محمود باقری /عضو کانون صنفی معلمان تهران
در روزهای اخیر به ویژه بعد از ویدیوهایی که به همت کانال اطلاع رسانی کانون صنفی معلمان تهران درباره صندوق ذخیره فرهنگیان معضلات و ناکارآمدیهایی که مسائل مبتلا به صندوق است، توسط برخی مطالبهگران احصا و در معرض قضاوت عمومی قرار گرفت،نقدهایی از سوی برخی کارشناسان و صاحب نظران مطرح شد که در حد لازم به آن میپردازم.
از جمله نقدهایی که به این ویدیوها وارد شد، انتقادی بود که از طرف مدیر محترم رسانه صفنا که در آن از قول برخی پرسنل صندوق در زمان مدیرعاملی آقای نیکدل، مطالب مطرح شده از طرف اینجانب را ناشی از آشنایی سطحی از مسائل و مشکلات صندوق دانسته بودند که البته با نبود هرگونه شفاف سازی فعالیتها و اقدامات مسئولین در موسسه عریض و طویل صندوق ذخیره فرهنگیان و عدم اطلاع رسانی واقعی از اخبار درون صندوق توسط روابط عمومی مربوطه و عدم گزارش دهی مسئولین در مورد عملکرد خود چه حضوری چه مکتوب و چه در جمع اعضا که به روشنگری و آگاهی اعضا کمک میکند،میتوان پذیرفت که البته شناخت مطالبهگران از هر رده و طیفی از صندوق ذخیره عمیق نیست و اطلاعات و اخبار صندوق از طریق افرادی که در امور دخیل هستند صادر میشود که میتواند جهتدار و بعضا اغراق آمیز و یا حتی منحرف کننده نیز باشد،به همین دلیل یکی از بزرگترین ایراداتی که به سیستم مدیریت این موسسه، صرف نظر از هر دولت و یا وزیری،عدم تلاش برای ایجاد شفافیت در این موسسه و راهاندازی سیستم کدال موثر که همه فعالیتهای جاری و قراردادها، گزارشهای مالی، سود و زیان شرکتها و آمارهای قابل استناد از داراییهای صندوق و آنچه که دانستن آن برای صاحبان اموال ضروری و حق آنان است باشد، چون بعد از ۳۰ سال از شروع فعالیت یک موسسه عظیم اقتصادی شفافیت امور مالی و درآمدی و سود و زیان ومیزان داراییها از بدیهی ترین وظایف مسئولین مربوطه است که با توجیهات غیر قابل پذیرش و دلایل واهی، همواره از این مهم شانه خالی کردهاند.
آنچه توسط برخی مطالبهگران فعالین در مورد میزان داراییها و اموال صندوق ارائه میشود صرفاً بر پایه تخمین وارزیابیهای معمول و مقایسهای است.
با این وجود همانطوری که همگان مطلعاند این صندوق از سال ۱۳۷۴ شروع به فعالیت کرده و هم اکنون حدود ۳۰ سال از عمر آن سپری شده است در حال حاضر یکی از بزرگترین هلدینگهای اقتصادی کشور است که صرف نظر از انتظارات در مورد آنچه که باید باشد و میزان سرمایهای که بایستی تاکنون انباشته و بهرههایی که میبایست به اعضا میرساند، باید با واقعیات وجودی آن در حال حاضر کنار آمد و برای از این به بعد فکری اساسی کرد تا بیش از این ناکارآمدی و سوء مدیریت آن را به آیینه دق برای صاحبان صندوق بدل نکند.
اینجانب بنا دارم طی یک سلسله مکتوبات ادامه دار به ایدههایی که به نظرم موجب میشود رضایتمندی قابل توجهی در اعضا ایجاد کند و از طرفی اهداف و آرمانهای بنیانگذاران این صندوق را که ایجاد پشتوانههای اقتصادی برای کمک به معیشت فرهنگیان عضو صندوق به ویژه در زمان بازنشستگی آنان است ، بطور نسبی به ثمر برساند گرچه اذعان دارم که ممکن است ایدههای مطلوبتری هم وجود داشته باشد که البته با مطرح شدن و مورد نقد قرار گرفتن میتوان افکار عمومی را به سوی تحقق بهترین ایدهها هدایت نمود و رضایت عمومی را فراهم کرد.
ادامه دارد …
قسمت اول
