اول مهر و اخراج معلمان دیواندره؛ پاییزی متفاوت با خزانی در ساختار نظام آموزشی

      دیدگاه‌ها برای اول مهر و اخراج معلمان دیواندره؛ پاییزی متفاوت با خزانی در ساختار نظام آموزشی بسته هستند

جمال‌ مرادی؛ معلم؛ اول مهر ۱۴۰۴

ماه مهر، همواره تداعی‌گر سرآغازی برای اعتلای ساختار آموزشی و مقدمه‌ای برای اوج روشنگری و دستیابی به آرمان‌هاست؛ شور و شعفی وصف‌ناپذیر در دل معلمان و دانش‌آموزان می‌افکند تا خرد جمعی، تعامل اجتماعی و پایداری دانش را پاس بدارند و رنسانسی فکری در ذهن‌ها رقم بزنند. بی‌تردید پویایی و ماندگاری هر تمدنی در گرو اقتدار نظام آموزشی است؛ اقتداری که در رأس آن، ارج نهادن به مقام معلم قرار دارد.

اگرچه در قانون طبیعت، پاییز نشانه‌ی پایان فعالیت‌های مادی و آمادگی برای زمستانی سرد است، اما در نهان انسان و در بطن نظام آموزشی، مهر آغازی است برای تابش نور دانش بر دل تاریکی‌ها؛ نشانی است از گرمای امید در سرمای روزمرگی. گذری کوتاه در بازارها و خیابان‌ها، و تماشای تکاپوی دوستداران علم در آراستگی و استقبال از آغاز سال تحصیلی، بهترین گویای این شور بی‌بدیل است.

اما مهر امسال با سال‌های پیش متفاوت بود؛ آغازی بود که سایه‌ی محرومیت بر چهره‌ی برخی معلمان دلسوز شهر کوچک دیواندره افکند؛ معلمانی که سال‌ها به این مرز و بوم خدمت کردند و در قلب و جان دانش‌آموزان جای گرفتند. محرومیتی سنگین که نه‌تنها حق آنان نبود، بلکه خانواده‌هایشان را نیز از قوت و امنیت معیشتی محروم ساخت؛ آن هم در این روزگار دشوار تحریم و تورم. با این همه، معلم بودن تنها در چارچوب کلاس و درس خلاصه نمی‌شود. می‌توان در هر جایگاهی، معلم بود؛ الگویی برای امید، برای زیستن و ساختن آینده‌ای بهتر و جامعه‌ای سالم‌تر.

برای همه‌ی معلمان شریف، به‌ویژه آنان که خزان امسال، آنان را از حضور در کلاس محروم ساخت، آرزوی سلامتی و بهروزی دارم. امید است با پیگیری کاربدستان دلسوز و مردمی و همچنین تلاش مداوم کانون‌ صنفی معلمان که همواره دغدغه‌شان تعالی آموزش است، روزی نه‌چندان دور، آن معلمان توانمند دوباره به کلاس‌های درس بازگردند و طنین صدای پرمهرشان، سکوت این خزان را به بهاری دل‌انگیز بدل کند؛ بهاری که در آن، درس تعامل، عشق و دانایی بار دیگر در فضای مدارس جاری شود.