ناگفته هایی از حمله اسرائیل به اوین

      دیدگاه‌ها برای ناگفته هایی از حمله اسرائیل به اوین بسته هستند

محمد حسن پوره
در گفتگو با
محمد حبیبی

 

محمد حسن پوره فعال صنفی معلمان در زمان حمله به اوین مشغول گذران حبس ناعادلانه خود بود.

محمد حسن پوره :
بعد از انفجار با چند نفر از هم بندی های سیاسی رفتیم بیرون بند 4 و متوجه شدیم که درمانگاه اسیب زیادی دیده است .اولین نفری که من دیدم خانم مکارم بود که بهت زده با یک دست اویزان در حال تماشای صحنه انفجار بود.

بعد از انفجار هیچ کس از ماموران و افسر نگهبان ها در ان اطراف نبود به طوریکه من با یکی از دوستان از بند 4 تا بالای زندان سمت کچویی و سالن ملاقات رفتیم بدون اینکه کسی مانع ما شود.

بین درمانگاه تا قرنطینه اجساد زیادی روی زمین افتاده بود از افسر نگهبان ها و سربازان و زندانیان .ان چیزی که از امار کشته شدگان به صورت رسمی اعلام شد از ان چه که ما دیدیم بسیار کمتر بود.

من خودم یک زندانی ترنس از زمان قرنطینه می شناختم .موقعی که وارد درمانگاه شدیم من یک جسد دیدم که چهره اش قابل شناسایی نبود اما از نوع پوشش ولباسش می شد تشخیص داد که ترنس است.
بچه های مالی که از سالن قرنطینه بر گشته بودند می گفتند که تعدادی ترنس در انجا کشته شده اند.

هنگامی که وارد سالن ملاقات شدیم چند جسد خانم دیدیم که از نوع پوشش مشخص بود که از خانواده های زندانیان هستند که برای ملاقات امده بودند.

در جریان انتقال به زندان تهران بزرگ به گونه ای با ما برخورد کردندو رفتارهای توهین امیزی داشتند که همه احساس می کردیم اسیر جنگی هستیم .

باوجود فشارها و مشکلات عدیده ای که در زندان تهران بزرگ وجود داشت نوعی همدلی و همبستگی میان زندانیان از طیف های مختلف سیاسی برای پیگیری خواست های صنفی زندان وجود داشت.

زندانیان سیاسی با وجود اختلاف نظر ها در مسایل صنفی و مواردی همچون نه به اعدام با هم همبستگی و اتفاق نظر دارند.

امیدوارم این همبستگی در بیرون از زندان هم بوجود بیاید.