چرا کنشگران مدنی برای ساختارهای قدرت، خطرناک‌تر از مجرمان و مفسدانند؟

      دیدگاه‌ها برای چرا کنشگران مدنی برای ساختارهای قدرت، خطرناک‌تر از مجرمان و مفسدانند؟ بسته هستند

✍️ فریبا نظری

در خبرها خواندم دکتر رضا امانی‌فر، معلم زندانی، فردا روز دهم شهریور محاکمه شده و حکم خواهند گرفت. به یاد تصویری که چند وقت پیش از ایشان دیدم افتادم. در میان تصاویر زندانیان سال‌های اخیر، دو تصویر بیش از همه در حافظه‌ام به تلخی و با ده‌ها پرسش ثبت شده است:

۱- تصویر زنده‌یاد بکتاش آبتین، نویسنده، شاعر، مستندساز و کنشگر مدنی، در بیمارستان با دست و پای زنجیرشده به تخت.
۲- تصویر معلم زندانی رضا امانی‌فر، بازرس و فعال صنفی شورای تشکل‌های صنفی فرهنگیان، با زنجیر بر دست و پا برای انتقال‌ به مرکز درمانی.
بنابر رشته‌ی آموزشی‌ و دغدغه‌های جامعه‌شناختی‌ام، همواره وضعیت گروه‌های مختلف زندانیان مورد توجهم بوده است. به یاد ندارم مجرمان واقعی در پرونده‌های جنایی یا فسادهای کلان مالی؛ افرادی مانند خفاش شب، سعید حنایی، قاتل رومینا اشرفی، بابک زنجانی، مرتضی رفیق‌دوست، شهرام جزایری یا اکبر طبری، با چنین وضعیتی در بستر بیماری یا در مسیر رفت‌وآمد قضایی نمایش داده شده باشند.
روشن است که نفس غل و زنجیر کردن هر انسانی، به‌ویژه در بستر بیماری، ناقض کرامت انسانی و اصول خشونت‌پرهیزی است؛ بنابراین بحث بر سر تسری این رفتار غیرانسانی به دیگران نیست. تضاد و پرسش بنیادین اینجاست:

چرا کنشگران مدنی و صنفی که حاکمیت به آنان برچسب #مجرم_سیاسی_امنیتی می‌زند، برای ساختار در ستیز با جامعه، بسیار خطرناک‌تر از قاتلان زنجیره‌ای، قاتلان کودکان و زنان، مفسدان اقتصادی و دزدان دارایی و سرمایه‌های ملی، ارزیابی می‌شوند؟

پاسخ را باید در ماهیت متفاوتی جست‌وجو کرد که این دو گروه برای نظم موجود ایجاد می‌کنند:

۱- تعرض به قانون در برابر نقد مشروعیت: مجرمان جنایی و مالی، قواعد درون‌سیستمی را می‌شکنند، اما با اساس ساختار یا ایدئولوژی آن کاری ندارند.
اما کنش‌گران مدنی، رویه‌های ناعادلانه، نابرابری‌ها، تبعیض‌ها، فساد سیستماتیک و اصل مشروعیت رفتارهای حاکمیت را به چالش می‌کشد.
ساختار قدرت، اولی را #ناهنجاری_رفتاری و دومی را تهدید موجودیتی می‌بیند.

۲- هراس از سرمایه نمادین و مرجعیت اجتماعی: معلم، نویسنده‌ و پژوهش‌گری که پایبند به آگاهی‌بخشی است، از #سرمایه_نمادین و مرجعیت اخلاقی حرفه‌ای در جامعه برخوردار است. به زنجیر کشیدن آنان، تلاشی آگاهانه برای کوچک شمردن این سرمایه، شکستن منزلت اجتماعی و ایجاد وحشت در بدنه‌ی جامعه است؛ نمایشی آشکار از اعمال فشار بر بدن برای مهار اندیشه و  ذهن.

۳- خطر تولید همبستگی ارگانیک: جرائم عام، جامعه را ناامن و اتمیزه می‌کنند؛ وضعیتی که کنترل آن برای قدرت آسان‌تر است. در مقابل، کنش‌گران مدنی شبکه‌سازی می‌کنند، مطالبات گروه‌های مختلف را سازمان می‌دهند و #همبستگی_ارگانیک می‌آفرینند. ساختار در ستیز با جامعه، همواره از انسجام مستقل شهروندان بیشترین نگرانی را دارد و آن را تهدید برداشت می‌کند.

در نهایت، این برخورد سخت‌گیرانه با چهره‌های مدنی مسالمت‌جو، بیش از آنکه نشانه‌ی اقتدار و هژمونی باشد، بازتاب دهنده‌ی ناتوانی عمیق ساختار در برابر مرجعیت اخلاقی، نفوذ کلام و آگاهی رو به رشد جامعه مدنی است.

۹ شهریور ۱۴۰۵