به نام خداوند جان و خرد
امروز در حالی از «عدالت آموزشی» سخن میگوییم که نظام تعلیم و تربیت کشور در چنبرهای از تناقضات گرفتار شده است. به عنوان عضوی از جامعه فرهنگیان، پرسشهای بنیادینی را خطاب به نهادهای نظارتی و حراستی آموزش و پرورش مطرح میکنم؛ نهادهایی که فلسفه وجودیشان، صیانت از حقوق ذینفعان این دستگاه، یعنی معلمان و دانشآموزان است.
۱. تناقض در آموزش رایگان: طبق اصل 30ام قانون اساسی، آموزش باید رایگان باشد. اما امروز شاهدیم که از مدارس غیرانتفاعی با شهریههای نجومی تا مدارس دولتی که به بهانههای مختلف مبالغی را از خانوادهها مطالبه میکنند، عملاً آموزش به یک کالای طبقاتی تبدیل شده است. وقتی حراست به عنوان بازوی نظارتی، در برابر این «تجاریسازی آموزش» سکوت میکند، آیا رسالت اصلی خود را که حفاظت و حراست از حقوق دانشآموزان و معلمان هست، به فراموشی نسپردهاید؟
۲. شکاف معیشتی و عدالت شغلی: چگونه میتوان از معلمی که دغدغهی معیشت دارد و حقوقش در مقایسه با سایر ارگانهای دولتی (نظیر دادگستری، شهرداری، نفت، برق، تامین اجتماعی، بانک، دارایی و…) به شکلی ناعادلانه بسیار بسیار پایین است و گاهاً تا یک دهم حقوق و مزایای ارگانهای دیگر پایین آمده است، انتظار داشت با تمام توان در کلاس درس حاضر شود؟ چرا حراست ادارات که باید مدافع حقوق حقه فرهنگیان در برابر بیعدالتیهای ساختاری باشد، در برابر این تبعیض فاحش، سکوت کرده است؟
آیا حراست تنها برای نظارت بر رفتار معلم است یا باید صدای رسای معلم در برابر تضییع حقوقش در سطوح کلان مدیریتی نیز باشد؟
۳. بار مضاعف بر دوش معلم: در شرایطی که مدارس ما از حداقل امکانات آموزشی محروماند و معلم مجبور است با روشهای سنتی و فرسایشی، بارِ کمبود تکنولوژی را به دوش بکشد، زحمات او چندین برابر همکارانش در کشورهای پیشرفته است. این «فداکاری اجباری» نه تنها دیده نمیشود، بلکه با حقوقهای ناچیز با آنها به شکلی تمسخر آمیز رفتار میشود، بنابراین وظیفه شماها به عنوان حراست آموزش و پرورش این است که از حیثیت معلمهای ما حراست کنید. حکومتی که هر ارگان آن را بررسی کنید معایب و مضراتش بیشتر از فوایدشان هست چه انتظاری از معلمانش دارید که دهها برابر دیگران توسط خودِ حکومت در حقشان ظلم شده است؟!
سخن پایانی با مسئولین حراست:
وظیفه حراست، تنها رصدِ محدودیتها و گیر دادن به رفتار معلمها نیست؛ بلکه حراست از «شأن معلم» و «حق دانشآموز» مهمترین وظیفه مسئولین حراست ادارات آموزش و پرورش است. وقتی در برابر دریافت شهریههای غیرقانونی در مدارس، یا در برابر شکاف عمیق حقوقی بین معلمان و سایر کارمندان دولت سکوت میکنید، باید از خود بپرسید: آیا این سکوت با رسالتِ «حراست از حق» همخوانی دارد؟ آیا در پیشگاه وجدان و قانون، پاسخگوی این بیعدالتیها هستید؟ اصلاً آیا حقوقی که شماها میگیرد بابتش کار مثبتی انجام دادهاید و حلال هست؟!
از شما مسئولین حراست انتظار میرود به جای تمرکز بر حواشی، به متنِ مشکلات یعنی «عدالت آموزشی» و «معیشت فرهنگیان» ورود کنید. معلمی که دغدغه نان دارد، نمیتواند معمارِ تمدنسازِ آینده باشد. وقت آن رسیده است که حراست، به جای «ناظرِ منفعل»، به «مدافعِ فعالِ حقوق فرهنگیان» تبدیل شود و اگه نمیتوانید استعفا برای همین مواقع هست، بسمالله.
از همکاران و دانش آموزان عزیز انتظار دارم این مطلب را در شبکههای اجتماعی منتشر کنید تا به دست تک تک مسئولین حراست آموزش و پرورش برسد.
انجمن صنفی فرهنگیان شاغل و بازنشسته شهرستان اسلام آباد
