«آن که بر در میکوبد برای کشتن چراغ آمده است»
برعهدهگرفتن مسئولیت آموزش دیگران و قبول تعهد آن همواره وظیفه خطیری بوده و هست. اینکه جنسمان از آموزش باشد و بخواهیم نسلی بسازیم که ذهن تحلیلگر داشته باشد، مستلزم تعهد بالای اجتماعیست. درست است که کتابها عصارهٔ تفکرات و تجربیات انسانهای بزرگ هستند، با این توضیح که نه هر کتابی، معلم آنچه را که میآموزد تمام مواردیست که بر او میگذرد.
اینجا در این پهنهٔ جغرافیایی معلم در گیرودار بیعدالتی آموزشی و اجتماعی نقشی بزرگتر از تدریس کتاب دارد، کلاسی که در آن حقوق خود و مخاطبش به شکل بارزی زیر پا گذاشته میشود و جامعهای که زخمخوردهٔ تبعیض فاحش آموزشیست، تعهد معلم را دوچندان میکند، مبنی بر اینکه آستین بالا بزند و اتحاد بهوجود بیاورد تا از حقوق خود و مخاطب خود دفاع کند.
کانونهای صنفی فرهنگیان و در رأس آن شورای هماهنگی دیرهنگامیست که به این امر مهم میپردازد، اما حکومت به هیچ روی سر سازگاری نشان نداده و معلمان را دست آنانی که قسم خوردهاند میسپارد که امورات آن را بگذرانند. برای آنان مهم نیست، در بشکنند، توهین کنند، اجتماع و جلسه بر هم بزنند و نهایتاً دستگیر و زندانی کنند.
حملهٔ اخیر مأموران به جلسهٔ شورای هماهنگی در شهرضا، شرمساری تاریخی برای حکومت است؛ دستگیری گروهی معلمان و بازداشت جناب فرهیخته که نام خانوادگیاش برازندهٔ اوست، ضبط موبایل و بازجویی، همه و همه نشاندهندهٔ نقض آشکار حقوق اولیهٔ شهروندی هر انسانی میباشد.
کانون صنفی فرهنگیان مازندران به شدت این عمل مجرمانه را محکوم کرده و به حکومت توصیه میکند که نمیتوان این درخت عظیم حقطلبی را سترون کرد، زیرا هر بار با قطع شاخهای از آن، شاخههای جدیدتری خواهد رویید.
امید که خردورزی در پیش بگیرید و با برجستهترین قشر این جامعه که مدافع منافع اجتماعی هستند، مبارزه نکنید.
کانون صنفی فرهنگیان مازندران
۳۰ شهریور ۱۴۰۴
