وقتی حقیقت، تابو می‌شود

      دیدگاه‌ها برای وقتی حقیقت، تابو می‌شود بسته هستند

جستاری از توران سلیمانی
(عضو کانون صنفی معلمان خوزستان)

وقتی قدرت به جای پاسخ‌گویی، پرسشگر را بازخواست می‌کند، مسئله دیگر یک معلم نیست؛ مسئله، ترس از حقیقت و ناتوانی در تحمل نقد است.
وقتی یک معلمِ پرسشگر را بازخواست می‌کنید، تنها آزادی او را تهدید نکرده‌اید؛ بلکه حق اندیشیدن و حق پرسیدن را نشانه گرفته‌اید.
حکومتی که از پرسش یک معلم می‌هراسد، در حقیقت از نسلی می‌ترسد که قرار است به جای «اطاعت»، «پرسیدن» را بیاموزد.
ساختاری که نقد را نه فرصتی برای اصلاح، بلکه تهدیدی علیه خود می‌بیند، معلم را از جایگاه مربی برمی‌دارد و بر صندلی متهم می‌نشاند.
چقدر تلخ است که:
به جای پاسخ‌گویی به پرسش‌ها، از پرسشگر پاسخ می‌خواهید؛
به جای شنیدن صدای اعتراض، برای آن پرونده می‌سازید؛
و به جای ریشه‌یابی نارضایتی‌ها، در پی خاموش کردن صداها هستید.
در چنین وضعیتی، احضارها، بازجویی‌ها و تهدیدها، فراتر از برخورد با یک فرد یا خاموش کردن صدای اوست؛ این‌ها پیامی برای همه است:
«ساکت باشید تا در امان بمانید.»
اما پرسش اینجاست: امنیتی که بهای آن سکوت شهروندان و چشم‌پوشی از حق پرسشگری باشد، چه نسبتی با امنیت واقعی جامعه دارد؟

من، به‌عنوان معلمی که خود را بخشی از این چرخه می‌دانم، می‌پرسم:
اگر قرار باشد معلم، که رسالت ذاتی‌اش پرورش ذهن‌های پرسشگر است، خود از پرسیدن بترسد، دیگر چه چیزی از آموزش باقی می‌ماند؟
وقتی پرسشگری و مطالبه‌گری معلمان را به مسئله‌ای امنیتی تبدیل می‌کنید، جای اعتراض مدنی کجاست؟
چگونه می‌توان به شیوه‌های مدنی مطالبات خود را پیگیری کرد، درحالی‌که مرز میان اعتراض مدنی و تهدید امنیتی را مخدوش می‌کنید؟

معلم منتقد، دشمن امنیت نیست؛
«او دشمن مصونیت قدرت از پرسش است.»
سال‌ها تلاش برای به حاشیه راندن حقیقت با احضارهای دسته‌جمعی و به محاق بردن نارضایتی‌ها با پرونده‌سازی‌های سازمان‌یافته، چه نتیجه‌ای داشته است؟
چرا فکر می‌کنید منتقد را می‌توان با احضار و تهدید خاموش کرد، وقتی علت اعتراض‌ها همچنان پابرجاست؟

قدرتی که توان تحمل نقد را ندارد، پیش از آنکه بتواند منتقد را شکست دهد، توانایی خود را برای اصلاح از دست داده است.
جامعه با دستور ساکت نمی‌شود و سکوت تحمیلی، امنیتی پایدار برای جامعه به ارمغان نمی‌آورد.
«خاموش شدن صدای معترض، به معنای از میان رفتن نارضایتی نیست؛ گاهی فقط آن را از دیدرس خارج می‌کند تا در فرصتی دیگر، با شدتی بیشتر خود را نشان دهد.»
و مهم‌تر اینکه:
«هیچ نظامی با خفه کردن صدای معترضان، مشروع‌تر و پایدارتر نمی‌شود.»
تاریخ بارها نشان داده است که ساختارهایی که صدای جامعه را به‌موقع نمی‌شنوند، دیر یا زود با پیامدهای ویرانگر ناشنوایی خود روبه‌رو خواهند شد.