تفرقه ؛ منافعی دارند و ممکن است مانند بسیاری از تریبون داران خارج از کشور که سالهاست در خدمت منافع جمهوری اسلامی با دستگاه های امنیتی همکاری می کنند و مواضع دلخواه حکومت را در مصاحبه با شبکه های پارسی زبان بیان می کنند؛ ایشان نیز کاری را می کنند که از او خواسته شده و در حال انجام ماموریت خویش هستند. گرچه من خودم این مورد را نمی توانم تایید کنم چون هیچ وقت نمی توان برای همکاری فردی با حکومت و دستگاه امنیتی دلایل مستند ارائه کرد و این روند همیشه مخفیانه و بدون ردپا انجام شده است اما هر کنشگری یک سری نشانه ها و رفتاری دارد که وقتی در طول دوره هفت هشت ساله آنها را آنالیز و مورد نقد و بررسی قرار دهید می توانید به طور تقریبی کنشگری مستقل را از کنشگری امنیتی محور و حکومت پسند تمیز داد.
این موضوع را بدین جهت بیان نکردم که ایشان و و مواضعش برای کنشگری معلمان که بسیار پویا و گسترده و سرشار از فعالان و کنشگران بسیار است ؛ از درجه اهمیت بالای برخودار است بلکه برعکس این نوع افراد مانند پسربچه هایی که با سنگ اندازی به سوی قطار در حال حرکت ؛ قصد ممانعت از حرکت عظیم واگن ها دارند ؛ کارشان به تلاش برای خش انداختن بر چهره آفتاب شبیه است و با سنگ اندازی به هیچ دریایی امواج سهمگین و طوفان پدید نخواهد آمد.
ادامه یادداشت را اینجا بخوانید.
