کاک شعبان به زبان کردی «روژهلات» جنبش معلمان اقلیم آنجاست. و روژهلات همان شرق است که پگاهان آفتاب از زهدانش زاده می شود. به زبان شاعر کوچه ها و سنگفرش ها، شاملو، آن “سرود ابراهیم در آتش” است که در اکنونیت خاموش خانه اش، از شادی باور خویش، خدایی می آفریند “شایسته ی آفرینه ای که نواله ی ناگزیر را گردن کج نمی کند.” خدایی دیگرگونه، نقاد و پرسشگر. نقاد پیرامونی پراگنده و گجسته. در او شجاعت و شهامتی یگانه می بینم. از روزنه ی این شجاعت است که تاریکخانه ها از او می پرهیزند. می دانند؛
“راه بهشت مینوی اش/ بزرو طوع و خاکساری [ نبوده است.”]
در آوردن ها و بردن های پی در پی اش رویینه ی راه خویش شده است. استعاره و استعلایی که هر بار خویش را معنا و تعالی ای دگرسان می بخشد. او در این میدان، نه زره زرین وجودش لخت لخت می شود و نه قبای قدش چاک چاک. خور اورامان از افق او شنگ تر و خوشتر می درخشد. ره به مبالغه اگر نپیمایم او چامه و چکاد جنبشِ آنجاست. پا براه، سنگین گذر و سخته سان با چاشنی شراره های شرر.


Pingback: Thermage ราคา
Pingback: Goalsiam