به بهانه موسم گزینش دعوتشدگان به دانشگاه تربیتمعلم

پروکروستس در اسطورههای یونانی راهزنی است غولپیکر که در کنار جاده الئوسیس به آتن زندگی میکرد؛ رهگذران را به بهانهی مهماننوازی به خانهی خود میبرد و روی تختی میخواباند و اگر از طول تخت کوتاهتر بودند آنقدر آنها میکشید یا بدنشان را بر روی سندان با چکش میکوبید تا مساوی تخت شوند و اگر بلندتر از تخت بودند از پاهایشان میبرید تا به اندازهی تخت درآیند.
اکنون این تخت، تحتعنوان گزینش و مصاحبه بر سر راه ورود دانشآموزانی که دوازده سال از عمر خود را با تربیت ایدئولوژیک و فراگرفتن دروسی در همین راستا گذراندهاند، قرار گرفته است! که این نمایش، گواهی بر ناکارآمدی و شکست واقعی همان ساز و برگ تربیتی است که ریشه در ایدئولوژی رسمی حاکمیت دارد.
مگر کنکور برای سنجش علمی دانشآموزان در نظر گرفته نشده؛(که نوع برگزاری و … آن بارها توسط متخصصان امر مورد پرسشهای جدی قرار گرفته است) این تفتیش عقاید بر تخت پروکروستس که فقط با منطق طرد و جداسازی میتوان تحلیل کرد، چه منطقی در دفاع از آن وجود دارد؟
این خشونت علیه دانشآموزان و خانوادههای آنان به انباشت خشم منجر میشود، خشمی منطقی که در کنشهای مختلف اجتماعی پدیدار خواهد شد.
اصولاً چرا این تخت را در همان پایهی اول ابتدایی تعبیه نمیکنید تا تکلیف مشخص شود و عمر به بطالت نگذرد! شما که توان پیشگویی آینده را بنا بر ادعا و رفتارهای این چنینی دارید.
همگان آگاهند که نهاد آموزش و پرورش در هر کشور بسیار حیاتی و سرنوشتساز است و معلم نقشی بی بدیل در اکنون و آینده جامعه دارد.
وسواس و کنکاش در انتخاب معلمان امری موجه است، اگر این شناخت فقط بر مبنای سنجش علمی صورت گیرد. حال آنکه معیارهای گزینش از دایره علم خارج است، ساز و کاری که مشاهده میشود و چارچوبی که تعریف شده، بر محور انقیاد پذیرفتهشدگان و مریدپروری است که از قضا طرحی شکستخورده است و اصرار بر تداوم این رویه، آموزشوپرورش را به فروپاشی در فرم و محتوا رهنمون ساخته است.
حال آنکه مدرسه میتواند و باید محمل پرسشگری، عقلانیت، فرایند اجتماعی شدن، مبارزه با نادانی و برسازنده جهانی امن و بدور از تبعیضهای عمیق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی باشد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران اعلام میکند، نهادن تخت پروکروستس بر مسیر آیندهی دانشآموزان راهحل نیست، علم و عقلانیت راهگشاست. جهان شاهد خروش دانشآموزان است چون آیندهی آنان به سبب همین سیاستها مرده است، سیاستهایی که جهانی است و عصیانی که جهانی میشود.
