بینشی جدید در مدل مدرسه سادبری ولی
سخنرانیهای بزرگداشت سیسالگی
نویسنده: دنیل گرینبرگ
ترجمه: شقایق آراسته
نشر نی

مدرسه چه میتواند باشد اگر نقطه شروع آموزش، نه برنامهای از پیش تعیینشده برای آنچه کودکان باید یاد بگیرند، بلکه اعتماد به توانایی آنها برای شناختن، انتخابکردن و ساختن مسیر خودشان باشد؟ مدرسه چگونه میتواند هم محل یادگیری باشد و هم فضایی برای تجربه آزادی، مسئولیت و زندگی جمعی؟
مدرسه سادبری ولی در ماساچوست آمریکا از سال ۱۹۶۸ بر مبنای چنین پرسشهایی شکل گرفت. این مدرسه، که از نمونههای شناختهشده آموزش دموکراتیک و خودراهبر است، ساختار آموزشی متفاوتی دارد: دانشآموزان در تصمیمهای مربوط به زندگی مدرسه مشارکت میکنند، فعالیتهای خود را تا حد زیادی خودشان انتخاب میکنند و یادگیری به کلاس، برنامه درسی اجباری و آموزش مستقیم معلم محدود نمیشود.
دنیل گرینبرگ، از بنیانگذاران مدرسه، در این کتاب پس از حدود سی سال تجربه، به برخی از ایدههای اساسی سادبری بازمیگردد. کتاب مجموعهای از شش سخنرانی است که به مناسبت سیسالگی مدرسه ارائه شده و در آنها تلاش میشود فهم اولیه از مفاهیمی مانند بازی، گفتوگو، دموکراسی و نقش والدین با تکیه بر تجربه سه دهه فعالیت مدرسه بازاندیشی شود.
یکی از موضوعات محوری کتاب، بازی است. در نگاه سادبری، بازی صرفا فعالیتی برای پرکردن اوقات فراغت یا مقدمهای برای یادگیری واقعی نیست. بازی آزاد میتواند بخشی اساسی از زندگی کودک و یکی از راههای شناخت جهان، آزمودن تواناییها، برقراری رابطه با دیگران و شکلدادن به مسیر فردی باشد. گرینبرگ در بازخوانی تجربه مدرسه، اهمیت این وجه از زندگی کودکان را بیش از گذشته برجسته میکند.
گفتوگو نیز در این نگاه صرفا وسیلهای برای انتقال اطلاعات نیست. مواجهه با دیگران، صحبتکردن، شنیدن، پرسیدن و شکلدادن به فهم مشترک، خود بخشی از تجربه یادگیری و زندگی در مدرسه است. از این منظر، مدرسه فقط جایی نیست که در آن معلم چیزی را به دانشآموز منتقل میکند؛ بلکه محیطی است که در آن کودکان و بزرگسالان از طریق روابط و گفتوگو با یکدیگر نیز یاد میگیرند.
اما شاید یکی از مهمترین ایدههای کتاب، بازاندیشی در مفهوم دموکراسی باشد. دموکراسی در سادبری صرفا روشی برای اداره مدرسه یا سازوکاری برای رأیدادن نیست. گرینبرگ از تجربهای سخن میگوید که در آن یکی از دانشآموزان، در پاسخ به پرسش درباره مهمترین عنصر مدرسه، دموکراسی را انتخاب میکند و آن را با مفهوم توانمندشدن پیوند میدهد. از این منظر، دموکراسی یعنی کودک خود را فردی صاحب اختیار، مسئول و مؤثر در زندگی جمعی بداند.
این نگاه البته به معنای حذف ساختار و قاعده نیست. مدرسه سادبری جامعهای بدون قانون نیست؛ بلکه قواعد آن توسط اعضای جامعه مدرسه و با مشارکت دانشآموزان و کارکنان شکل میگیرد. مسئله اصلی این است که کودک صرفا موضوع تصمیمهای بزرگسالان نباشد، بلکه بهعنوان عضوی از یک جامعه، در ساختن و اداره آن مشارکت کند.
کتاب در عین حال از این ایده دفاع نمیکند که مدل سادبری الزاما برای همه کودکان، خانوادهها یا جوامع مناسب است. خود یکی از سخنرانیها به همین مسئله اختصاص دارد: چرا سادبری برای همه کار نمیکند؟ همین نکته اهمیت دارد؛ زیرا تجربه سادبری بیش از آنکه یک نسخه آماده برای بازسازی مدارس باشد، میتواند ما را وادار کند برخی پیشفرضهای معمول درباره مدرسه، یادگیری و رابطه بزرگسال و کودک را دوباره بررسی کنیم.
چرا این کتاب برای ما اهمیت دارد؟
شاید مهمترین ارزش این کتاب برای خواننده ایرانی، نه ارائه یک الگوی آماده برای مدرسه، بلکه گشودن دوباره چند پرسش بنیادی باشد: آیا یادگیری الزاما باید از پیش برنامهریزی و توسط بزرگسالان هدایت شود؟ چه نسبتی میان آزادی و یادگیری وجود دارد؟ کودک تا چه اندازه میتواند در تعیین مسیر یادگیری خود نقش داشته باشد؟ و آیا مدرسه میتواند علاوه بر آموزش، تمرینی واقعی برای مشارکت، مسئولیت و زندگی دموکراتیک باشد؟
در شرایطی که درباره مدرسه اغلب از زاویه برنامه درسی، نتایج امتحانات، کنکور، فناوری یا مهارتهای مورد نیاز بازار کار سخن گفته میشود، سادبری پرسش را یک گام به عقب میبرد: اصلا مدرسه برای چیست؟ شاید مواجهه با این پرسش، حتی اگر در نهایت با بسیاری از پاسخهای سادبری موافق نباشیم، خود ارزشمند باشد.
تجربه سادبری متعلق به زمینه اجتماعی و آموزشی خاصی است و نمیتوان آن را بیواسطه به مدرسه ایران منتقل کرد. اهمیت کتاب دقیقا میتواند در همین فاصله باشد: نه برای یافتن نسخهای آماده، بلکه برای اینکه به تجربهای متفاوت نگاه کنیم و از خلال آن درباره مدرسه، یادگیری، آزادی، مسئولیت و معنای دموکراسی در آموزش دوباره فکر کنیم.
