دنیا عباسی
در این شرایط بحرانی اقتصادی که بسیاری از خانوادهها برای تأمین حداقلهای زندگی خود درگیر مشکلات عدیدهای هستند، مدارس به جای اینکه کمکی برای والدین باشند، خود تبدیل به یک معضل اقتصادی جدی شدهاند. هر سال با بازگشایی مدارس، با یک معضل جدید روبهرو میشویم: هزینههای ناگهانی و غیرقابلتوجیه که هیچ سر و تهی ندارند و تحت عناوینی مثل «کمکهای مردمی» یا «برنامههای آموزشی تکمیلی» از والدین گرفته میشود.
این روزها حتی خانوادهها مجبور به خرید درسنامهها و کاربرگهای امتحانی هماهنگ میشوند؛ در حالی که بسیاری از این موارد هیچ ارزش آموزشی خاصی در کلاس ندارند و صرفاً بهانهای برای تحمیل هزینههای بیشتر به والدین هستند. این در حالی است که بهطور رسمی اعلام میشود هیچ پولی نباید از والدین گرفته شود، اما در عمل، مدیران و کادر مدرسه با فشارهای مستقیم و غیرمستقیم خانوادهها را وادار به پرداخت میکنند.
این هزینهها با عنوان «کمکهای مردمی» یا «موارد آموزشی ضروری» مطرح میشوند، اما مگر میشود کمکی که به اجبار و تهدید باشد، واقعاً «کمک» نامید؟ این هزینهها نه تنها از نظر قانونی و اخلاقی قابلقبول نیستند، بلکه در عمل به یک فریب بزرگ تبدیل شدهاند که مسئولین و مدارس برای فرار از پاسخگویی از آن استفاده میکنند.
قربانیان اصلی این هزینههای اجباری، کودکان طبقات فرودست جامعه هستند؛ کودکانی که در مدارسی درس میخوانند که حتی نامی از «سیستم هوشمند» در آن شنیده نشده، اما تحت عناوین ساختگی مجبور به پرداخت هزینههایی میشوند که هیچ تناسبی با وضعیت اقتصادی خانوادههایشان ندارد. این فشارها باعث میشود هر ساله عدهای از کودکان از ادامهی مسیر تحصیل بازبمانند؛ بازماندگانی که بخش بزرگی از آنها دختران هستند. در ادامه همین چرخهی نابرابری، بازتاب مستقیم این وضعیت را در جامعه میبینیم: رتبههای برتر کنکور به طبقهای خاص و مرفه محدود میشود، آمار کودکان کار و کودکهمسری افزایش مییابد و شکاف اجتماعی هر روز عمیقتر میگردد.
در شرایطی که بسیاری از خانوادهها حتی توان خرید لوازم تحریر معمولی برای فرزندان خود را ندارند، چرا باید این هزینههای اضافی را تحمل کنند؟ وقتی مدرسهها هیچ کمکی از دولت دریافت نمیکنند، چرا باید این فشار به دوش خانوادهها باشد؟ آیا واقعاً انتظار داریم مردم این وضعیت ناعادلانه را تحمل کنند و همچنان در برابر مسئولین سکوت کنند؟ اینجا دیگر بحث تنها آموزش نیست؛ اینجا صحبت از کرامت و حقوق مردم است که به راحتی در حال زیر پا گذاشته شدن است.
دیگر وقت آن رسیده که این فریبها و هزینههای اضافی متوقف شوند. مسئولین باید نه تنها هزینهها را شفاف کنند، بلکه باید به قولهای خود عمل کنند و اجازه دهند که آموزش به حق طبیعی هر کودک تبدیل شود، نه اینکه یک تجارت پنهانی و منبع درآمدی باشد.
📌 یادداشتها و مطالب مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
