✍️انبارکی دبیر جامعه شناسی
۱۶ آذر فقط یک مناسبت تاریخی نیست؛ روزی نیست که صرفاً به گذشته نگاه کند و خاطرهای را تکرار کند. ۱۶ آذر هر سال از ما یک سؤال زنده و ناآرام میپرسد:
دانشگاه امروز در کدام سمت ایستاده است؟
سمت پرسش یا سمت عادت؟
سمت هزینه دادن یا سمت تماشا؟
دانشجو زمانی معنا پیدا میکند که «مزاحمِ وضع موجود» شود؛ آنجا که سکوت را به چالش میکشد، آنجا که آرامش ساختگی سیاست را بر هم میزند و اجازه نمیدهد قدرت، خودش را بینیاز از پاسخگویی تصور کند.
دانشگاه زنده، دانشگاهی است که سؤال تولید میکند، نه فقط مدرک.
تجربه تاریخ نشان داده هر جا دانشجو ساکت شده، سیاست بیرقیب مانده است.
هر جا دانشگاه عقب نشسته، قدرت جلو آمده است.
و هر جا که پرسش خاموش شده، فساد، تبعیض و ناکارآمدی بیهزینهتر رشد کرده است.
امروز، فشار اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، فرسودگی امید و بیثباتی آینده، فقط مسئلهی مردم نیست؛ اینها بهطور مستقیم مسئلهی دانشگاه است. چون دانشگاهی که نسبت به رنج جامعه بیحس شود، دیگر دانشگاه نیست؛ فقط ساختمانیست پر از کلاس و صندلی و جزوه، بدون روح، بدون مسئولیت، بدون نقش تاریخی.
دانشگاه اگر صدای جامعه نباشد، به تدریج به ابزار توجیه بدل میشود.
اگر منتقد نباشد، تبدیل به تماشاگر میشود.
و اگر تماشاگر شد، ناچار شریک وضع موجود است.
۱۶ آذر یادآور یک حقیقت ساده اما پرهزینه است:
دانشگاه یا صدا دارد، یا قدرت بیصدا هر کاری که بخواهد میکند.
یا دانشجو پرسش میسازد، یا پاسخهای تحمیلی به جای حقیقت مینشیند.
دانشجو قرار نیست قهرمان دائمی باشد، اما قرار هم نیست همیشه فقط «تماشاچی» بماند.
مسئولیتِ دانشجو، نه در شعار، که در هزینه دادن برای آگاهی معنا پیدا میکند؛
در بیان حقیقت، حتی وقتی شنیده نمیشود؛
در ایستادن، حتی وقتی تنها میماند.
۱۶ آذر، نه روز جشن است و نه روز حسرت؛
روز یادآوری مسئولیت است.
مسئولیتی که اگر از آن شانه خالی کنیم، نه فقط دانشگاه، که آیندهی جامعه نیز بیپناهتر خواهد شد.
