پاسخ به بعضی ادعاها درباره شورای هماهنگی و تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

      دیدگاه‌ها برای پاسخ به بعضی ادعاها درباره شورای هماهنگی و تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران بسته هستند

محمود بهشتی لنگرودی

۱. ادعا:
شورای هماهنگی به بن‌بست رسیده و کارکرد خود را از دست داده است.

پاسخ:
شورا در دو دهه ی گذشته با وجود سرکوب، احضار، بازداشت و فشار شدید، هرگز تعطیل نشده است. در همین سال‌های اخیر، شورا ده‌ها بیانیه منتشر کرده، فراخوان داده و در کنار خانواده‌های معلمان زندانی ایستاده است. این استمرار نشان از پایداری مدنی و اثرگذاری مستمر شورا دارد، نه بن‌بست.

۲. ادعا:
تشکل‌ها حلقه‌ای بسته از چند چهره‌ی تکراری‌اند.

پاسخ:
فعالان صنفی با رأی نمایندگان استانی و انتخابات درون‌تشکیلاتی انتخاب می‌شوند. در شرایطی که حکومت اجازه ی ثبت رسمی و گسترش آزادانه تشکل‌ها را نمی‌دهد، ثبات در ترکیب بعضی از اعضای شورا نشانه ی تعهد و پایبندی به اصول جمعی است، نه انحصار.

۳. ادعا:
کانون‌ها از مسیر صنفی منحرف و سیاسی شده‌اند.

پاسخ:
دفاع از معیشت، منزلت و آزادی تشکل، در کشوری که این امور زیر سایه سیاست هستند، ناگزیر رنگ سیاسی می‌گیرد، اما ماهیت آن صنفی است. کانون‌ها هیچ‌گاه ابزار جریان‌های سیاسی نشده‌اند و استقلال خود را با وجود زندان، اخراج و فشار حفظ کرده‌اند.

۴. ادعا:
در شورا رأی معلمان اهمیتی ندارد و تصمیم‌ها در جمعی محدود گرفته می‌شود.

پاسخ:
شورا از نمایندگان رسمی تشکل‌های استانی تشکیل شده و هیچ تصمیمی بدون مشورت جمعی اتخاذ نمی‌شود. در شرایط محدود، این سازوکار تنها راه ممکن برای مشارکت و هماهنگی است.
نقد عدم دموکراسی بدون توجه به محدودیت‌های واقعی، ناعادلانه است.

۵. ادعا:
جنبش صنفی با انحصارطلبی چند نفر به مرگ تدریجی دچار شده است.

پاسخ:
جنبش صنفی متکی به هزاران معلم در سراسر کشور است، نه افراد خاص.
فعالان شناخته‌شده سخنگوی رنج جمعی هستند و اگر فردی کنار رود، دیگری جای او را می‌گیرد.

۶. ادعا:
این افراد( تشکل های عضو شورا ) هنوز مدعی نمایندگی همه فرهنگیان‌اند.

پاسخ:
هیچ تشکلی ادعای نمایندگی تمام فرهنگیان را ندارد. آن‌ها نماینده ی اعضای خود هستند. محدودیت ساختار قدرت، مانع ایجاد نهادهای جدید و تقویت صدای مشترک معلمان شده است. این اتهام یا دروغ بزرگ، نادرست و مغالطه‌آمیز است.

۷. ادعا:
جنبش صنفی سیاست‌زده و قدرت‌طلب شده است.

پاسخ:
جنبش صنفی خواهان آزادی تشکل، کرامت انسانی و عدالت آموزشی است و هرگز در پی قدرت سیاسی نبوده است. زندان و فشار نشان از تعهد به استقلال است، نه تلاش برای کسب قدرت.

۸. ادعا:
شورای هماهنگی باعث ناامیدی و بی‌اعتمادی معلمان شده است.

پاسخ:
بی‌اعتمادی نتیجه ی سرکوب، پرونده‌سازی و ناامنی شغلی است، نه عملکرد شورا. در هر دوره ی رکود، شورا نخستین صدای اعتراض را سامان داده است و استمرار آن در سخت‌ترین سال‌ها، نشانه ی اعتماد است نه زوال.

۹. ادعا:
کانون‌ها به نهادهایی بی‌جان و فرمایشی تبدیل شده‌اند.

پاسخ:
اگر چنین بود، اعضا با احضار، بازداشت و زندان روبه‌رو نمی‌شدند.
کانون‌ها زنده‌اند، و حیاتشان به باور جمعی فرهنگیان گره خورده است.

۱۰. ادعا:
شورا فقط تریبون شخصی چند فعال قدیمی است.

پاسخ:
اولا اصل این ادعا غلط است . بعضی از فعالان باسابقه به دلیل تجربه و تعهد فعال هستند و این نقطه قوت آن است، نه انحصار.

جمع‌بندی:
بعضی ها سعی می کنند تصویری وارونه ارائه دهند اما جنبش صنفی معلمان، در رنج، سرکوب و مقاومت رشد کرده و همچنان زنده و اثر گذاراست.

بنا بر این ضمن تأکید بر شفافیت، پاسخگویی و استقلال، از همه فعالان و اعضای تشکل‌ها دعوت می‌ شود که با مشارکت فعال و نقد سازنده، مسیر دفاع از حقوق فرهنگیان را تقویت کنند.