گفت: خبر داری مدیرعامل شب عید برای اتاق خودش ۹۰۰ میلیون تومان مبلمان خریده؟
خبر داری چند میلیارد تومان کارت هدیه شب عید در صندوق توزیع شده؟
خبرداری به افرادی شب عید در صندوق حقوق و پاداش دادند که مدتهابود اخراج شده بودند؟
گفتم: نه خبر نداشتم، ولی خیلی هم متعجب نشدم، تا زمانی که جریان ورودی تبدیل به یونیت نشود، این اتفاقات خواهد افتاد.
گفت: خبر داری؛ اساسنامه ۱۴۰۳ طوری نوشته شده که همیشه رای فرهنگیان در هیات امنا خواهد چربید؟ در اساسنامه جدید باید ۲۰٪ سود سالانه را نقدی به حساب فرهنگیان چه شاغل و چه بازنشسته بريزند؟
گفتم: خبر نداشتم چون اساسنامه ۱۴۰۳ را انتشار عمومی ندادند و چیزی که به دستم رسیده بود بدون امضا بود و احتمالا اگر مطالبی علیه یا له اش میگفتم قابل استناد نبود
گفت: اساسنامه جدید طوری نوشته شده که امثال تو بتوانند وارد شوند و حق معلمان را فریاد بزنند
گفتم: امثال من قطعا وارد چنین بازی خطرناکی نخواهند شد، من و امثال من حاضر نیستیم وارد جایی شویم که کثافت از بالا تا پایینش را گرفته
گفت: به هرحال باید از جایی شروع به تمیز کردن این کثافات کرد
گفتم: برای تمیز کردن کثافتها نباید شیرجه زد وسط کثافات، اول باید جریان پول تمیز واریزی به کثافت خانه را به جایی تمیز هدایت کرد و بعد گذاشت تا این کثافتها خشک شود و وقتی خشک شد نظافت را با کاردک شروع کرد
گفت: …
گفتم: ….
آخرش گفتم: من تعجب میکنم شماها روز قیامت چطوری میخواهید جواب این همه حقی که پایمال شده را بدهید.
مهدی سورگی
۲۹ مرداد ۱۴۰۴
