جعفر ابراهیمی
تاریخ برگزاری: دوشنبه، ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶
عنوان اصلی نشست: Go Public! Fund Education (آموزش عمومی را تأمین مالی کنید)
حوزه تمرکز: تبیین موشکافانه استانداردهای بینالمللی کار، حقوق صنفی، معیارهای تخصیص بودجه، پداگوژی و کیفیت یادگیری
سخنرانی نماینده ILO
روز دوم کنگره در بخش تامین مالی آموزش ابتدا نماینده سازمان بینالمللی کار (ILO) در ارائهای مفصل و ساختارمند، چارچوبهای حقوقی و راهبردهای کلان این سازمان را برای پشتیبانی از معلمان در چهار محور اصلی تشریح کرد:
نهادینهسازی گفتوگوی اجتماعی (Social Dialogue) و حقوق کار
گذار از اعتراضات میدانی به چانهزنی ساختاری: نماینده ILO اذعان داشت که جنبشهای اعتراضی، راهپیماییها و اعتصابات خیابانی نقش فوقالعادهای در ایجاد شتاب، جلب توجه افکار عمومی و ارتقای حساسیت جامعه دارند؛ اما این اقدامات به تنهایی کافی نیستند. تغییرات پایدار، قانونمند و ماندگار زمانی رخ میدهند که این اعتراضات به یک بستر نهادینهشده، رسمی و دائم برای گفتوگو منجر شوند.
تضمین صندلی و سهم در میز تصمیمگیری: معلمان و تشکلهای آنان باید در تمامی شوراهای عالی، کمیتههای بودجهریزی و فرآیندهای تدوین سیاستهای آموزشی صندلی رسمی داشته باشند. بدون داشتن سهم مشخص در میز تصمیمگیری، امکان چانهزنی مستند بر اساس آمار و شواهد واقعی وجود نخواهد داشت.
احترام به سه اصل بنیادی حقوق کار: آزادی تشکلها، حق سازماندهی و حق پیمانهای دستهجمعی به عنوان سه رکن اساسی حقوق کار مطرح شدند که متأسفانه هنوز در برخی کشورهای منطقه آسیا-اقیانوسیه نادیده گرفته میشوند.
استفاده از توصیهنامههای ۱۹۶۶: توصیهنامههای مشترک ILO و UNESCO درباره وضعیت معلمان، به عنوان معیار جامع بینالمللی معرفی شد که اتحادیهها میتوانند از بندبند آن برای مطالبهگری رفاهی و حرفهای استفاده کنند.
تبدیل دستور کار معلمان به اولویت ملی برای «کار شایسته» (Decent Work)
آسیبشناسی ریزش نیروی کار: نماینده ILO خواستار بررسی عمیق و علمی علل فرار معلمان از نظام آموزشی شد. سوال اصلی این است که چرا معلمان باتجربه در حال ترک شغل هستند و چرا جوانان رغبتی برای ورود به این حرفه ندارند؟
توجه ویژه به آموزش و مراقبتهای دوران کودکی (ECEC): این حوزه یکی از حیاتیترین بخشهای «اقتصاد مراقبت» است که نه تنها زیرساخت رشد کودکان را میسازد، بلکه امکان ورود زنان به بازار کار را فراهم میکند. با این حال، به دلیل کمارزش شمرده شدن و عدم سرمایهگذاری مناسب، معلمان این بخش با ناامنی شغلی شدید و دستمزدهای بسیار ناچیز مواجه هستند که نیازمند اصلاح عاجل در بودجهریزی ملی است.
تعامل استراتژیک با کارفرمایان و بخش خصوصی
ایجاد همگرایی بر سر منافع مشترک: بودجههای دولتی همواره محدودند و مطالبهگری صرف از دولتها نبردی دشوار است. سخنران پیشنهاد کرد که اتحادیهها با بخش خصوصی و کارفرمایان وارد گفتوگو شوند؛ زیرا بخش خصوصی نیز با چالش «عدم تناسب مهارت فارغالتحصیلان با نیاز بازار کار» و افت بهرهوری مواجه است.
دوچندان کردن فشار بر دولت: وقتی اتحادیهها بتوانند به کارفرمایان اثبات کنند که «کیفیت نیروی کار آینده در گرو سرمایهگذاری امروز بر روی معلمان است»، مطالبات آموزشی از زبان هر دو ضلع (کارگران و کارفرمایان) مطرح شده و دولت دیگر نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
تثبیت شاخصهای مالی در ساختار بودجهریزی ملی
رد اقدامات مقطعی: سرمایهگذاری در آموزش نباید یک واکنش موقت یا شعار تبلیغاتی باشد، بلکه باید به بخشی از ذات و ساختار بودجهریزی کشورها تبدیل شود.
پایبندی به معیارهای بینالمللی: تاکید مجدد بر تخصیص حداقل ۶٪ از تولید ناخالص داخلی (GDP) و ۲۰٪ از کل بودجه عمومی سالانه به آموزش، و ضرورت نظارت اتحادیهها بر عدم انحراف این منابع مالی از طریق حسابسازیهای دولتی.
🔹 سپس نماینده یونسکو ارائه خود را حول محور کیفیت آموزش، مسئولیت همگانی، هدف SDG 4.c و الزامات بودجهریزی عمومی مطرح کرد:
استعاره فونداسیون و مسئولیت مشترک (Shared Responsibility)
بحران یادگیری پایهای: سخنران جلسه را با یک استعاره چالشبرانگیز آغاز کرد: «اگر مهندس ساختمانی به شما بگوید پی و فونداسیون خانه تنها ۷۰ درصد استحکام دارد، آیا حاضر به ساخت یا سکونت در آن هستید؟» او تاکید کرد ادامه روند آموزشی که در آن کودکان پس از ۵ یا ۶ سال تحصیل همچنان قادر به خواندن و نوشتن ساده نیستند، دقیقاً مشابه ساختن خانهای روی فونداسیون ویران است.
پاسخگویی و مسئولیت همگانی: مطالبه برای افزایش بودجه باید همزمان با پذیرش مسئولیت مشترک برای ارتقای خروجیهای واقعی یادگیری همراه باشد. افزایش اعتبارات مالی زمانی ارزش دارد که منجر به یادگیری واقعی کودکان در کلاسهای درس شود.
تحقق هدف SDG 4.c و جذب استعدادهای برتر
رفع کمبود معلمان آموزشدیده: حضور نیروهای فاقد صلاحیت و آموزشهای پداگوژیک (روشهای تدریس) در کلاسهای درس، آسیب مستقیمی به یادگیری پایه کودکان وارد کرده است.
ویژگی نظامهای برتر دنیا: تجربیات جهانی نشان میدهد موفقترین نظامهای آموزشی دنیا آنهایی هستند که معلمی در آنها یک حرفه بسیار محترم و پرافتخار است، برترین استعدادها را جذب میکنند، آموزش ضمن خدمت مداوم ارائه میدهند و مسیرهای ارتقای شغلی شفافی برای معلمان فراهم میسازند.
تأمین مالی پایدار از منابع عمومی داخلی
بیثباتی کمکهای خارجی: اگرچه اعتبارات و کمکهای بینالمللی نقش مکمل ایفا میکنند، اما مقطعی و بیثبات هستند. پایداری واقعی هر نظام آموزشی صرفاً از طریق منابع مالی عمومی پایدار داخلی و پایبندی دولتها به شاخصهای ۶٪ GDP و ۲۰٪ بودجه عمومی محقق میشود.
جایگاه معلم و دعوت به بازنگری توصیهنامهها
نقش جایگزینناپذیر معلم: هیچ فناوری یا ابزار هوشمندی نمیتواند جایگزین یک معلم باکیفیت شود و کیفیت هیچ نظام آموزشی از کیفیت معلمان آن فراتر نخواهد رفت.
بهروزرسانی استانداردهای بینالمللی: دعوت رسمی از اتحادیهها برای ارائه تجربیات میدانی و مشارکت در بازنگری توصیهنامههای سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۹۷ یونسکو و ILO جهت انطباق استانداردهای حمایتی با چالشهای جدید کلاسهای درس و حفظ سلامت روان معلمان.
