فرحناز انبارکی -دبیر جامعه شناسی
نهم دی نه نماد وحدت مردم است و نه نشانه مشروعیت؛ نه دی ویترین قدرتی است که از ترس جامعه، به نمایش جمعیت پناه برده است. روزی که قرار بود «حضور مردم» باشد، امروز به ابزار انکار مردم تبدیل شده است. حاکمیتی که به راهپیماییهای سازماندهیشده نیاز دارد، پیشتر اعتماد واقعی جامعه را از دست داده است.
اعتراضات مردمی از دل خیانت به زندگی روزمره زاده شدهاند؛ از سفرههای خالی، از آیندههای دزدیدهشده، از جوانانی که یا بیکارند، یا مهاجر، یا زندانی. این اعتراضات نه پروژهاند و نه اغتشاش؛ اینها پاسخ طبیعی جامعهای هستند که راه نفسش بسته شده است.
تعطیلی مغازهها فریاد خاموش بازاری است که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. وقتی چرخ اقتصاد از کار میافتد، یعنی سیاست شکست خورده است. تورم، فقر و بیکاری فقط عدد نیستند؛ ابزارهای خشونت ساختاریاند که هر روز زندگی میلیونها انسان را خرد میکنند، بیآنکه گلولهای شلیک شود.
بازداشت مردم، سرکوب معترضان و امنیتیکردن نان و زندگی، آخرین پناه قدرتی است که دیگر پاسخی ندارد. حکومتی که از صدای شهروندان میترسد، دیر یا زود با خشم همان صداها روبهرو میشود. زندان، حقیقت را دفن نمیکند؛ فقط آن را خشمگینتر میسازد.
فساد اخلاقی زمانی به اوج میرسد که دزدی سیستماتیک، قانون نام میگیرد و عدالت به امتیاز تبدیل میشود. وقتی فرزندان قدرت مصوناند و فرزندان مردم متهم، وقتی فقر جرم است و رانت فضیلت، دیگر سخن گفتن از ارزشها فقط توهین به شعور جامعه است.
نه دی نمیتواند شکم گرسنه را سیر کند، بیکار را شاغل کند، زندانی را آزاد کند یا آینده را بازگرداند. هیچ روایت رسمی، هیچ رسانه حکومتی و هیچ نمایش خیابانی، قادر نیست واقعیت فروپاشی اعتماد عمومی را پنهان کند.
جامعهای که به بنبست رانده شود، انفجار را انتخاب نمیکند؛ انفجار به آن تحمیل میشود.
و مسئول این وضعیت نه معترض، نه مغازهدار، نه جوان خشمگین؛ بلکه ساخت قدرتی است که سالها شنیدن را نخواست و امروز با فریاد روبهروست.
تاریخ با شعار نوشته نمیشود؛
با رنج مردم نوشته میشود.
