✍️ آرام بیداری
معلم برای تدریس به کلاس میرود، اما بخشی از زمان و انرژی او صرف کارهایی میشود که ارتباط مستقیمی با آموزش ندارند؛ فرمهای متعدد، گزارشنویسی، ثبت اطلاعات در سامانهها، مستندسازی و پاسخ به بخشنامههایی که یکی پس از دیگری از راه میرسند.
قرار بود فناوری و سامانهها کار مدرسه را سادهتر کنند؛ اما گاهی نتیجه برعکس شده است؛ معلم به جای اینکه بیشتر کنار دانشآموز باشد، بیشتر پشت سامانههاست.
هر فعالیتی که از معلم خواسته میشود، الزاماً به معنای افزایش کیفیت آموزش نیست.
گاهی یک گزارش چندصفحهای، ساعتها وقت معلم را میگیرد؛ در حالی که همان زمان میتوانست صرف طراحی یک فعالیت آموزشی، بررسی مشکلات یادگیری دانشآموزان یا گفتوگو با خانوادهها شود.
مسئله، مخالفت با ارزیابی و نظارت نیست.
مسئله این است که ارزیابی نباید جای آموزش را بگیرد.
اگر هدف، سنجش عملکرد واقعی معلم است، باید کیفیت تدریس، پیشرفت دانشآموزان، خلاقیت و اثرگذاری آموزشی معیار قرار گیرد؛ نه تعداد فرمهایی که تکمیل شده یا گزارشهایی که در سامانه ثبت شده است.
معلم به زمان نیاز دارد؛
زمان برای فکر کردن، طراحی کردن، آموزش دادن و شنیدن دانشآموز.
مدرسه نباید به ادارهای پر از فرم و سامانه تبدیل شود.
هر دقیقهای که از معلم برای کارهای غیرضروری اداری گرفته میشود، دقیقهای است که از کلاس درس و دانشآموز کم میشود.
معلم را با تعداد فرمها اندازه نگیرید؛
اثر او را در کلاس درس ببینید.
