معلم زیر ذره‌بین؛ آموزش‌وپرورش زیر سؤال؟

      دیدگاه‌ها برای معلم زیر ذره‌بین؛ آموزش‌وپرورش زیر سؤال؟ بسته هستند

نقدی بر ارزیابی مکرر عملکرد  معلمان

زینب پارسا

مسئله آموزش‌وپرورش فقط تعدد بخشنامه‌ها نیست؛ مسئله، نگاهی است که از معلم مدام گزارش، مستندات و پاسخ‌گویی می‌خواهد، اما کمتر درباره شرایطی که برای آموزش فراهم کرده، پاسخ می‌دهد.
کمتر پاسخ می دهد که معلمی با ۴۰ دانش آموز چگونه به تمام استاندارد ها برسد؟

معلم باید تدریس کند، کلاس را مدیریت کند، به مسائل تربیتی دانش‌آموزان رسیدگی کند، با خانواده‌ها در ارتباط باشد و هم‌زمان، فعالیت‌هایش را در فرم‌ها و سامانه‌های اداری ثبت کند. پرسش این است: چه سهمی از این فرایندها واقعاً به بهبود آموزش کمک می‌کند و چه مقدار فقط بر بار کاری معلم می‌افزاید؟

ارزیابی عملکرد ضروری است، اما نه به هر شکل و با هر معیاری.
و با ایجاد اضطراب دائمی برای معلمان ، آرامش آنان را برباید.
کیفیت تدریس را نمی‌توان صرفاً با تعداد مستندات، فرم‌های تکمیل‌شده و امتیازهای اداری سنجید. معلمی که وقت بیشتری صرف ثبت فعالیت‌هایش می‌کند، لزوماً معلم موفق‌تری نیست. گاهی آنچه در کلاس اتفاق می‌افتد، بسیار مهم‌تر از چیزی است که روی کاغذ ثبت می‌شود.
و گاهی در نظارت های یک ساعت و یک روزه نه تنها واقعیت کلاس نمایان نمی شود که رویه تظاهر به راه می افتد و وقت بسیاری از معلمان تلف می شود.

از طرف دیگر، چگونه می‌توان عملکرد معلم را سنجید، اما تراکم کلاس، کمبود امکانات، فشارهای اداری و نابرابری شرایط مدارس را نادیده گرفت؟ وقتی مسئولیت کیفیت آموزش بر دوش معلم گذاشته می‌شود، چرا مسئولیت تأمین شرایط مناسب آموزش به همان اندازه مطالبه نمی‌شود؟

بخشنامه ارزیابی عملکرد سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶ آموزش‌وپرورش شهر تهران، با تأکید بر ارزیابی‌های ماهانه و ثبت نتایج در فرم‌های ۷، ۸ و ۹، همین پرسش را پیش می‌کشد: آیا این سازوکارها به حمایت از معلم و رفع مشکلات آموزشی منجر می‌شوند یا صرفاً نظارت اداری را گسترش می‌دهند؟؟
ارزیابی بدون شفافیت، حق اعتراض و توجه به شرایط واقعی کار، می‌تواند به‌جای اصلاح، به ابزاری برای کنترل تبدیل شود.

از منظر حقوق صنفی، معلم باید حق داشته باشد معیارهای ارزیابی را بداند، به نتایج اعتراض کند و در تصمیم‌هایی که بر زندگی حرفه‌ای او اثر می‌گذارند، مشارکت داشته باشد. استقلال حرفه‌ای معلم نیز نباید قربانی الزام به اجرای دستورها و کسب امتیازهای اداری شود.

مطالبه معلمان حذف ارزیابی نیست؛ مطالبه، ارزیابی منصفانه است. نظام آموزشی باید هم از معلم پاسخ‌گویی بخواهد و هم خودش درباره کمبود امکانات، حجم وظایف، کیفیت سیاست‌گذاری و شرایط کار پاسخ‌گو باشد.
یکی از معیار های ارزیابی گروه بندی دانش آموزان است ، آیا ناظران در جریان فضای فیزیکی مدارس هستند؟

معلم را نمی‌توان مسئول تمام مشکلات آموزش‌وپرورش دانست، اما اختیار و امکانات لازم را از او دریغ کرد و بعد عملکردش را با فرم و امتیاز سنجید.

آموزش‌وپرورش زمانی اصلاح می‌شود که ارزیابی، به‌جای افزایش نظارت بر معلم، به بهبود شرایط آموزش کمک کند؛ زیرا مدرسه با انبوه بخشنامه‌ها بهتر نمی‌شود، بلکه با معلمی که فرصت، انگیزه، امنیت حرفه‌ای و امکانات کافی برای آموزش دارد، جان می‌گیرد.

به امید روزی که ارزیابان یاری دهنده باشند نه رنجی تازه بر انبوه رنج ها