✍زینب پارسا / معلم
معلم برای انجام وظیفه حرفهای خود علاوه بر حضور در کلاس و تدریس مجموعه ای دیگر از وظایف را بر عهده دارد و مجموعهای از هزینههای آشکار و پنهان را بر دوش او میگذارند یا مجبور است مسئولیت چنین مواردی را بر عهده بگیرد و چنین هزینه هایی را متقبل بشود.
هزینههایی که بخش قابلتوجهی از آن نه در حکم کارگزینی دیده میشود، نه در فیش حقوقی و نه در محاسبات رسمی و نه در گفت و گو های غیر رسمی.
سالهاست در نظام آموزشی ایران، بخشی از امور اجرایی، آموزشی و حتی آمادهسازی محیط مدرسه عملاً بر دوش معلمان قرار گرفته است؛ اموری که افزون بر زمان و توان، هزینه مالی نیز دارند، اما اغلب چنان عادی تلقی میشوند که گویی معلم موظف است آنها را از جیب شخصی خود تأمین کند.
و یا چنان بی اهمیت به نظر می رسند که کسی از آن سخن نمی گوید.
یکی از روشنترین نمونهها، پوشش اداری است. همه میدانیم که پوشاک، کفش و دیگر ملزومات ظاهری یک شغل رسمی، هزینههای سنگینی دارد؛ با این حال، برای معلم هیچ سازوکار مشخصی برای تأمین هزینه پوشاک حرفهای پیشبینی نشده است. در فیش حقوقی معلم، ردیفی برای پوشاک وجود ندارد، اما انتظار برای حضور آراسته و متناسب با محیط آموزشی همچنان پابرجاست. امروز یک دست پوشاک اداری میتواند ۱۰ یا حتی ۲۰ میلیون تومان هزینه داشته باشد؛ رقمی که برای بسیاری از معلمان، بخش بزرگی از درآمد ماهانه آنان را میبلعد؛ آن هم پیش از محاسبه هزینه کفش و دیگر ملزومات.
اما هزینههای معلم به لباس ختم نمیشود.
بهویژه در دوره ابتدایی، آمادهسازی پوشهکار، تهیه برگههای آموزشی، تکثیر فعالیتها، طراحی و اجرای فعالیتهای کلاسی و آمادهسازی فضای کلاس، همگی هزینهبر هستند. چاپ و تکثیر دهها و گاه صدها برگه، تهیه ابزارهای آموزشی و دیداری، آمادهسازی محتوای کلاسی و حتی برخی ملزومات سادهای که برای اجرای یک فعالیت آموزشی نیاز است، در نهایت از جیب چه کسی پرداخت میشود؟
در برخی مدارس و مناطق، حتی هزینه کپی و تکثیر نیز به معلم واگذار میشود؛ گاهی مدرسه امکان یا همکاری لازم را ندارد و معلم ناچار است برای پیشبرد کار آموزشی، شخصاً هزینه کند.
از سوی دیگر، الزام به تهیه و نصب برخی کاغذ ها .. و موارد مورد درخواست گروههای آموزشی، از جمله گروهبندی دانشآموزان، قوانین کلاس، برنامه هفتگی و دیگر موارد اجرایی، هرچند در ظاهر هزینههای کوچکی به نظر میرسند، اما در مجموع به زنجیرهای از هزینههای تحمیلی تبدیل میشوند.
در مدارس مناطق کمبرخوردار، این مسئله ابعاد دیگری نیز پیدا میکند. گاهی معلم ناچار است افزون بر وظیفه اصلی خود، در آمادهسازی و ساماندهی فضای کلاس نیز نقش ایفا کند؛ در حالی که کمتر کسی از حجم کارهایی که در قالب برنامههای مناسبتی و «پروژههای مهر» بر دوش معلمان گذاشته میشود، خبر دارد.
مسئله فقط چند برگه، چند کپی یا یک دست لباس نیست؛ مسئله، عادیشدنِ پرداخت هزینههای نظام آموزشی از جیب معلم است.
البته ناگفته نماند معلمان گاهی برای تامین این موارد از اولیا کمک می گیرند که این مورد خود خود نیز تحمیل هزینه ای تازه به اولیاست و ابعاد ماجرا را پیچیده تر می کند.
معلم نباید برای انجام وظیفهای که بر عهده نظام آموزشی است، از جیب خود هزینه کند یا مجبور باشد از اولیا کمک بگیرد. هزینههای پنهان معلمی، اگر دیده نشوند، همچنان پنهان میمانند؛ و سفره کوچک معلم را کوچک تر می کنند.
