جعفر ابراهیمی/معلم
کودکان ما هر روز به اشکال مختلف کشته میشوند؛ وقتی به خاطر فقر و نداری، آرزو و امیدشان میمیرد و رو به مواد مخدر میآورند، سرقت میکنند یا دچار افسردگی میشوند. کودکی که به خاطر تنگدستی و فقر از خانواده متنفر میشود و پدر را به گلوله میبندد، در همان لحظه خودش نیز کشته میشود. وقتی ویدئو و عکسهایشان را میبینیم که تا کمر در سطل زباله فرو رفتهاند، یا وقتی میبینند که در آینده، با آموزش پولی، جایی برایشان وجود ندارد، در همان لحظه استیصال، این کودکان میمیرند و فقط نفس میکشند. مسئول مستقیم و بلافصل این وضعیت حکومت است.
اما حکومت به این کودککشی راضی نمیشود. وقتی در میان اعتراض و قیام مردمی خود را در خطر میبیند، مانند گذشته چشم بر همهچیز میبندد و با شاتگان بر شقیقه کودکان شلیک میکند. ۲۵۰ کودک، دستکم آماری است که از جانباختن کودکان به دست حکومت در دیماه سال پیش حکایت دارد. در رابطه با قیامهای پیشین نیز حکومت چنین کرده است.
از طرف دیگر، کودکان با بمبهای آمریکا و حملات اسرائیل، از جمله در میناب، هدف حمله قرار میگیرند و جان عزیزشان قربانی دو سوی این وحشیگری میشود. اسرائیلی که کودککش بودنش بر همگان مبرهن است، به اسم مبارزه با حکومت ایران به میدان میآید، اما انسانهای بیگناه و کودکان را میکشد. آمریکای مدعی آزادی نیز که دخالتهای امپریالیستیاش شهره است، به کمکش میآید تا کشتار میناب رقم بخورد.
ادامه داستان جالب است: رئیسجمهور حکومت ایران، پزشکیان، میناب را پرچم تظلمخواهی در سازمان ملل میکند؛ در حالی که حکومت او به کودککشی ادامه میدهد. کودک کولبر و کودک بلوچ میکشد و پا را فراتر میگذارد و از طریق قوه قضاییه، برای معترضانی حکم اعدام صادر میکند که هنگام دستگیری کودک بودهاند.
در پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان»، احکام اعدام زیر صادر شده بود:
– علیرضا سپاهی، متولد ۱۳۸۰، محکوم به چهار بار اعدام
– ابوالفضل سپاهی، متولد ۱۳۸۲، محکوم به سه بار اعدام
– علیرضا رئیسی، متولد ۱۳۸۳، محکوم به دو بار اعدام
– قائم حسینی، متولد ۱۳۸۴، محکوم به دو بار اعدام
– گلمحمد محمدی، متولد ۱۳۸۱، شهروند افغانستان، محکوم به دو بار اعدام
– امیرحسین صفری، متولد ۱۳۷۷، محکوم به اعدام
– امیرحسین ملکی، متولد ۱۳۸۵، محکوم به اعدام
– علی دشتی، متولد ۱۳۸۵، محکوم به اعدام
– امیرحسین ابراهیمی انالوجه، متولد ۱۳۸۵، محکوم به اعدام
– شروین باقریان، متولد ۱۳۸۶، محکوم به اعدام
– عرفان اسفندیاری، متولد ۱۳۸۶، محکوم به اعدام
– ابوالفضل ابراهیمی، متولد ۱۳۸۶، محکوم به اعدام
از این میان، تاکنون ظالمانه افراد زیر به چوبه دار سپرده شدهاند:
۱. عرفان اسفندیاری
۲. گلمحمد محمدی
۳. ابوالفضل سپاهی
۴. امیرحسین صفری
۵. قائم حسینی
۶. علیرضا سپاهی
۷. علیرضا رئیسی
۸. امیرحسین ملکی
۹. امیرحسین ابراهیمی انالوجه
و افراد زیر همچنان در انتظار چوبه دار هستند:
۱. شروین باقریان
۲. علی دشتی
۳. ابوالفضل ابراهیمی
پزشکیان در حالی که یکی از عکسهای کودکان میناب را در سازمان ملل در دست دارد و از حمله آمریکا و اسرائیل شکایت میکند، یادش رفته که چه تعداد کودک را در خیابان کشتهاند و چه تعداد معترض را در کمتر از ۸ ماه اعدام کردهاند. از نظر او لابد عرفان را که ۲۸ تیر به چوبه دار سپردند، جزو کودکان این سرزمین نیست. لابد همان موقع امیرحسین ملکی و امیرحسین ابراهیمی که روز ۱۲ آبان اعدام شدند و شروین و علی و ابوالفضل، اخبار هشت و سی پزشکیان را تماشا میکردند یا درباره حرفهایش شنیده بودند و به این فکر کردهاند که آیا ملاقات آخری در کار هست یا نه؟
یکی از کارگزاران نظام زمانی گفته بود: ما چهارشنبه اعدام میکنیم تا خانوادهها روزهای پنجشنبه و جمعه فراغت داشته باشند برای کفن و دفن. خب، این بار هم این دو را در این روز به قتل میرساندید تا ۱۳ آبان پربار شود.
بدبختانه برخی به جای اعتراض به اصل اعدام، از جمله اعدام کودکان، دنبال این هستند که ببینند امیرحسین ابراهیمی که دو روز پیش و عرفان اسفندیاری که ۲۸ تیر اعدام شدند، هنگام دستگیری ۱۸ سالشان تمام شده بود یا چند روز به ۱۸ سالگی مانده بود. از برخی فعالان و نهادهای حقوق کودک نیز صدایی شنیده نمیشود، جز درخواست از رئیسجمهور، رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه برای اجرای برخی قوانین؛ از کسانی که امربر دستورات رهبری هستند، رهبریای که خدای دهه شصت را احضار کرده است.
حالا از تدقیق سن کودکی برخی زندانیان توسط برخی فعالان بگذریم. هر سه این کودکان، شروین باقریان، علی دشتی و ابوالفضل ابراهیمی، که در زندان به جوانی رسیدهاند، در انتظار اعداماند.
کارزار سهشنبههای نه به اعدام پیشتر نسبت به وقوع این جنایات در زندان و اعدامها، از جمله اعدام زندانیان، هشدار داده بود. جالب اینکه تنها بازنشستگان شریف بودند که این صدا را به خیابان آوردند. اگر چون آنان قادر نیستیم علیه اعدام شعار دهیم، کارهای دیگری میتوان کرد. کارزار همیشه تأکید کرده است که اعدام را با قدرت جمعی میتوان متوقف کرد. حالا هم کارهای زیادی میتوان کرد؛ از جمله کنار گذاشتن رفتارهای فرقهگرایانه و مخالفت با اعدام بدون اما و اگر و اتحاد علیه اعدام.
هنوز میشود این حکومت را بیشتر افشا کرد. هنوز میشود درباره اعدام بهعنوان قتل حکومتی گفت و نوشت و نه به اعدام را به مطالبهای اجتماعی تبدیل کرد. علیه این اعدامها موضع گرفت، ریشههای آن را واکاوی کرد و بهعنوان اصلیترین ابزار سرکوب، در برابرش مقاومت کرد.
هنوز میشود صدای زندانیان اعتصابی کارزار سهشنبههای نه به اعدام شد، اگر تاکنون نبودیم. امروز در آن سوی دنیا، فعالان حقوق بشر به کارزار سهشنبههای نه به اعدام میپیوندند. به هر شکل ممکن میتوان این کار را کرد. شاید اعدام و کودککشی در زندان متوقف شود.
مانند شعار کارزار: «قدرت ما در همبستگی جمعی ماست»؛ برایش بکوشیم.
