گفت: بیاییم یک کمپین گسترده انصراف از صندوق راه بیندازیم تا هم خود فرهنگیان کمتر در این کوره سرمایهسوزی پول بریزند و هم سوخت این کوره کمتر تأمین شود. خودت گفته بودی این صندوق مثل چاه نفتی است که مستقیم به جیب فرهنگیان وصل شده؛ چه بهتر که خودمان در این چاه را ببندیم.
گفتم: این سناریو را قبلاً بررسی کردهام. متأسفانه ساختار صندوق بهگونهای طراحی شده که هرکس زودتر از موعد انصراف دهد، خودش متضرر میشود.
گفت: چطور این سناریو را چیدهاند؟
گفتم: طبق قرارداد، اگر عضوی پیش از بازنشستگی یا ازکارافتادگی بخواهد انصراف دهد و واریزیهای ماهانهاش را قطع کند، سهم دولت و سود حاصل از آن به او تعلق نمیگیرد. همین باعث شده سود واریزی دولت را بسیار بیشتر از اصل آورده فرهنگیان نشان دهند. برای مثال، من ۱۳ میلیون تومان واریزی داشتم که سود آن را ۲۶ میلیون ثبت کردهاند؛ اما واریزی دولت فقط ۱.۶ میلیون بوده و برایش ۱۱ میلیون سود محاسبه کردهاند!
به قول پروین اعتصامی: «این گرگ سالهاست که با گله آشناست.» نویسندگان این فرمول در صندوق میدانستند ممکن است اعضا به فکر انصراف بیفتند، برای همین چنین فرمولی در نرم افزار محاسبه صورت وضعیت گنجاندهاند تا افراد منصرف زودتر از موعد ضرر کنند.
به عنوان نمونه، اگر من همین امروز بازنشسته شوم ۵۲ میلیون تومان دریافت میکنم؛ اما اگر انصراف دهم تنها ۳۹ میلیون به من میرسد. یعنی ۱۳ میلیون تومان ضرر، معادل ۲۵ درصد. علاوه بر این، اگر بازنشسته شوم و دولت بدهی خود به صندوق را مثلا دو سال بعد تسویه کند، آن مبلغ نیز به حساب بانک ملی من واریز خواهد شد. در حال حاضر روی کاغذ دولت هنوز ۱۱.۴ میلیون تومان به من بدهکار است؛ یعنی حدود ۲۰ درصد دیگر، بنابراین اگر اکنون انصراف بدهم، در مجموع حدود ۲۵ میلیون تومان (۴۵ درصد) ضرر خواهم کرد؛ و این ضرر مستقیم به نفع صندوق تمام میشود.
نتیجه :
برای اعضای نزدیک به بازنشستگی، انصراف زیانبار است و تنها جیب صندوق را پر میکند.
اما برای کسانی که تازه عضو شدهاند یا سالها تا بازنشستگی فاصله دارند، انصراف منطقیتر است. چون اگر همین مبالغ را در بازارهای دیگر سرمایهگذاری کنند، قطعاً سود بیشتری خواهند برد.
با این حال، اگر هدف فشار آوردن به صندوق است، راهکار عملیتری هم وجود دارد: «کاهش واریزی».
طبق قانون، سقف واریزی ۵ درصد حقوق تعیین شده اما کف واریزی در هیچ قانونی مشخص نشده است. بنابراین میتوان کمپینی راه انداخت که کف واریزی را معادل سهم دولت قرار دهد. به عنوان نمونه، در سال ۱۴۰۱ از من ماهانه ۳۰۰ هزار تومان کسر میشد، اما واریزی دولت فقط ۲۰ هزار تومان در ماه بود. منطقی است که من هم اجازه داشته باشم واریزیام را به همین میزان کاهش دهم.
مبلغ دقیق سهم دولت در هر سال در بودجه سنواتی ذکر میشود؛ مثلاً در آذر ۱۴۰۴ مشخص خواهد شد که برای سال ۱۴۰۵ دولت ماهانه چه مبلغی بهازای هر فرهنگی به صندوق میپردازد. همان مبلغ میتواند بهعنوان کف واریزی در فیش حقوقی فرهنگیان اعمال شود.
این کمپین سه نتیجه دارد:
به نفع دولت است، چون بار مالی کمتری بر دوشش میافتد.
به نفع مجلس است، چون تراز کردن بودجه راحتتر میشود.
به نفع فرهنگیان است، چون پول کمتری وارد این صندوق پر از حیفومیل میشود.
تنها بازنده این طرح، مدیران نالایقی هستند که با همین منابع ریخت و پاش میکنند.
به همین دلیل من طرفدار «کمپین کاهش واریزی» هستم. البته مافیای صندوق تاکنون مانع این کار شدهاند. در سیستم فیش حقوقی، افزایش واریزی در کسری از ثانیه اعمال میشود، اما برای کاهش واریزی هیچ گزینهای وجود ندارد. بارها این موضوع را مطالبه کردهام، ولی زور مافیا قویتر بوده است.
اگر این کمپین جدی پیگیری شود، شاید صدای ما به گوش مسئولان برسد و این حق قانونی به فرهنگیان بازگردد تا بتوانند میزان واریزی خود را آزادانه کاهش دهند.
مهدی سورگی
۲۳ شهریور ۱۴۰۴
یادداشتهای مندرج در این وب سایت ، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
