گفت: این چه مثالی است که میزنی؛ چطور صندوق ذخیره را با استعمار بریتانیا در هند مقایسه میکنی؟
گفتم: مگر بریتانیا کوچک ابتدا با شعار تجارت ادویه وارد هندی به بزرگی یک شبهقاره نشد و بعد به غارت داراییهای هندیان پرداخت؟ مگر نه اینکه حتی برای تحکیم سلطهاش از خود هندیها سربازگیری میکرد؟ مگر اشراف انگلیسی در هند زندگی پرزرقوبرقشان را از جیب مردم هند تأمین نمیکردند؟ و مگر وقتی اعتراضات اوج گرفت، معترضین را به جرم اقدام علیه امنیت ملی سرکوب نکردند؟ آیا هدفشان دلسوزی برای هندیها بود یا غارت اموالشان؟
حالا بیاییم سراغ صندوق ذخیره.
مگر قرار نبود با واریزی فرهنگیان عضو چنان سرمایهگذاری انجام شود که هر فرهنگی در طول دوران بازنشستگی خودش مشکل معیشت نداشته باشد؟
مگر قرار نبود فقط یک درصد حق العمل کاری را بردارند و ۹۹٪ را به فرهنگیان عضو برگردانند. اما الان چنین است؟ چرا با گذشت بیش از ۵ سال از طرح مبحث ارزش مالکانه هنوز هیچ اقدام عملی انجام نشده؟
* متوسط حقوق کارمندان صندوق بالای ۵۰ میلیون تومان است، در حالی که متوسط حقوق فرهنگیان عضو زیر ۲۰ میلیون تومان است. این فاصله یعنی استثمار؛ حقوقهای آنان عملاً از فیشهای حقوقی ما تأمین میشود.
* مدیران و کارمندان صندوق از مزایایی بهرهمندند که هیچ فرهنگیای به خواب هم نمیبیند: هدایا و پاداشهای نقدی و غیرنقدی در اعیاد، ناهار رایگان در محل کار، انواع تسهیلات گردشگری از بلیت هواپیما تا تورهای ارزان.
* بازنشستگان صندوق در همان ماه اول کل سنوات خود را به نرخ روز دریافت میکنند؛ مثلاً کسی با حقوق ۵۰ میلیون، ۱.۵ میلیارد تومان گرفته است و باز هم مدعی اجحاف شده و شکایت کرده! حالا بپرسیم: بازنشستگان ۱۴۰۳ آیا توانستهاند کل سنوات خود را بگیرند؟ رقمش چه بوده؟
پس اگر امروز صندوق منحل شود، چه کسی واقعاً زیان خواهد دید؟
* فرهنگی عضو سادهای که بعد از ۳۰ سال عضویت و پرداخت ۳۰ میلیون تومان تنها ۸۵ میلیون تومان عایدش میشود؟
* یا مدیری که ماهانه ۱۵۰ میلیون حقوق میگیرد و از هزاران رانت و امتیاز ویژه برخوردار است؟
این پرسش، پاسخ روشن خودش را دارد.
✍ مهدی سورگی
۱۹ شهریور ۱۴۰۴
