اختصاصی شورای هماهنگی
در حالی که ماشین جنگی و سایه وحشت بر سر شهرهای ایران خیمه زده است، وزارت آموزش و پرورش در اقدامی که بیشتر شبیه به یک نمایشِ تلخ و انکارِ واقعیت است، دستور به برگزاری کلاسهای مجازی در پلتفرم «شاد» تا پایان سال (۲۸ اسفند) داده است. این دستور در شرایطی صادر میشود که کشور در یک خاموشیِ مطلقِ دیجیتال به سر میبرد و عملاً واژهی «آموزش آنلاین» به یک طنز سیاه برای معلمان و دانشآموزان تبدیل شده است.
علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش، در روزهای گذشته اختلال گسترده در شبکه شاد را به «ضعف و کندی شبکه اینترنت کشور» تقلیل داده و ادعا کرده است که این موضوع در حال بررسی و رفع است.
این اظهارات در حالی بیان میشود که دادههای جهانی نشان میدهد ایران هماکنون درگیرِ یک قطعیِ سراسری و عامدانهی ۲۴۰ ساعته است؛ یکی از شدیدترین خاموشیهای اینترنتیِ اعمالشده توسط دولتها در سطح جهان.
کشوری که در سال ۲۰۲۶ میلادی، حدود یکسوم از زمان خود را در وضعیتِ «آفلاینِ مطلق» سپری کرده است، چگونه میتواند بسترِ یک آموزشِ برابر و مجازی باشد؟
مقامات وزارتخانه با پنهان شدن پشت واژههایی نظیر «ضعف زیرساخت»، در واقع از پذیرشِ مسئولیتِ این حبسِ اطلاعاتی و تعطیلیِ عملیِ آموزش طفره میروند.
روایتهای میدانیِ معلمان؛ وقتی «شاد» نمک بر زخم میپاشد
گزارشهای دریافتی از همکاران فرهنگی در شهرهای مختلف، نشان از یک سردرگمی و خشمِ عمیق دارد.
آموزش و پرورش در حالی از «مدرسه تلویزیونی» و «بستههای آفلاین» به عنوان جایگزین نام میبرد که معلمان در میدان، واقعیتِ دیگری را تجربه میکنند:
روایت یک معلم مقطع ابتدایی از تهران: «بچههای من شبها از صدای انفجار و آژیر خواب ندارند. خانوادهها درگیر تهیه ابتداییترین اقلام مثل تخممرغ و سیبزمینی با قیمتهای نجومی هستند. آنوقت مدیر مدرسه از من میخواهد در گروهِ شاد که حتی یک پیامِ متنیِ ساده در آن لود نمیشود، حضور و غیاب کنم! این اصرار بر عادیسازیِ شرایط، توهین به روانِ آسیبدیدهی دانشآموزانِ ماست.»
روایت یک دبیر متوسطه از سنندج:
من در این چند روز هر بار در فضای شاد حضور وغیاب می کنم ،اکثر دانش اموزان حضور ندارند .کاملا طبیعی است ، مگر می شود از دانش آموزی که شب از استرس حمله و صدای هولناک انفجارها ،امکان خواب و استراحت ندارد ، انتظار داشت که صبح در کلاس درس مجازی حاضر شود .
* روایت یک معلم از همدان :
«امروز بعد از ساعتها تلاش توانستم با پروکسی وارد تلگرام شوم تا حال چند نفر از شاگردانم را بپرسم. شاد کاملاً از دسترس خارج است. دغدغهی امروز ما درس دادن نیست؛ دغدغهی ما زنده ماندنِ بچههایمان است. کاش آقایانِ مسئول در وزارتخانه به جای صدور بخشنامههای توهمآمیز برای باز نگه داشتنِ اجباریِ مدارس در فضای مجازی، یک بار میآمدند و ترس را در چشمان این بچهها میدیدند.»
سخن پایانی
اصرار بر تداومِ آموزش غیرحضوری در بسترِ اینترنتی که وجود خارجی ندارد، تنها یک هدف را دنبال میکند:
تزریقِ توهمِ عادی بودنِ شرایط و فرار از پاسخگویی».
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ضمن هشدار نسبت به تبعاتِ روانیِ این فشارهای بیاساس بر کادر آموزش و دانشآموزان، اعلام میکند که در میانهی جنگ، قطعی سراسری ارتباطات و بحران معیشت، اولویتِ اولِ جامعهی فرهنگیان نه پر کردنِ فرمهای صوریِ شبکه شاد، بلکه «مراقبت از جان و روانِ دانشآموزان» و همبستگی با مردمِ بیپناه است.
