✍️ناصر زمانی/فرهنگی بازنشسته
حمایت از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، حمایت از یک تشکل صرف نیست؛ بلکه دفاع از حق تشکلیابی مستقل، آموزش عمومی باکیفیت و حق زندگی شایسته برای میلیونها انسان مزدبگیر است. معلمان در صف مقدم دفاع از آموزش رایگان، منزلت شغلی، امنیت معیشتی و حقوق اجتماعی قرار دارند و مطالبات آنان از مرزهای یک صنف فراتر رفته و به مطالبات بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده است.
معلمان بخشی جداییناپذیر از طبقه کارگر ایران هستند، زیرا مانند میلیونها مزدبگیر دیگر، مالک ابزار و منابع تولید ثروت نیستند و تنها راه تأمین زندگی آنان، فروش نیروی کار فکری و تخصصیشان در برابر دستمزد است. تفاوت میان کار فکری و کار یدی، تفاوتی در ماهیت کار است، نه در جایگاه اقتصادی و اجتماعی، به این معنا آنچه موقعیت مشترک معلمان، کارگران، پرستاران، کارگران خدمات عمومی و بسیاری از کارمندان مزدبگیر را شکل میدهد، وابستگی همگی آنان به دستمزدی است که هر روز قدرت خریدش کاهش مییابد.
فشار تورم، سقوط ارزش واقعی دستمزدها، گرانی مسکن، درمان و آموزش، ناامنی شغلی، گسترش قراردادهای موقت و کاهش خدمات رفاهی، همه این بخشها را با مشکلاتی مشترک مواجه کرده است. معلمان، پرستاران، بازنشستگان و کارگران، اگرچه در محیطهای کاری متفاوت فعالیت میکنند، اما با یک سیاست اقتصادی مشترک مواجهاند؛ سیاستی که هزینه بحرانهای اقتصادی را بر دوش مزدبگیران میگذارد و سهم آنان را از ثروتی که با کارشان تولید میشود، پیوسته کاهش میدهد.
بازنشستگان نیز از همین چرخه جدا نیستند. آنان نیروی کار دیروز جامعهاند که امروز با مستمریهایی بسیار پایینتر از هزینه واقعی زندگی روزگار میگذرانند. پرستاران نیز در شرایطی مشابه، با کمبود نیرو، اضافهکاری اجباری، فرسودگی شغلی و دستمزدهای ناکافی درگیر هستند. این واقعیتها نشان میدهد که ریشه مشکلات این بخشها مشترک است و راه حلهای پایدار نیز بدون همبستگی آنان دست یافتنی نخواهد بود.
از همین رو، پیوند مبارزات شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان با جنبش کارگری، تشکلهای بازنشستگان، پرستاران و دیگر مزدبگیران، یک انتخاب تاکتیکی یا اقدامی صرفن همدلانه نیست، بلکه ضرورتی عینی است. هنگامی که هر بخش به تنهایی مبارزه میکند، امکان فرسایش، انزوا و عقبراندن مطالبات آن بیشتر میشود. اما هنگامی که این مبارزات بر محور مطالبات مشترکی چون دستمزد عادلانه، امنیت شغلی، حق تشکلیابی، بیمه و تأمین اجتماعی، آموزش و درمان عمومی و مقابله با فقر و نابرابری به یکدیگر گره میخورند، ظرفیت اجتماعی بسیار بزرگتری برای دفاع از حقوق اکثریت جامعه شکل میگیرد.
شورای هماهنگی طی سالهای گذشته نشان داده است که مطالبات معلمان را از چهارچوب محدود صنفی فراتر برده و از آموزش رایگان، آزادی فعالان صنفی، عدالت آموزشی و کرامت انسانی دفاع کرده است. همین ویژگی، آن را به بخشی از جنبش گسترده مزدبگیران ایران تبدیل کرده است. دفاع از این شورا، دفاع از حق سازمانیابی مستقل، از همبستگی اجتماعی و از مبارزه مشترک همه کسانی است که زندگی خود را از راه کار و دریافت دستمزد تأمین میکنند.
در شرایطی که حق تشکلیابی مستقل کارگران، معلمان، پرستاران و دیگر مزدبگیران با محدودیتها و فشارهای گسترده مواجه است، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به یکی از مهمترین تشکلهای مستقل و سراسری مزدبگیران کشور تبدیل شده است. اهمیت این شورا تنها به پیگیری مطالبات فرهنگیان محدود نمیشود، بلکه در آن است که طی سالهای گذشته تجربهای از سازمانیابی، همبستگی و دفاع جمعی از حقوق مزدبگیران را شکل داده و حفظ کرده است. هرگونه فشار و محدودیت علیه این شورا، تلاشی برای تضعیف ظرفیت سازمانیابی مستقل و همبستگی بخش بزرگی از جامعه است. از همین رو، حمایت از شورای هماهنگی تنها دفاع از حقوق معلمان نیست، بلکه دفاع از یکی از مهمترین سنگرهای سازمانیابی مستقل و مبارزه جمعی برای برابری، رفاه اجتماعی و حقوق همه مزدبگیران ایران است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، تقویت پیوند میان معلمان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران، ضرورتی عینی برای افزایش قدرت اجتماعی این جنبشهاست. این همبستگی نه بر پایه شباهت شغلی، بلکه بر پایه منافع و مطالبات مشترکی چون دستمزد متناسب با هزینههای زندگی، امنیت شغلی، حق تشکلیابی، تأمین اجتماعی، آموزش و درمان عمومی شکل میگیرد.
هر اندازه این پیوندها آگاهانهتر، گستردهتر و سازمانیافتهتر شوند، توان جامعه مزدبگیر برای دفاع از حقوق خود، پیشبرد مطالبات مشترک و تغییر توازن قوای اجتماعی به سود اکثریت مردم نیز افزایش خواهد یافت.
یادداشت های مندرج در کانال شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
